Quantcast
لوکتو | پنج دلیل که چرا بازی Heavy Rain فیلم تعاملی بدی است
ورود عضویت

پنج دلیل که چرا بازی Heavy Rain فیلم تعاملی بدی است

توسط رامتین کاظمی در تاریخ 06 خرداد 1397
پنج دلیل که چرا بازی Heavy Rain فیلم تعاملی بدی است

بازی Detroit: Become Human، اثر جدید ذهن مرموز دیوید کیج به تازگی عرضه شده تا بار دیگر یکی از فیلم‌های تعاملی او را تجربه کنیم. به همین بهانه، نگاهی به یکی از جنجالی‌تری بازی‌های او، Heavy Rain می‌اندازیم.

بازی Heavy Rain در سال 2009 برای کنسول پلی استیشن 3 عرضه شد و در زمان خود بسیار مورد توجه قرار گرفت. بازی گرافیک فوق‌العاده‌ای داشت و پیچش‌های داستانی آن، مخاطبان خود را شگفت‌زده کرد. اما اگر از بازی کمی فاصله بگیرید و از دور به آن نگاه کنید، یا مثل نویسنده این مطلب، با چند سال تأخیر و پس از تحول فیلم‌های تعاملی سراغ این بازی بروید، متوجه می‌شوید که داستان بازی Heavy Rain در واقع چقدر احمقانه است. بازی Heavy Rain بازی بدی نیست اما به عنوان یک فیلم تعاملی دارای ایرادات فراوانی است که در ادامه به پنج مورد از ایرادات اساسی آن اشاره می‌کنیم. مشخص است که این مطلب حاوی اسپویلر است.

.

.

.

1. اسکات شلبی قاتل اوریگامی است

حتما هنگامی که بازی Heavy Rain را بازی کردید، از مشخص شدن هویت قاتل زنجیره‌ای بازی، ملقب به «قاتل اوریگامی» یا Origami Killer بهت‌زده شدید. اسکات شلبی (Scott Shelby)، کارآگاه خصوصی میانسال و سنگین‌وزن بازی، قاتل اوریگامی بود و این مسئله، مخاطبان بازی را به شدت شگفت‌زده کرد، اما اگر خوب به آن فکر کنید، متوجه پوشالی بودن این پیچش داستانی می‌شود. در انتهای بازی، در یک سکانس فلش‌بک، اسکات و برادرش جان، در یکی از عجیب‌ترین سایت‌های ساختمانی مشغول بازی قایم موشک هستند و بنا به دلایلی، برادر اسکات درون یک لوله باز آب می‌افتد. پدر الکلی اسکات و جان به التماس‌های اسکات برای نجات برادرش اهمیتی نمی‌دهد و در یک نمای به شدت دردناک، جان در مقابل اسکات چشم می‌بازد. در نتیجه، اسکات به خانه‌های مختلف برای نگه‌داری سپرده می‌شود و تصمیم می‌گیرد تا میزان عشق و علاقه دیگر پدران نسبت به فرزندانشان را با کشتن پسران آن‌ها مورد آزمایش قرار دهد. اما این انگیزه نه تنها خیلی ناگهانی به مخاطب ارائه می‌شود، بلکه به دلیل عدم پرداخت مناسب کاراکتر اسکات شلبی در طول بازی، برای هر شخصیت دیگری قابل کاربرد است. در واقع اگر شان، پسر ایتن مارس، از شخصیت‌های بازی، برای تنبیه پدر و انتقام خون برادرش، خود را در یک چاه آب زندانی کرده بود و منتظر عکس‌العمل پدرش شده بود، داستان بازی بسیار منطقی‌تر و از نظر احساسی، تأثیرگذارتر جلوه می‌کرد. همچنین در طول بازی شما کنترل اسکات را نیز بر عهده دارید که در حال یافتن قاتل اوریگامی است. این مسئله بسیار مسخره به نظر می‌رسد. اگرچه در پایان مشخص می‌شود که اسکات به دنبال جمع کردن مدارک و نابودی آن‌ها بوده اما دو سوال بی‌پاسخ می‌ماند. چرا پلیس با داشتن این مدارک نتوانسته اسکات را پیدا کند و چرا در طول بازی، صدای اسکات را می‌شنویم که در حال بررسی مدارک موجود علیه قاتل اوریگامی است؟ چرا او قبل از پاک کردن مدارک جرم در فروشگاه آنتیک، به پلیس زنگ می‌زند؟ در واقع این سوال را باید از دیوید کیج بپرسیم که چرا اینقدر توهین‌آمیز مخاطب خود را گول زده است؟

Heavy Rain

2. بی‌هوش‌شدن‌های ایتن

در ابتدای بازی به نظر می‌رسد که ایتن مارس (Ethan Mars) قهرمان بازی است. مردی که پس از مرگ پسر اولش که ناشی از سهل‌انگاری خود او و عدم توانایی‌اش از یک کودک خردسال و البته کندذهنی شدید پسرش بوده، به شدت افسرده است. سپس پسر دوم او نیز که در کنار او بوده دزدیده می‌شود تا متوجه شدیم با بدترین پدر قرن مواجه هستیم. ایتن دچار بی‌هوشی‌های عجیبی در طول بازی می‌شود و هنگام به هوش آمدن، خود را زیر باران با یک اوریگامی در دست پیدا می‌کند. آیا باید به عنوان مخاطب شک کنیم که ایتن در بی‌هوشی کودکان را به قتل می‌رساند و برای خود نشانه می‌گذارد؟ اگرچه مشخص می‌شود که ایتن قاتل نیست، اما اگر توجه کنید، می‌بینید که ماهیت بی‌هوشی‌های ایتن نه تنها مشخص نمی‌شود بلکه اساسا ربطی هم به بازی ندارند! اگرچه از بی‌هوشی‌های ایتن برای این استفاده شده که ایتن به خود شک کند، اما اگر این قضیه را از داستان حذف کنیم و ایتن این بی‌هوشی‌ها را نداشته باشد، باز هم انسانی از نظر روانی شکسته و البته به شدت غیرقابل تحمل است که باید به بازی‌های قاتل اوریگامی تن دهد. و در نهایت، اوریگامی‌ها چگونه در دست او ظاهر می‌شدند؟

heavy rain

3. مدیسون

اساسا نحوه آشنایی مخاطب با مدیسون اشتباه است. پس از راه افتادن داستان و آغاز جستجوی ایتن برای پسرش، با زن جوانی آشنا می‌شنویم که به محض بیدار شدن از خواب توسط افرادی ناشناس با چهره‌های پوشیده که قصد کشتن او را دارند، تعقیب می‌شود. آیا مدیسون فرد مهمی است؟ او چه نقشی در داستان دارد؟ چرا عده‌ای باید او را بکشند؟ پس از یک بخش تعقیب و گریز طولانی که خسته‌کننده نیز می‌شود، متوجه می‌شویم که 10 دقیقه گذشته توسط دیوید کیج سر کار گذاشته شده‌ایم و این‌ها کابوس مدیسون بوده که ظاهرا به بی‌خوابی مبتلا است. مسئله‌ای که در ادامه بازی نیز کاملا فراموش می‌شود. همچنین، نحوه وارد شدن مدیسون به داستان کاملا اجباری به نظر می‌رسد. او به یک متل می‌رود زیرا ظاهرا تنها در جایی می‌تواند بخوابد که یک مدیر هیز دارد و متوجه می‌شود که حال ایتن، همسایه‌اش چندان خوب نیست و تصمیم می‌گیرد به جای مراجعه به پلیس، به او کمک کند. نه تنها در تمام طول بازی این سوال ایجاد می‌شود که مدیسون دقیقا چرا خود را قاطی زندگی ایتن می‌کند، بلکه چگونه ممکن است عاشق مردی شود که نه او را می‌شناسد و نه او را در وضعیتی غیر از در حال مرگ دیده است. این مسائل به هیچ وجه در طول بازی بررسی نمی‌شوند و تا آخر مدیسون زن فضولی که در نهایت قهرمان داستان می‌شود، باقی می‌ماند. دیوید کیج کاراکتر مدیسون را به گیمر تحمیل می‌کند. حذف مدیسون که کاملا به سه شخصیت دیگر بی‌ارتباط است و پرداخت بیشتر به ایتن و جیدن، می‌توانست منجر به بازی بهتری شود.

Heavy Rain

4. چاله‌های داستانی متعدد، ناامیدکننده و آزاردهنده

اگر Heavy Rain را با دقت و با این فرض که در حال تماشای یک فیلم هستید، دنبال کنید، متوجه می‌شوید که در حال غرق شدن در چاله‌های داستانی بازی هستید. با هم نگاهی به تعدادی از این چاله‌های داستانی می‌اندازیم:

1) اگر مدیسون در انتهای بازی به بیمارستان برسد، از کشف هویت قاتل اوریگامی شگفت‌زده می‌شود. چرا؟ او نه تنها اسم اسکات شلبی را هیچوقت نشنیده، بلکه اصلا با او برخوردی نداشته است. او دقیقا به چه واکنش نشان می‌دهد؟

 

2)  قبلا هم به این موضوع اشاره کرده بودیم: چرا والدین قربانیان تمام مدارک مربوط به پرونده قاتل اوریگامی را، پرونده‌ای که نه تنها در جریان است، بلکه اهمیتی بسیار برای نیروی پلیس دارد، در اختیار دارند؟ پلیس چرا این مدارک مهم را در اختیار ندارد و چگونه می‌خواهد بدون بررسی سرنخ‌هایی که به خانواده قربانیان پس داده، قاتل را پیدا کند؟

 

3) فراری دادن ایتن توسط جیدن، قاتلی زنجیره‌ای که قاعدتا باید تحت نظارت شدید باشد، به شدت مسخره است. جیدن در اداره پلیس یک نیروی مهمان است که به هیچ وجه محبوب نیست. پلیس بهانه کافی برای تحت فشار گذاشتن جیدن پس از فرار ایتن را دارد، اما پس از فرار ایتن، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و پلیس نیز عملا این اتفاق را نادیده می‌گیرد. آن‌ها حتی از جیدن درباره فرار ایتن سوال هم نمی‌پرسند.

 

4) پلیس هیچ مدرک موثقی برای ارتباط قتل‌های اوریگامی به ایتن ندارد. تنها دلیل دستگیری ایتن این است که او بی‌هوش می‌شود، در خواب راه می‌رود، کابوس می‌بیند، همسر سابقش دل خوشی از او ندارد و روانپزشکش نیز پس از کتک خوردن اظهار کرده که او ممکن است خطرناک باشد (مورد آخر حتی از نظر قانونی می‌تواند باعث آزادی ایتن شود). اگرچه توجیه دیوید کیج این بوده که پلیس به دنبال سپر بلا بوده، اما اصلا قابل باور نیست که آن‌ها تنها با همین دلایل کاملا پوچ و پوشالی، دستگیری ایتن را جشن گرفته‌اند! اساسا چنین پلیس‌های بدی چگونه استخدام شده‌اند؟

 

5) اگرچه کار ایتن پروفایل‌سازی و بررسی روانی مظنونین است، اما او این کار را نه با دانش روانشناسی خود، بلکه با یک تکنولوژی بی‌نظیر انجام می‌دهد و البته در نهایت، روابطی را پیدا می‌کند که در پرونده‌های او وجود ندارد. برای مثال، هنگام مراجعه به کلوب شبانه، او ناگهان به این نتیجه می‌رسد که قاتل باید یک پلیس تعلیق‌شده به نام اسکات شلبی باشد زیرا قاتل ساعتی را داشته که از هر جایی ممکن است خریداری شده باشد و اسکات نیز که نه حقوق مناسبی در عمرش گرفته و نه پولی از کسی به ارث برده، به نحوی توانسته یک انبار خریداری کند. نحوه حل پرونده توسط جیدن آنقدر بد نوشته شده که تنها از یک نویسنده بد برمی‌آید.

 

6) مدیسون چگونه از انفجار آپارتمان زنده بیرون می‌آید؟ پناه‌گرفتن در یک یخچال کوچک که فاقد هوای کافی است، چگونه می‌تواند یک انسان را از یک انفجار نشان دهد؟ چگونه بعد از انفجار که قاعدتا از شدت آتش کم نمی‌کند، مدیسون سالم و بدون خراش از آپارتمان بیرون می‌آید؟

 

7) جیدن مبتلا به اعتیاد شدید مواد مخدر است و عملا بدون مصرف قرص، قادر به انجام هیچ عملی نیست. نه تنها در طول بازی مشخص نمی‌شود که چرا جیدن به مواد مخدر رو آورده، بلکه مشخص نمی‌شود که نیروی پلیس و مخصوصا FBI چگونه برای چنین شغل مهمی یک فرد معتاد را استخدام کرده و در طول فعالیتش، متوجه اعتیاد کاملا آشکار او نشده است؟

 

8) چرا نیروی پلیس هیچوقت از اسلحه خود علیه ایتن در متل استفاده نمی‌کند؟ چرا شلبی به جای تیراندازی به مدیسون که به شکل احمقانه‌ای برای فرار از یک جرثقیل بالا می‌رود و هیچ راه فراری برای خود نمی‌گذارد، به دنبال او می‌رود؟

 

9) مد جک چرا آزاد است؟ او تلاش چندانی برای پنهان کردن قتل‌هایش نمی‌کند ولی پلیس هیچوقت حتی به او مظنون هم نمی‌شود، حتی با وجود اینکه سرنخ‌هایی علیه او وجود دارند. تنها جیدن به ذهنش خطور می‌کند که کارگاه او را بررسی کند و او نیز بدون نیروی پشتیبانی سراغ مدجک می‌رود. همچنین، نبرد جیدن و مد جک کاملا بیهوده است زیرا علیرغم تلاش‌های گیمر، مدجک به دلیل بدشانسی می‌میرد! شانس در یک داستان جنایی نباید نقشی داشته باشد.

heavy rain

10) آزمون پروانه غیر قابل اجرا است! در یکی از آزمون‌های قاتل اوریگامی، ایتن باید از تونلی پر از شیشه شکسته رد شود. چگونه یک انسان می‌تواند سیستم تونلی به این پیچیدگی را پوشش دهد و تمام آن را پر از شیشه شکسته کند؟ اساسا اگر ایتن به زور در این تونل جا می‌شود، چگونه فردی با جثه عظیم اسکات می‌تواند وارد این تونل شود؟ اصلا چرا ایتن به جای خزیدن روی شیشه‌ها آن‌ها را با دستانش کنار نمی‌زند تا کمتر آسیب ببیند؟

 

11) پس از آزمون مارمولک، ایتن قطعا نباید همچنان به خود مظنون باشد. او در حال قطع کردن انگشت خود برای فردی است که به شکل زنده در حال تماشای این موقعیت است. چرا او هیچوقت این سوال را نمی‌پرسد که چه کسی در حال تماشا است؟

 

12) شلبی برای ارسال دستورالعمل‌های خود از صدای یک زن استفاده می‌کند. این زن کیست؟ چرا هیچگاه او را در طول بازی نمی‌بینیم؟ اگر ایتن به خود مشکوک است، چرا نمی‌پرسد که این زن کیست؟

 

13) در آزمون اول، ایتن باید یک خودرو را در یک  گاراژ پیدا کند و از آن استفاده کند. اسکات چگونه توانسته بدون به جا گذاشتن هیچ نشانه‌ای وارد این گاراژ شود و یک پلیر را درون خودرو جایگذاری کند و هیچ کدام از کارگران گاراژ متوجه نشوند؟ و البته او چگونه توانسته متوجه شود که ایتن آزمون را با موفقیت پشت سر بگذارد؟

 

14) اگر پلیس اینقدر در مدرک سازی و پیدا کردن قاتلین سفارشی تخصص دارد، چرا قبل از این که جیدن از سوی FBI فرستاده نشده این کار را نمی‌کند؟ چرا جیدن این قصور در انجام وظیفه را هیچوقت گزارش نمی‌کند؟

 

15) اسکات شلبی تنها به دنبال انتقام گرفتن از پدرانی است که وظیفه خود را به عنوان پدر به خوبی انجام نمی‌دهند و تحقیقات او نیز در واقع برای یافتن مدارکی است که علیهش وجود دارند. پس چرا لورن را به دنبال خود می‌کشد و جان او را به خطر می‌اندازد؟ نه تنها لورن ممکن است باعث شود که واقعا مدارکی علیه اسکات برملا شوند، بلکه او مجبور می‌شود تا یکی از دوستان خود را به قتل برساند. توجیه دیوید کیج این است که لورن قرار است سپر بلای اسکات باشد، اما در پایان، حتی اگر اسکات بدون به جا گذاشتن شاهد و مدرک فرار کند، پلیس که اتفاقا مدارکی نیز علیه لورن دارد، باز هم اسکات را قاتل معرفی می‌کند.

heavy rain

16) در مورد قبل گفتیم که اسکات با مشمول کردن لورن در ماجرا برای خود دردسر درست می‌کند. یکی از این دردسرها حمله به خانه کرامر است. اسکات نه تنها مجبور می‌شود تا بی‌دلیل بادیگاردهای کرامر را بکشد، بلکه پلیس به هیچ وجه به این اتفاق هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد. در ضمن، مگر خشاب یک کلت معمولی چقدر ظرفیت گلوله دارد که اسکات سلاح خود را بارگذاری نمی‌کند؟

Heavy Rain

17) شلبی چگونه توانسته چنین نقشه‌های سخت و پیچیده‌ای را اجرا کند. دستیار او که هیچگاه معرفی نمی‌شود اما او برای اجرای نقشه‌اش به پول هم احتیاج دارد. یک پلیس بازنشسته یتیم چگونه این همه پول جمع کرده است؟

 

18) کشتن یک آدم دقیقا چه درسی قرار است به ایتن یاد دهد؟ ایتن می‌داند که در حق پسرش کوتاهی کرده است. کشتن یک پدر دیگر چه کمکی به ایتن یا قاتل اوریگامی می‌کند.

heavy rain

19) در انتهای بازی، مدیسون به جیدن تماس می‌گیرد و محل انبار اسکات را اطلاع می‌دهد. چرا؟ مدیسون و جیدن اصلا همدیگر را نمی‌شناسند؟ مدیسون چرا شخصا به جیدن تماس می‌گیرد و چرا پلیس را خبر نمی‌کند. جیدن چرا نیروی پشتیبان با خود نمی‌آورد؟ احتمالا داستان بازی چاله‌های بیشتری نیز دارد که اگر از آن‌ها اطلاع دارید، می‌توانید آن‌ها را با ما به اشتراک بگذارید.

 

20) متوجه شده‌اید که اگر بعضی از آزمون‌ها را انجام ندهید، به هیچ وجه هیچ اتفاقی نمی‌افتد که جریان بازی را عوض کند؟

 

5. بازی دائما به شما دروغ می‌گوید

در تمام طول Heavy Rain، این بازی گیمر را به بازی می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد که شما چه ببینید و چه بشنوید. همین که در طول بازی شما افکار اسکات، قاتل اوریگامی را درباره پیدا کردن قاتل می‌شنوید، بدترین دروغ و حقه بازی است و توهین‌آمیز است. شما ممکن است با مدیسون و ایتن و جیدن وقت زیادی را برای پیدا کردن قاتل اوریگامی صرف کنید و ناگهان در میانه بازی یکی از آن‌ها کلا حذف شوند (ممکن است ایتن به زندان بیفتد یا مدیسون به قتل برسد) و در نتیجه، دنبال کردن قهرمان بیهوده باشد. بسیاری از انتخابات شما اصلا اهمیتی در بازی ندارند! بازی Heavy Rain در زمان عرضه خود آنقدر زیبا و بلندپروازانه بود که بسیاری متوجه مشکلات آن نشدند. اما بازی به مرور زمان به شدت کهنه شده و مشکلات آن اکنون قابل مشاهده هستند. متأسفانه بازی Heavy Rain نه تنها شاهکار نیست بلکه یکی از بدترین توهین‌هایی است که به دنیای گیم شده است.

Heavy Rain

نظر شما درباره بازی Heavy Rain چیست؟


برچسب ها: Heavy Rain - دیوید کیج

شاید از این مطالب هم خوشتان بیاید...

تریلر جدید بازی Detroit: Become Human منتشر شد

در کنفرانس مطبوعاتی سونی در هفته گیم پاریس، تریلر جدید بازی Detroit: Become Human با تمرکز بر قدرت تصمیم‌گیری در بازی، نمایش داده شد. با لوکتو همراه باشید.

رامتین کاظمی - 09 آبان 1396

بهترین بازی ‌های انحصاری پلی استیشن 4 که به ‌زودی عرضه می ‌شوند

پلی استیشن 4 به زودی میزبان بازی‌های انحصاری جدیدی خواهد بود. اما سوال اصلی این است که باید به سراغ کدام‌یک از آن‌ها بروید؟

عماد عامری - 30 آبان 1396
۱

ترین ها ۵ |‌ موردانتظارترین بازی های سال ۲۰۱۸

در ترین ها ۵ موردانتظارترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ را معرفی کرده‌ایم. با لوکتو همراه باشید.

سجاد سعیدی - 10 بهمن 1396


نظر خود را بنویسید


پروفایل های مرتبط


Heavy Rain
(بازی خارجی)
دنبال کنید



بازی
فیلم
سریال
مطالب