Quantcast
لوکتو | نقد فیلم حریم شخصی
ورود عضویت
نقد فیلم حریم شخصی
سعید زعفرانی در تاریخ 08 دی 1396

مشاهده نقد و بررسی کاربران
نقد فیلم حریم شخصی
نقد فیلم حریم شخصی

درباره هیچ‌کس...

 

فیلم سینمایی «حریم شخصی» قبل از این‌که مخاطب را با خود درگیر کند، او را به یاد دعوای همیشه متزلزل «پیام اخلاقی» فیلم‌ها می‌اندازد. در یک نگاه، فیلم حریم شخصی تولید شده است تا یک یا چند پیام اخلاقی به مخاطب خود منتقل کند و شاید به زعم عده‌ای در این کار موفق هم شده باشد. با این حال، کم‌تر مخاطب هوشمندی است که فریب فضای آشفته‌ فیلم را بخورد و تاکیدِ به ظاهر مخفیانه فیلم به محتوای شعاری مد نظرش در عنوان فیلم، در او کارگر افتد.

 

فیلم «حریم شخصی» اثری به شدت عقب‌افتاده است. انگار متعلق به فضای دهه‌ نود سینمای ایران نیست. فضای رو به جلویی که با ظهور فیلمسازان جوان و بروز ایده‌ها و خلق دنیاهای متنوعشان، رنگ و بوی شعارزده‌ سینمای دهه‌ هفتاد را ندارد و از ملودرام‌های اجتماعی تکراری دهه‌ هشتاد هم فاصله‌ زیادی گرفته است. دهه‌ای تاثیرگذار در سینمای ایران که فیلم‌های خوش‌ساختی مثل «هفت‌ماهگی» و «سارا و آیدا» را به خاطر همین مضمون‌زدگی مجبور به عقب‌نشینی می‌کند؛ اما هنوز نتوانسته به طور کامل از پس این آفت برآید و ریشه‌ی فیلم‌های فرمایشی و ساده‌لوحانه‌ای مثل «حریم شخصی» را بگیرد.

 

فیلم بنا است روایتگر انتقادات جامعه‌شناسانه‌ فیلم‌ساز به طبقه‌ مرفه خلوت‌گزین در ویلای لواسان باشد. سناریویی که می‌شود آن را به طور تقریبی از پوستر فیلم هم حدس زد. سناریویی که شکست می‌خورد چون ادای نگاه نقادانه را در می‌آورد و به هیچ چیز دست پیدا نمی‌کند، چرا که اساسا فیلم‌ساز متعلق به همین جامعه است و در نقد خود هیچ تلاشی نمی‌کند. جهانی که در فیلم قصه‌ نخ‌نمایی در آن روایت می‌شود، برای نویسنده و کارگردان عینیت دارد. «حریم شخصی» یک نوع بازی با فرم و داستان است برای رسیدن به یک تصویر بازسازی شده از اتفاقاتی که ممکن است برای سازندگان فیلم بارها تکرار شده باشد و خالی از هیجان و اتفاق هم. احتمالا آن‌ها متصور شده‌اند که اگر همین رویدادهای تکراری و خوش‌گذرانی‌های روتین زندگی‌شان با یک اتفاق غیرمنتظره گره بخورد، کارستان کرده‌اند. اما فیلم‌ساز تا زمانی که این فرمول را برای موفقیت در نظر دارد، هرگز موفق و –مهم‌تر از آن- تاثیرگذار نخواهد شد.

 

حریم شخصی

 

فیلم‌نامه‌ «حریم شخصی»‌ انگار یک بازنویسی ناشیانه‌ دبیرستانی از فیلم‌نامه‌ عجیب و پرجزئیات «درباره‌ی الی» است. نه شخصیت‌ها درست معرفی می‌شوند و نه از آن‌ها استفاده‌ درستی می‌شود. هیچ پرسوناژی در فیلم تکمیل نمی‌شود و تا پایان، همه‌ی کسانی که در داستان دخیل‌اند همان بازیگرانی هستند که نامشان را سردر سینما و یا در تیتراژ ابتدایی فیلم دیده‌اید. داستان، به تکراری‌ترین و تلویزیونی‌ترین شیوه‌ی ممکن پیش می‌رود و مدام مخاطب را در انتظار اتفاقی می‌گذارد که بسیار قابل حدس است. حریم شخصی، هیچ‌گاه به سطح انتظار تماشاگری که در صندلی سینما مانده تا بالاخره به چیزی دست پیدا کند نزدیک هم نمی‌شود. این فیلم، ابدا قادر نیست وارد ذهن مخاطب شود و در احساسات او انقلاب ایجاد کند و البته برای تحقق این آرزو بارها موقعیت‌های مبتذل خلق می‌کند. دیالوگ‌های حساسیت‌برانگیز و چموش از زبان بازیگران عروسکی خود خارج می‌کند و تلاش می‌کند با حفظ فضای دوگانه‌ دوستی/دشمنی احساسی، خود را در رادار تماشاگر نگه دارد.

 

در همین اثنا فیلم نقدی بسیار ابلهانه به پدیده‌ فضای مجازی در زندگی این روزها دارد. آن‌چه به واسطه‌ تکنولوژی وارد فیلم‌نامه‌ زخمی حریم شخصی می‌شود، بسیار کودکانه و نابخردانه است و آن‌قدر الکن که بیش از هر چیز فرمایشی بودن این نقد را به مخاطب گوشزد می‌کند. تئوری اثر تخریبی فضای مجازی بر خانواده، که در یک گفتگوی غیرمنطقی و وصله پینه‌ای در اواسط فیلم (همراه با هنرمندی بهنوش بختیاری!) وارد میدان می‌شود، در همین حد باقی می‌ماند و خوش‌بختانه نمی‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد. فرم اثر، ابدا جوابگوی این‌چنین گفتار جسورانه‌ای نیست.

 

در فیلم حریم شخصی بازیگران ملعبه‌ای برای روایت یک داستان فروپاشیده‌اند. اندیشه فولادوند، همان رل همیشگی خود را بازی می‌کند و نه تنها کوچک‌ترین تفاوتی در ادا و لحن قائل نمی‌شود، که حاضر نیست از میمیک تکراری خود در تصویرهای بسته که بارها در نقش‌های تلویزیونی او دیده‌ایم دست بردارد. با این‌که موقعیت او در این فیلم چندان تغییری نمی‌کند، هیچ پیوستگی و سیر درستی در حضور او جلوی دوربین احساس نمی‌شود. همین اتفاق برای دیگر ستاره‌ی فیلم یعنی امیر آقایی هم می‌افتد. او، با این‌حال، متقاعد کننده‌تر ظاهر می‌شود و حداقل برای تبدیل این شخصیت بی سر و ته به چیزی بیشتر از کلیشه‌ مرد خیانت‌کار (احتمالا همیشه کچل!) تلاش می‌کند. تلاشی که به دلیل فقدان جزئیات مورد نیاز در فیلم‌نامه و عدم توجه لازم در کارگردانی به طور کامل هرز می‌رود. پررنگ بودن حضور او در ذهن مخاطب بعد از اتمام فیلم هم بدون شک به خاطر نام امیر آقایی و کارنامه‌ پربار او در سینما و تلویزیون ایران است نه چیزی بیشتر. دیگر بازیگران فیلم، به غایت ناتوان در ارائه‌ آن‌چه احتمالا «نقش» می‌خوانند، فقط سیمای مخدوشی از تیپ‌های شخصیت‌های پیرامون را به نمایش می‌گذارند.

 

حریم شخصی

 

فیلم حریم شخصی یک معجون از دهن افتاده‌ی بی رنگ و بو است که برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی راه زیادی داشته و کاملا نپخته است. فیلم، با این‌حال همه‌اش هم بد نیست. در واقع، چند المان مثبت در فیلم قابل بررسی هستند. این‌که ستار اورکی موسیقی این فیلم را ساخته، نکته‌ مثبتی است. اما این نکته‌ مثبت نمی‌تواند در خدمت فیلم قلمداد شود چون تعادلی میان این موسیقی فاخر و تصاویر مبتذل و قصه‌ سخیف ایجاد نمی‌شود. فیلم همچنین هرگز نمی‌تواند از فیلم‌برداری عالی روزبه رایگا استفاده کند. در هیچ لحظه‌ای از فیلم، مخاطب نیازی به دوربین خوش‌فرم و درست رایگا احساس نمی‌کند و مدام در پی واکاوی آن اتفاق چرندی است که در مقابل دیدگان او در حال اتلاف وقت است. مشاوره‌ کارگردانی فریدون جیرانی هم تنها در سکانس پایانی و جایی که ناغافل با ماشه‌ دراماتیک فیلم‌نامه، باران شروع به باریدن می‌کند احساس می‌شود که از آقای جیرانی، هم بعید است و هم نه. فریدون جیرانی البته احتمالا در انتخاب بازیگران فیلم هم مشاوره‌ای به کارگردان تازه‌کار حریم شخصی داده است.

 

با گذشت 90 دقیقه، مخاطب کلافه و رنج کشیده از تماشای یک داستان تکراری بدون پرداخت مناسب و فرم درخور سینمایی از سینما خارج می‌شود در حالی که هیچ چیز عایدش نشده و از اعتماد او به گیشه‌ خوش‌رو و بفروش این روزهای سینما کاسته شده است. این مخاطب می‌داند که تماشای حریم شخصی به انتقال هیچ پیامی مگر ضعف سینمای اجتماعی کمک نکرده است. با این‌حال، فیلم برای عده‌ای، ممکن است ملموس‌تر از حد تصور نگارنده باشد. همان‌هایی که سالن سینما را با جملاتی نظیر «پیامش این بود که بیخود تو جاهای خصوصی زندگی هم سرک نکشید» و «اگه رفتید یه جا،‌ نرید سر وسایل شخصی یه نفر و عکساشو بی اجازه ببینید!» ترک می‌کنند و احتمالا از کشف این شعارهای بی‌ارزش، خوشحال هم هستند.

+ نکات مثبت:

- موسیقی ستار اورکی
- فیلم‌برداری خوب و مخصوصا نورپردازی به جا و به اندازه
۲
+ نکات منفی:

- قصه‌ نخ‌نما و بدون جزئیات
- فیلم‌نامه‌ ضعیف و بدون کاربرد
- کارگردانی در سطح گرفتن دوربین به سمت بازیگران و صدور فرمان ضبط
- میلاد کی‌مرام و ژست تکرار شونده‌ مرد مغرور کله‌شق
- تلاش مذبوحانه برای تبدیل شبکه‌های اجتماعی به معضلی اجتماعی و دست انداختن کارکردهای فناوری به ضعیف‌ترین و غلط‌ترین شیوه‌ ممکن در سینما

جمع بندی:

فیلم «حریم شخصی» یک تلاش کاملا شکست خورده در جهت تولید اثری سینمایی با محتوای اخلاقی است. نتیجه‌ یک شلوغ‌کاری بی‌فایده است برای رسیدن به چیزی که در قاموس سینما نمی‌گنجد. نتیجه‌ی خیز برداشتن به سمت هدفی است که بدون دانش و تسلط کافی به ثمر نمی‌نشیند. هیچ‌کس نمی‌تواند قبل از رسیدن به درک درستی از اخلاق پیام اخلاقی صادر کند. هیچ‌کس نمی‌تواند قبل از دست‌یابی به دید جامع از افراد به جامعه نقدی وارد کند. فیلم حریم شخصی درباره‌ هیچ‌کس است. همین هیچ‌کس‌هایی که نمی‌توانند.

سعید زعفرانی

سعید زعفرانی
سعید دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی است. او چند سالی است که در زمینه‌ی نقد فیلم و بازی فعالیت می‌کند اما هنوز جرات نقد آثار ادبی را در خود ندیده است. بازی مورد علاقه‌اش مکس پین و بهترین فیلمی که در عمرش دیده پالپ فیکشن است.

instagram icon email icon twitter icon linkdin icon

نظر خود را بنویسید




بازی
فیلم
سریال
مطالب