Quantcast
ورود عضویت


1

نقد فیلم خالتور

​​​​​​سلام جناب کاظمی ممنون از نقد بسیار خوب شما زمانی عاشق سینما بودم اما خوشبختانه مدتهاست که سینمای شخمی و آب دوغ خیاری ایران را به خودم تحریم کرده ام، اما گاه پیش می آید که از سر توفیق اجباری و تصادف و بالاجبار برخی فیلم های میلیاردی سینما را در شبکه های ماهواره ای می بینم، و ضمن تأسف به حال و روز هنر و سینما و فرهنگ کشورم، به خودم می گویم که چه خوب شد که وقت و پولم را برای اینگونه فیلم درِ پیت صرف نکردم. فیلم هایی چون 50 کیلو آلبالو، من سالوادور نیستم، خالتور و ... فیلم هایی مشابه این فیلم ها و به خصوص خالتور، چنان سخیف و سطح پایین هستند که واقعاً به قول شما توهین آشکار به مخاطب است.  باید هم به حال ذائقه مخاطبین تأسف خورد و هم به حال دست اندر کاران فیلم، مخاطبینی که به مرحله ای از پوچی و بی تفاوتی تنزل یافته اند که حاضرند وقت گرانبها و مغز پررمز و رازشان را با نگاه به چنین فیلم های آزار دهنده ای که نام فیلم سینمایی را به یدک می کشند، هدر دهند و از طرفی، به ظاهر هنرپیشه گانی که به خاطر گذران زندگی و دیده شدن در پرده سینما حاضرند هر گونه فیلم نامه دون مایه و بی محتوایی را بپذیرند و خودشان را دلقک و بازیچه کارگردانان و تهیه کنندگانی سازند که به عمق سقوط فرهنگی جامعه پی برده اند و به خوبی می دانند که چگونه می توان با حداقل هزینه و کوتاه ترین زمان، در لوکیشن هایی محدود و پرزرق و برق، با تعدادی دیالوگ سخیف و بی مایه، ترجیحاً جنسی و زیر زانویی، و با چند بشکن و بالا بنداز با قیافه ها و گریم ها و لباس هایی جیغ و نامتعارف، سر وته یک داستان به غایت منزجر کننده و بی پایه و اساسی را که در نهایت معمولا به عروسی و جاده شمال و یک ماشین لوکس ختم گردد را به هم بدوزند و با دیسپلین و موجه، محترمانه پول مردم را در گیشه ها جارو کنند و عزمشان را برای ساخت فیلم پست دیگری جزم کنند و نامردانه لگدی بر تن نحیف فرهنگی این جامعه وارد کنند و سقوط به اعماق تباهی و لوده گی را تسریع ببخشند. کسانی که می دانند جامعه نقطه ضفش چیست، و از آن به بدترین شکل سوء استفاده می کنند. چه خوب گفته استاد بزرگ سینمای جهان عباس کیارستمی، که یکی از بزرگترین خدمتهای  انقلاب به سینمای ایران، تحریم و محدود کردن سینمای خارجی بود که این فضا باعث شد که فیلم های ما دیده شود اما چه ابر کارگردانان  و هنرپیشگانی که به کناری رانده شده اند و چه  ابرلوده گانی که به نام هنر به تاخت می تازند.  در این زمانه بی هیاهوی لال پرست      خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را        برای اینهمه مردم ناباور خیال پرست.         

4

کمی فاصله از شعار ( ملی و راه های نرفته اش )

  تهمینه میلانی همواره دغدغه ی زنان در جامعه را داشته و در این فیلم هم به این موضوع پرداخته است . ملی و راه های نرفته اش شعار دارد اما مثل آتش بس 2 ( ساخته تهمینه میلانی) فیلمی پر از شعار نیست و می توان از آن به عنوان اثر سینمایی نام برد تا مشاوره خانوادگی ( آتش بس 2 ) تهمینه میلانی هر آن چیزی را که در ذهن داشته از سنت های جامعه ایرانی درباره ی ازدواج تا آشنایی های  قبل از ازدواج ، از تبعیض بین مرد و زن تا مغالطه های عاشقانه رایج در میان مردم ، قوانین مربوط به زنان و موسسات حامی زنان قربانی تا خیانت و... بر روی یک داستان پیاده کرده ست . داستانی که پخته نیست و به جز میانه های فیلم در ابتدا و انتها دارای ضعف های جدی است .این فیلم را می تان به سه بخش ابتدا ، میانه و انتها تقسیم کرد : ابتدای فیلم : در ابتدای فیلم کارگردان شعار هایی را پشت سر هم از زبان کاراکتر ها شلیک می کند و به دلیل عدم پرداخت شخصیت ها گویی این خود تهمینه میلانی است که از زبان شخصیت های فیلم سخن می گوید به عنوان مثال  من هنوز نمردم پسر هارت و پورتت رو هم بذار برای وقتی که زن گرفتی  میزنی لت و پار میشه رو دستمون میمونه ها  خواستگار کجا بود یکی پیدا نمیشه در این خونه رو بزنه  دکتر و غیردکتر نداره که آدم نفهم نفهمه این ها فقط چندتا از شعارهایی است که در فاصله چند ثانیه از زبان شخصیت های مختلف شلیک می شوند . نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که این حرف ها به خودی خود نه تنها اشتباه نیستند بلکه اغلب حرف های درستی می باشند اما برای گفتن آن ها باید روی شخصیت ها کار کرد تا تناسب بین اون حرف و شخص برقرار شود . ابتدای فیلم حوادث مهمی را به سرعت نشان می دهد و می گذرد گویی کارگردان می خواهد هر چه سریع تر به میانه های فیلم برسد و این باعث می شود ابتدای فیلم نتواند مخاطب را با خود همراه کند . علاوه بر این ملی ( ملیحه) کمی اغراق آمیز خنگ و ساده نشان داده می شود و گفت و گو های او با دوستش در ابتدای فیلم به شدت حالت ساختگی و مصنوعی بودن را القا می کند .  میانه ی فیلم : نقطه ی قوت فیلم میانه های آن است که فیلم احساسات مخاطب را با خود همراه می کند و تفکر کارگردان این بار در قالب قصه و داستان ( نه شعار ) تبلور می یابد . اوج ماجرا وقتی است که ملی از دست سیامک به خاطر رابطه با دختری دیگر ناراحت است و سیامک در جواب او می گوید : " من مرد هستم برای من که ضرر ندارد " در اینجا کارگردان به خوبی توانسته در قالب قصه و پرداخت شخصیت ها این را منتقل کند که اگر رابطه با چند نفر برای یک دختر بد است ، رابطه با چند دختر برای پسر هم بد است و به همان اندازه بد است . این سکانس می تواند به عنوان بهترین سکانس فیلم انتخاب شود . در رفتار سیامک نوعی مغالطه ی عاشقانه به صورت افراطی دیده می شود و آن خودخواهی در عشق است  که کم کم به شکاکی و کتک ختم می شود . این مغالطه در بسیاری از ترانه ها و آهنگ های امروزی نیز ( مخصوصا پاپ ) دیده می شود مثل : " فقط مال من باش " ، " فقط با من بمون " ، " فقط به من توجه کن " و...که بیش تر از سوی یک مرد عاشق  گفته می شود .  همان طور که گفته شد در میانه های فیلم مخاطب با فیلم همراه می شود و تا حد قابل قبولی مشکلات زنان در جامعه بیان می شود البته رفتار های سیامک کمی بیش از حد غیرمعقول هست و یک علامت سوال را برای تعمیم مشکلاتی که در فیلم هست به کل جامعه ایجاد می کند اما باید تاکید کرد کم نیستند چنین خانواده هایی و حتی بدتر که تهمینه میلانی قطعا با تعدادی از آن ها برخورد کرده است . البته نمی توان گفت که باید این رفتار ها به عموم جامعه تعمیم داده شود . انتهای فیلم : رفتار های خانواده ی ملی کمی غیرمنطقی به نظر می آید و بیش از حد به سنت گره زده می شود جملاتی مانند طلاق تو فامیل ما رسم نیست و ... که بیش تر شبیه نسل قبل هست تا الان و کلا کمی اغراق به صورت غلط که با فضای فیلم جور در نمی آید در بسیاری از بخش ها دیده می شود . پس از چندین شعار و حرف فیلم کم کم به پایان می رسد و ابتدا و انتها ی فیلم مخاطب را نمی تواند با خود همراه کند که به ضعف فیلمنامه و گسستگی در آن بر میگردد البته قسمت پایانی فیلم در عین ضعیف بودن یک نکته ی مثبت دارد و آن این است که آخر فیلم مشخص نمی شود آیا سیامک مرده یا نه دوست ملیحه توانسته از کشور خارج شود یا نه آیا خانواده ملی حقیقت ماجرا را فهمیده یا نه و سوال های دیگر . این نوع پایان القا کننده این است که سردرگمی در مورد زنان در جامعه همچنان ادامه دارد زنانی که نمی دانند باید چکار کنند و به بن بست رسیده اند جمع بندی : در کل این فیلم با وجود ضعف در داستان و همچنین شعارزدگی در برخی جاها و عدم پرداخت شخصیت ها نسبت به فیلمی مانند آتش بس 2 بسیار فیلم خوبی است ( نسبت به آتش بس 2 )و در کل می توان گفت که با فیلم قابل قبولی مواجه هستیم .

8

مصادره آغاز حرفه ای شدن

مصادره فیلمی روان و در حقیقت آغاز روند حرفه ای شدن در سینمای طنز است .فیلمبرداری دقیق و کاملا حرفه ای و طراحی دکور و لباس بی نظیر در کنار موسیقی و تدوین مدرن گواهی این مدعاست.طنز سیاسی و البته سفارشی فیلم نه تنها به فیلم لطمه نزده بلکه به مذاق تماشاچی ایرانی که علاقه به سیاست و شوخی های خط قرمزی دارد خوش می اید.در کل فیلم با یک تیم کاملا حرفه ای و با سرمایه کلان و دید تجاری تولید شده که با توجه سلایق ایرانی و کمدی موقعیت و همچنین هنرنمایی بی بدیل رضا عطاران اثر موفقی از کار در امده.البته از تاثیر بسیار زیاد چهره پردازی و طراحی لباس و صحنه و همچنین هنرمندی تمام عیار تیم فیلمبرداری نیز نمیشود چشم پوشی کرد.همچنین کارگردانی مهران احمدی به عنوان فیلم اول عالی.

7

تجربه متفاوت

فیلم از همان ابتدا خود را از ردیف فیلم های امروزی بیرون میکشد و وارد دنیای مخصوص خودش میشود. دنیایی که با گذشت هر ثانیه از فیلم خودش را بیشتر نمایان می کند و به شما حس متفاتی نسبت به زندگی القا میکند. به نظر من این فیلم میخواهد به نحوی کوچک و ناچیز بودن انسان را نشان دهد. میان یک انسان با منطق و متفکر و یک انسان مجنون فاصله ای نیست . جنون در لایه لایه این فیلم وجود دارد هرگز نمیتوان فیلم را یم نقد کامل کرد چون دارای زوایای دید متفاوتی است به طور کلی فیلم از بعد دیگری که هر انسان میتواند از خود نشان بدهد سخن میگوید و هر کدام از ما به نوعی جنون در داخل خود داریم......



بازی
فیلم
سریال
مطالب