Quantcast
ورود عضویت
علمی تخیلی
video

فیلم‌های علمی تخیلی یا sci-fi، ژانری است که از مفاهیم علمی فرضی و تخیلی یک واقعه که توسط جامعه علمی، کاملا مورد قبول واقعه نگرفته، از جمله گونه‌های فرازمینی، دنیاهای بیگانه، حس ششم و سفر در زمان، در کنار المان‌های فوتوریستی مانند فضاپیما، ربات، سایبورگ، سفر میان ستاره‌ای یا دیگر تکنولوژی‌ها استفاده می‌کند. فیلم‌های علمی تخیلی بر مشکلات سیاسی و اجتماعی تمرکز دارند و مسائل فلسفی، مانند شرط انسانیت را بررسی می‌کنند. در بسیاری موارد، فیلمسازانی که از داستان‌های علمی تخیلی اقتباس می‌کنند، نسبت به مسائل علمی خود ناآگاه، یا در بهترین حالت، نسبت به منطق علمی داستان، بی‌تفاوت هستند.

 

این ژانر تقریبا از اولین روزهای پیدایش سینمای صامت، وجود داشته است و از جمله فیلم‌های صامت، می‌توان به فیلم A Trip to the Moon (1902) به کارگردانی جرج ملیس (Georges Melies) اشاره کرد از حقه‌های عکاسی در فیلم خود استفاده کرده بود. دیگر اثر مهم سینمای علمی تخیلی در سال‌های اولیه سینما، فیلم Metropolis (1927)، اولین فیلم بلند علمی تخیلی است. از دهه 30 تا 50 میلادی، این ژانر متشکل از فیلم‌های کم بودجه رده B بوده است. پس از فیلم انقلابی 2001: A Space Odyssey (1968)، به کارگردانی استنلی کوبریک (Stanley Kubrick)، ژانر علمی تخیلی جدی گرفته شد. در اواخر دهه 70، فیلم‌های علمی تخیلی با بودجه‌های گزاف و جلوه‌های ویژه چشمگیر، بسیار محبوب بودند و فیلم‌های Star Wars، راه را برای ساخت فیلم‌های علمی تخیلی بیشتر، باز کردند.

 

a trip to the moon

فیلم A Trip to the Moon، به کارگردانی جرج ملیس، از اولین فیلم‌های علمی تخیلی تاریخ سینما

 

ویژگی‌های ژانر

ویوین سوبچاک (Vivian Sobchack)، نظریه‌پرداز و منتقد فرهنگی سینما، فیلم علمی تخیلی را اینگونه تعریف کرده است:

«فیلم علمی تخیلی، ژانری از سینما است که بر علم فرضی، فراحسی و واقعی و روش‌های تجربی تمرکز می‌کند و در کنار توجه به تعالی‌گرایی، جادو و مذهب، از تعامل با مفاهیم اجتماعی، برای ایجاد پلی میان انسان و ناشناخته‌ها استفاده می‌کند.»

 

این تعریف، ارتباطی پیوسته میانی تجربه‌گرایی و تعالی‌گرایی را پیشنهاد می‌دهد و فیلم‌های علمی تخیلی را تجربه‌گرا و فیلم‌های ترسناک و فانتزی را تعالی‌گرا می‌داند. اما نمونه‌های متعددی از فیلم‌های ترسناک علمی تخیلی، مانند Frankenstein و Alien در این تعریف جای نمی‌گیرند.

 

سبک بصری فیلم‌ علمی تخیلی را می‌توان تصادم یک عامل بیگانه با تصویری آشنا توصیف کرد. در این تصادم، تصویر عامل بیگانه، به تدریج آشنا پنداشته می‌شود. در فیلم A Clockwork Orange، نمایش چندباره بار کوروا، باعث می‌شود تا حس بیگانه بودن آن از بین برود. فیلم‌های Repo Man و Liquid Sky نیز همین شیوه را دنبال کردند. فیلم Dr. Stragelove، کژریختی انسان‌ها، چهره‌های آشنا را بیگانه جلوه می‌دهد. در نهایت، در فیلم‌هایی چون The Deadly Mantis، که یک مانتیس از ساختمان یادبود واشنگتن بالا می‌رود، تصاویر بیگانه و آشنا، در کنار هم قرار می‌گیرند.

 

اسکات بوکاتمن (Scott Bukatman)، نظریه‌پرداز فرهنگی، معتقد است که فیلم‌های علمی تخیلی، به فرهنگ مدرن اجازه می‌دهند که به نوعی، ترقی و تعالی را مشاهده کند، حتی اگر مقیاس آن اغراق شده یا منظور، نابودی کل دنیا باشد.

 

تاریخچه

1900 تا 1929

فیلم‌های علمی تخیلی از جمله اولین فیلم‌های دوران صامت سینما، معمولا کوتاه و همگی، سیاه و سفید، اما گاهی با رگه‌های از رنگ بودند. این آثار، اغلب دارای مضامین فناوری و طنز بودند. در سال 1902، جرج ملیس فیلم A Trip to the Moon را ساخت که اولین فیلم علمی تخیلی به حساب می‌آید. ملیس در این فیلم، با حقه‌های عکاسی، سفر یک فضاپیما به ماه را نمایش داد. بسیاری از فیلم‌های اولیه، علمی تخیلی و ترسناک بودند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Frankenstein (1910) بر اساس رمان مری شلی و Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1920) بر اساس داستان روان‌شناختی رابرت لوئیس استیونسون اشاره کرد. فیلم 20,000 Leagues Under the Sea (1916)، بر اساس رمان معروف ژول ورن (Jules Verne)، یک اثر ماجرایی درباره یک زیردریایی شگفت‌انگیز و کاپیتان انتقامجوی آن است. در دهه 20، فیلمسازان اروپایی برای بیان مشکلات اجتماعی و پیش‌بینی درباره آینده، به سراغ ژانر علمی تخیلی رفتند. از جمله این آثار، می‌توان به فیلم‌های آلمانی Metropolis (1927) و Frau im Mond (1929) اشاره کرد. از دیگر آثار قابل ذکر علمی تخیلی سینمای صامت، می‌توان به Impossible Voyage (1904)، The Motorist (1906)، Conquest of the Pole (1912)، Himmelskibet (1918)، The Cabinet of Dr. Caligari (1920)، The Mechanical Man (1921)، Paris Qui Dort (1923)، Aelita (1924)، Luch Smerti (1925) و The Lost World (1925) اشاره کرد.

 

metropolis

فیلم Metropolis به کارگردانی فریتز لانگ، همچنان الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های علمی تخیلی امروزی است.

 

1930 تا 1959

در دهه 30، تعداد زیادی فیلم بزرگ علمی تخیلی ساخته شدند، که از آن‌ها می‌توان به Just Imagine (1930)، King Kong (1933)، Things to Come (1936) و Lost Horizon (1937) اشاره کرد. در سال 1936، چندین اقتباس مجموعه‌ای از کامیک استریپ‌ها ساخته شد که از آن‌ها، می‌توان به Flash Gordon و Buck Rogers، هر دو با بازی باستر کرب (Buster Crabbe) اشاره کرد. از دیگر فیلم‌های علمی تخیلی دهه 30، فیلم‌های Frankenstein (1931)، Bride of Frankenstein (1935)، Doctor X (1932)، Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1931)، F.P.I (1932)، Island of Lost Souls (1932)، Deluge (1933)، The Invisible Man (1933)، Master of the World (1934)، Mad Love (1935)، Trans-Atlantic Tunnel (1935)، The Devil-Doll (1936)، The Invisible Ray (1936)، The Man Who Changed His Mind (1936)، The Walking Dead (1936)، Non-Stop New York (1937) و The Return of Doctor X (1939)، قابل توجه هستند. فیلم‌های مهم دهه 40 نیز شامل Before I Hang (1940)، Black Friday (1940)، Dr. Cyclops (1940)، The Devil Commands (1941)، Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1941)، Man Made Monster (1941)، It Happened Tomorrow (1944)، It Happens Every Spring (1949) و The Perfect Woman (1949) می‌شوند. فیلم‌های Destination Moon (1950) و Rocketship X-M (1950)، آغازگر عصر طلایی فیلم‌های علمی تخیلی بودند.

 

king kong

فیلم King Kong از شاهکارهای دوران صامت به حساب می‌آید.

 

در دهه 50 میلادی، علاقه عمومی به سفرهای فضایی و تکنولوژی‌های جدید، بسیار بیشتر شده بود. با وجود این که اکثر فیلم‌های علمی تخیلی دهه 50 میلادی، آثار رده B با بودجه کم بودند، تعداد زیادی فیلم بزرگ با بودجه کلان و جلوه‌های ویژه خیره‌کننده نیز ساخته شدند. از این فیلم‌ها، می‌توان به The Day the Earth Stood Still (1951)، The Thing from Another World (1951)، When Worlds Collide (1951)، The War of the Worlds (1953)، 20,000 Leagues Under the Sea (1954)، This Island Earth (1955)، Forbidden Planet (1956)، Invasion of the Body Snatchers (1956)، The Curse of Frankenstein (1957)، Journey to the Center of the Earth (1959) و On the Beach (1957) اشاره کرد. تعداد قابل توجهی از فیلم‌های علمی تخیلی این دهه، متعلق به زیرشاخه «فیلم‌های هیولایی» بودند. برای مثال، می‌توان به فیلم‌های Them! (1954)، The Beast from 20,000 Fathoms (1953) و The Blob (1958) اشاره کرد. در ده 50، ری هریهاوزن (Ray Harryhausen)، شاگرد ویلیس اوبراین، انیماتور فیلم King Kong (1933)، از تکنیک استاپ موشن برای ساخت جلوه‌های ویژه فیلم‌های It Came from Beneath the Sea (1955)، Earth vs. the Flying Saucers (1956) و 20 Million Miles to Earth (1957) استفاده کرد.

 

دهه 60

با اوج مسابقه فضایی میان شوروی و آمریکا، مستندهای گوناگونی از وقایع پیرامون این رقابت و عوامل دخیل در آن ساخته شد. هر فیلم علمی تخیلی با مضمون سفر به فضا، در این دهه خطر تبدیل شدن به یک فیلم تاریخی فراموش‌شده را داشت. تعداد فیلم‌های علمی تخیلی دهه 60، بسیار کم بود، اما همین تعداد کم، این ژانر را متحول کردند. فیلم 2001: A Space Odyssey، به کارگردانی استنلی کوبریک، واقع‌گرایی را وارد ژانر علمی تخیلی کرد و جلوه‌های ویژه منحصربفرد، نمایش واقع‌گرایانه سفر به فضا، داستان حماسی و مضمون فلسفی تعالی‌گرایانه آن، ژانر علمی تخیلی را برای همیشه تغییر دادند. دیگر فیلم‌های علمی تخیلی دهه 60، شامل فیلم‌های Planet of the Vampires (1965)، به کارگردانی ماریو باوا (Mario BavaPlanet of the Apes (1968)، Fahrenheit 451 (1966) و فیلم طعنه‌آمیز Barbarella (1968) می‌شوند. فیلم Alphaville (1965)، اثری از موج نوی سینمای فرانسه به کارگردانی ژان لوک گدار (Jean-Luc Godard)، شهر پاریسی را نمایش داد که توسط هوش مصنوعی کنترل می‌شود و هر گونه ابراز احساسات در آن ممنوع است.

 

alphaville

نمایی از فیلم Alphaville به کارگردانی ژان لوک گدار، کارگردان موج نوی سینمای فرانسه

 

1970 تا 1989

سفر انسان به ماه باعث احیای ژانر علمی تخیلی در دهه 70 میلادی شد. فیلم‌ Solaris (1972) با لحن کند خود و فیلم فلسفی Stalker (1979)، هر دو به کارگردانی اندری تارکوفسکی (Andrei Tarkovsky)، از جمله آثار ستایش شده سینمای مؤلف در ژانر علمی تخیلی هستند. فیلم‌های علمی تخیلی دهه 70 به پارانویا می‌پرداختند. در این فیلم‌ها، بشریت، از نظر اجتماعی، اکولوژیکی و فناوری، توسط نیروهای بیگانه یا مخلوقات خود بشر، مورد تهدید قرار می‌گرفت. از جمله این آثار، می‌توان به فیلم THX 1138 (1971)، اولین فیلم جرج لوکاس (George LucasThe Andromeda Strain (1971)، Silent Running (1972)، Soylent Green (1973)، Westworld (1973)، دنباله آن، Futureworld (1976) و Logan’s Run (1976 اشاره کرد. فیلم‌های Sleeper (1977) به کارگردانی وودی آلن (Woody Allen) و Dark Star (1974)، به کارگردانی جان کارپنتر (John Carpenter)، آثار علمی تخیلی کمدی بودند.

 

فیلم‌های Star War (1977) و Close Encounter of the Third Kind (1977)، در گیشه بسیار موفق بودند و باعث افزایش محبوبیت فیلم‌های علمی تخیلی، نزد عموم شدند. فیلم Star Trek: The Motion Picture (1979)، اقتباسی سینمایی از سریال تلویزیونی Star Trek بود. در این دوره، کمپانی دیزنی نیز آثار علمی تخیلی برای خانواده‌ها، از جمله The Island at the Top of the World، Escape to Witch Mountain، The Black Hole، Flight of the Navigator و Honey, I Shrunk the Kids را عرضه کرد. دنباله‌های فیلم Star Wars، با نام‌های The Empire Strikes Back (1980) و Return of the Jedi (1983) نیز بسیار موفق بودند. فیلم‌های Alien (1979) و Blade Runner (1982) به کارگردانی ریدلی اسکات (Ridley Scott) و فیلم The Terminator (1984) به کارگردانی جیمز کمرون (James Cameron)، آینده را دنیایی تاریک، کثیف و آشوب‌وار به تصویر کشیدند و موجودات بیگانه و اندرویدها، بشر را تهدید می‌کردند. در نقطه مقابل، استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) در فیلم E.T. the Extra-Terrestrial (1982)، یکی از موفق‌ترین فیلم‌های دهه 80 میلادی، بیگانگان را موجوداتی بی‌آزار و دوستانه به تصویر کشید. اسپیلبرگ در فیلم Close Encounters of the Third Kind نیز همین مضمون را به نمایش گذاشته بود.

 

ET

نمایی به یاد ماندنی در فیلم ET، از فیلم‌های تأثیرگذار سینمای علمی تخیلی

 

اقتباس‌های بزرگ و گران قیمت اقتباس‌‌های سینمایی Dune، اثر فرانک هربرت (Frank HerbertFlash Gordon اثر الکس ریموند (Alex Raymond) و 2010، دنباله 2001، اثر آرتور سی کلارک (Arthur C. Clark)، در گیشه با شکست مواجه شدند و مایه دلسردی تهیه‌کنندگان آثار علمی تخیلی از اقتباس‌های ادبی شدند. فیلم Tron (1982)، محصول دیزنی، موفقیتی نسبی داشت. مهم‌ترین فیلمسازان نیمه دوم دهه 80، جیمز کمرون و پل ورهوفن (Paul Verhoeven) بودند که فرانچایزهای The Terminator و RoboCop را بنا نهادند. رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) با فیلم Back to the Future (1985) و دنباله‌های آن، هم رضایت منتقدان و هم تماشاگران را جلب کرد. فیلم‌های او، به یک پدیده فرهنگی بین‌المللی تبدیل شدند. فیلم Aliens (1986)، دنباله فیلم Alien، به کارگردانی جیمز کمرون، از فیلم اول متفاوت بود و بیشتر به اکشن گرایش داشت، اما در هر صورت، فیلم بسیار موفقی بود و سیگورنی ویور (Sigourney Weaver) برای بازی در فیلم، کاندید جایزه اسکار شد. انیمه ژاپنی Akira (1988) نیز تأثیر زیادی بر آثار علمی تخیلی در خارج از ژاپن داشت.

 

1990 تا 2009

در دهه 90، پیدایش شبکه جهانی وب و ژانر سایبرپانک باعث شد تا رابطه میان انسان و کامپیوتر، دستمایه فیلم‌های علمی تخیلی قرار بگیرد که از آن‌ها می‌توان به Terminator 2: Judgment Day (1991)، Total Recall (1990)، The Lawnmower Man (1992) و The Matrix (1999) اشاره کرد. از دیگر مضامین رایج دهه 90، می‌توان به فیلم‌های فاجعه‌ای مانند Armageddon (1998) و Deep Impact (1998)، حمله بیگانگان مانند فیلم Independence Day (1996) و آزمایش‌های ژنتیکی مانند Jurassic Park (1993) و Gattaca (1997) اشاره کرد. فیلم Star Wars: The Phantom Menace، اولین قسمت از سه‌گانه پیش‌درآمد تریلوژی Star Wars نیز در سال 1999 اکران شد.

 

در این دهه، کامپیوتر در ساخت جلوه‌های ویژه و تولید فیلم‌ها، نقش پررنگ‌تری ایفا کرد. با توسعه نرم‌افزارها، جلوه‌های ویژه بهتر و پیچیده‌تری برای فیلم‌ها قابل اجرا بودند و فیلمسازان توانستند کیفیت انیمیشن‌ها را نیز بهبود ببخشند که از نتایج کار آن‌ها، می‌توان به انیمه Ghost in the Shell (1995) و فیلم انیمیشن The Iron Giant (1999) اشاره کرد.

 

در دهه اول قرن 21، فیلم‌های ابرقهرمانی و فیلم‌های علمی تخیلی درباره زمین، مانند سه‌گانه ماتریکس مورد توجه قرار گرفتند. در سال 2005، قسمت آخر سه‌گانه پیش‌درآمد Star Wars با نام Star Wars: Revenge of the Sith اکران شد. همچنین، سینمای علمی تخیلی، بار دیگر به عنوان ابزاری برای بیان نقطه نظرات سیاسی در فیلم‌هایی چون A.I. Artificial Intelligence، Minority Report، Sunshine، District 9، Children of Men، Serenity، Sleep Dealer و Pandorum مورد استفاده قرار گرفت. در این دهه، دو فیلم Transformers (2007) و Transformers: Revenge of the Fallen (2009) اکران شدند که علیرغم واکنش‌های بسیار منفی منتقدان، فروش بسیار خوبی داشتند. در سال 2009، فیلم Avatar (2009) به کارگردانی جمیز کمرون، توانست رکورد فروش فیلم Titanic (1997)، فیلم قبلی کمرون را بشکند و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ شود. جلوه‌های ویژه این فیلم، نقطه عطفی در تاریخ سینما به شمار می‌روند. همچنین، در این فیلم، بشر به عنوان دشمن طبیعت نمایش داده می‌شود و طبیعت نیز به مقابله می‌پردازد. در همان سال، فیلم Terminator Salvation نیز اکران شد که چندان موفق نبود.

 

Avatar

جیمز کمرون با ساخت فیلم Avatar، مسیر سینما را برای همیشه تغییر داد و جلوه‌های ویژه سینمایی را وارد عصر جدیدی کرد.

 

سال‌های اخیر

در دهه اخیر، فیلم‌های جدیدی از فرانچایزهای کلاسیک سینما، از جمله Predators (2010)، Tron: Legacy (2010) و فیلم‌های جدیدی از سری‌های Star Wars، Planet of the Apes و Godzilla ساخته شدند. همچنین، فیلم‌های ترکیبی از جمله کمدی‌های Hot Tub Time Machine (2010)، Seeking a Friend for the End of the World (2012)، Safety not Guaranteed (2013) و Pixels (2015)، فیلم‌های رمانتیک Her (2013)، Monsters (2010) و Ex Machina (2015) و فیلم‌های اکشن Real Steel (2010)، Total Recall (2012)، Edge of Tomorrow (2014)، Pacific Rim (2013)، Chappie (2015)، Tomorrowland (2015) و Ghost in the Shell (2017) اکران شدند. فیلم‌های ابرقهرمانی نیز با فیلم‌های Iron Man 2 (2010) و Iron Man 3 (2013)، سری X-Men و The Avengers (2012) (چهارمین فیلم پرفروش تاریخ) به اوج محبوبیت رسیدند. فرانچایزهای جدیدی مانند Deadpool، Wonder Woman و Guardians of the Galaxy نیز در این دهه ساخته شدند.

 

در این دهه، فیلم‌های علمی تخیلی حماسی واقع‌گرایانه نیز بسیار مورد توجه قرار گرفتند. از این فیلم‌ها، می‌توان به Hugo (2011)، Gravity (2013)، Elysium (2013)، Interstellar (2014)، Mad Max: Fury Road (2015)، The Martian (2015)، Arrival (2016)، Passengers (2016) و Blade Runner 2049 (2017) اشاره کرد. بسیاری از این فیلم‌ها، با استقبال منتقدان مواجه شدند و کاندید و برنده جایزه اسکار نیز شدند. در این فیلم‌ها، مضامینی چون سفر در فضا، تغییر آب و هوای زمین و هوش مصنوعی مطر شدند.

 

Her

اسپایک جونز در فیلم Her، تنهایی انسان امروزی را با وجود گسترش هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی به تصویر کشید.

 

همچنین، در دهه اخیر شاهد افزایش علاقه به اقتباس از آثار ادبی ویران‌شهری، مخصوص نوجوانان و جوانان بودیم. از جمله این آثار می‌توان به سری Hunger Games بر اساس سه‌گانه سوزان کالینز (Suzanne Collins)، سری The Divergent بر اساس آثار ورونیکا راث (Veronica Roth) و سری Maze Runner بر اساس رمان‌های جیمز دشنر (James Dashner) اشاره کرد. فیلم‌های بزرگسالانه‌ای اقتباسی نیز چون The Martian (2015) بر اساس رمان اندی ویر (Andy WeirCloud Atlas (2012) بر اساس رمان دیوید میچل (David MitchellWorld War Z بر اساس کتاب مکس بروکس (Max Brooks) و Ready Player One (2018) بر اساس رمان ارنست کلاین (Ernest Cline) در این دهه ساخته شدند.

 

پیشرفت تکنولوژی، ساخت فیلم‌های علمی تخیلی را برای فیلمسازان آماتور و مستقل، بسیار ساده‌تر کرده است. از جمله فیلم‌های علمی تخیلی مستقل، می‌توان به Attack the Block (2011)، Source Code (2011)، Looper (2012)، Upstream Color (2013)، Valerian and the City of a Thousand Planets (2017) و Ex Machina (2015) که بالاتر از فیلم بزرگ و پرهزینه Star Wars: The Force Awakens (2015)، برنده جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه شد، اشاره کرد.

 

Ex machina

آلیشیا ویکاندر به نقش یک اندروید کاملا هوشمند در فیلم علمی تخیلی مستقل Ex Machina؛ این فیلم با پشت سر گذاشتن فیلم پر هزینه Star Wars The Force Awakens، برنده جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه شد.

 

مضامین، استعارات و عناصر بصری

فیلم‌های تخیلی از نظر ماهیتی، فرضی هستند و از المان‌های کلیدی علمی و فناوری بهره می‌برند. اما «علم» در فیلم‌های علمی تخیلی هالیوودی، شباهت چندانی به علم و دانش واقعی‌ندارد و به فضاسازی نیمه علمی، بیشتر از حقایق علمی توجه دارد. معنای عبارت «سینمای علمی تخیلی» به نوع نگاه تماشاگر به فیلم نیز بستگی دارد.

 

بسیاری از فیلم‌های علمی تخیلی، دارای المان‌های رازآلودی، اسرارآمیزی، جادویی یا ماورایی هستند که بیشتر در فیلم‌های فانتزی دیده می‌شوند. این المان‌ها، فیلم را به یک اثر علمی فانتزی با اهداف مذهبی و فلسفی تبدل می‌کنند. فیلم Forbidden Planet، دارای المان‌های متعدد علمی تخیلی است، اما این پیام را می‌رساند که پیشرفت تکنولوژی و تکامل نژاد انسان، به معنای از بین رفتن غرایز حیوانی نیست. در این فیلم، غرایز بدوی بشر، تبدیل به ابزار مخربی بر اساس ضمیر ناخودآگاه فرویدی می‌شود.

 

برخی فیلم‌ها، خط تمایز میان ژانرها را کمرنگ می‌کنند. در این فیلم‌ها، قهرمان داستان، قدرت‌های ابرانسانی به دست می‌آورد. در این فیلم‌ها، شاهد دلایل نیمه منطقی برای پیدایش این قدرت‌ها هستیم.

 

اما تمام مضامین علمی تخیلی، مناسب سینما نیستند. علاوه بر آثار ترسناک علمی تخیلی، اپرای فضایی یا space opera نیز بسیار رایج است. اغلب، این فیلم‌ها به عنوان آثار وسترن یا جنگی نیز شناخته می‌شوند. انگیزه اصلی قهرمانان در این فیلم‌ها سفر و کشف سیارات مختلف است و بیشتر تمدن بشری، شامل ویران‌شهرها می‌شود و آرمان‌شهرها به ندرت مشاهده می‌شوند.

 

تصاویر استعاری

ویوین سوبچاک، نظریه‌پرداز سینما، معتقد است که در فیلم‌های علمی تخیلی، بر خلاف اثار فانتزی، باورهای انسان را در تصویر قابل مشاهده به نمایش می‌گذارند، در حالی که فیلم‌های فانتزی، به دنبال ایجاد ناباوری در انسان هستند. فیلم‌های علمی تخیلی، عوامل بیگانه و ناآشنا را در تصویری آشنا نمایش می‌دهند. با وجود ماهیت بیگانه این سکانس‌ها و المان‌های علمی تخیلی داستان، تصویر قابل مشاهده، توسط انسان قابل درک است و تماشاگر می‌توان استعاراتی از محیط خود را در فیلم ببیند. اگرچه ژانر علمی تخیلی قصد دارد تا مرزهای تجربیات بشری را بشکند، اما در محدوده درک مخاطب خود می‌ماند و به همین دلیل، به جای این که انتزاعی باشد، دارای جوانب پیش پا افتاده است.

 

ژانرهایی چون وسترن و فیلم‌های جنگی، محدود به یک موقعیت مکانی یا دوره زمانی خاص هستند، اما فیلم‌های علمی تخیلی، چنین محدودیتی ندارند. با این وجود، این ژانر دارای المان‌هایی منحصربفرد است که از آن‌ها می‌توان به فضاپیماها، ایستگاه‌های فضایی، دنیاها و موجودات بیگانه، ربات‌ها و ابزار فوتوریستی اشاره کرد. از جمله دیگر نشانه‌های ظاهری یک فیلم علمی تخیلی، می‌توان به تغییر ظاهر، اندازه و رفتار انسان از طریق دستکاری ژنتیکی و بیولوژیکی و تبدیل یک محیط زیست به دنیایی بیگانه اشاره کرد.

 

عناصر علمی

اگرچه علم، المان مهم ژانر علمی تخیلی است، اما باعث آزادی فکر و خیال فیلمساز می‌شود که نمود آن را می‌توان در حرکت فضاپیماها در فضا، در فیلم‌های علمی تخیلی مشاهده کرد. فضای خلأ مانع انتقال صدا یا حرکت بال‌های یک فضاپیما در فضا می‌شود، اما با این وجود، در فیلم‌های علمی تخیلی، ساند افکت می‌شنویم و مانورهای جنگی را می‌بینیم. فیلمسازان ناآشنا به جزئیات سفرهای فضایی، ترجیح می‌دهند تا فضایی آکوستیک را برای فیلم‌های خود خلق کنند.

 

نادیده‌گرفتن علم برای خلق هنر را می‌توان در اثرات محیطی فیلم‌های Star Wars و Star Trek مشاهده کرد. در این فیلم‌ها، شاهد نابودی سیارات در چند ثانیه کوتاه هستیم، حال اینکه در عالم واقع، چنین چیزی امکان ندارد و نابودی کامل یک سیاره، ممکن است چندین ساعت طول بکشد.

 

نقش دانشمندان در فیلم‌های علمی تخیلی، با توجه به درک جامعه از دانش و تکنولوژی متغیر است. با فیلم Frankenstein، تیپ کاراکتر «دانشمند دیوانه» به یک کلیشه در فیلم‌های علمی تخیلی تبدیل شد. این تیپ کاراکتر، در فیلم‌های علمی تخیلی، تهدیدی برای جامعه پیرامون خود یا حتی کل کره زمین است. نقش‌آفرینی پیتر سلرز (Peter Sellers) در فیلم Dr. Strangelove or How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb، به عنوان یک دانشمند دیوانه، در تاریخ سینما مثال‌زدنی است. در فیلم‌های هیولایی دهه 50، دانشمندان اغلب نقش قهرمان را دارند و با دانش خود می‌توانند ابزاری را بسازند و از فاجعه نهایی جلوگیری کنند. با کاهش اعتماد به دولت آمریکا در دهه 60، دانشمندان نقش قهرمانانی شورشی و نابغه را در فیلم‌ها ایفا کردند که کسی به اخطارهای آن‌ها توجهی نمی‌کند.

 

دانش بیوتکنولوژی و مخصوصا شبیه‌سازی، المان محبوبی در فیلم‌هایی چون Jurassic Park (شبیه‌سازی موجودات منقرض‌شده)، The Isalnd (شبیه‌سازی انسان) و Alien (دستکاری ژنتیکی) بود. سایبرنتیک و نمایش هولوگرافیک، در فیلم‌های RoboCop و I, Robot مورد توجه قرار گرفت. سفر میان ستاره‌ای و تله‌پورت، مضمون فرانچایز Star Trek بود از طریق درایوهای تاری و ترانسپورترها به نمایش گذاشته شد و سفر بین کهکشانی نیز در سریال Stargate و فیلم‌های Star Wars، با استفاده از هایپراسپیس و سیاه‌چاله‌های تعریف شد. نانوتکنولوژی در قالب ماشین‌های بدل‌ساز در سریال Star Trek، در قالب ماده خاکستری در فیلم The Day the Earth Stood Still و اکسترمیس (extermis) در فیلم Iron Man 3 به نمایش در آمد.میدان نیرو، مضمون فیلم Independence Day و نامرئی شدن نیز از مضامین سریال Star Trek بودند. تکنولوژی راکتور قوسی سری Iron Man با الهام از دستگاه گداخت سرد ساخته شده است. تکنولوژی کوچک‌کردن انسان به مقیاس میکروسکوپی نیز در فیلم‌های Fantastic Voyage (1966)، Honey, I Shrunk the Kids (1989) و Ant-Man (2015) مطرح شد.

 

iron man 3

رابرت داونی جونیور در فیلم‌های دنیای سینمای مارول، نقش دانشمندی به نام تونی استارک را بازی می‌کند که برای نجات خود، یک راکتور را به جای قلب خود قرار می‌دهد که منبع قدرت لباس زرهی هوشمند اوست.

 

قانون سوم آرتور سی کلارک بیان می‌کند که هر تکنولوژی واقعا پیشرفته‌ای، از جادو قابل تمایز نیست. تکنولوژی نمایش داده شده در فیلم‌های علمی تخیلی قدیمی، اکنون به واقعیت تبدیل شده است. برای مثال، دستگاه نمایش اطلاعات شخصی در سریال Star Trek، اساس ساخت گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها شد. تشخیص حرکت در فیلم Minority Report اکنون در کنسول‌های بازی دیده می‌شود. با پیشرفت گوشی‌های هوشمند، هوش مصنوعی در سطح انسان نیز به سرعت در حال پیشرفت است و دستگاه‌های نامرئی کننده و مخفی‌کننده نیز در حال توسعه هستند. خودروهای خودران، مانند خودروی KITT در سریال Knight Rider اکنون در خیابان‌ها هستند و کامپیوترهای کوانتومی، مانند آنچه در فیلم Transcendence دیده شد، به زودی به تکامل می‌رسند. هر چند که قانون کلارک، تکنولوژی‌های پیشرفته را دسته‌بندی نمی‌کند، اما مقیاس کارداشف (kardashev scale)، پیشرفت فنی یک تمدن را تقسیم‌بندی می‌کند. برای مثال، دنیای فیلم Star Trek و قابلیت سفر میان ستاره‌ای آن در دسته Type II و دنیای Star Wars و سفر میان کهکشانی در دسته Type III قرار می‌گیرد.

 

موجودات بیگانه

مفهوم زندگی، مخصوصا موجودات هوشمند با ریشه‌ای فرازمینی، در فیلم‌های علمی تخیلی بسیار محبوب هستند. فیلم‌های اولیه، موجودات بیگانه را به عنوان تهدید برای نسل بشر به نمایش می‌گذاشتند و مهاجمان، نماد نیروهای ارتشی واقعی و تهدیدهای سیاسی بودند و در فیلم‌های Mars Attacks!، Starship Troopers، سری Alien، سری Predator و سری Riddick به نمایش گذاشته شدند. برخی بیگانگان در فیلم‌هایی چون Escape to Witch Mountain، E.T. Extra-Terrestrial، ،Close Encounters of the Third Kind The Fifth Element، The Hitchhiker’s Guide to the Galaxy، Avatar، Valerian and the City of a Thousand Planets و سری Men in Black، بی‌آزار و حتی مفید نمایش داده شده‌اند.

 

Riddick

وین دیزل در فیلم‌های Riddick، نقش موجودی مرکب از نژاد بیگانه فوریان و انسان را بازی می‌کند.

 

برای اینکه تماشاگر بتواند با موجودات بیگانه درون فیلم‌ها ارتباط برقرار کند، اکثر آن‌ها شبیه انسان و آنتروپومورفیک هستند و احساسات و انگیزه‌های انسانی دارند. در فیلم‌های Cocoon، My Stepmother is an Alien، Species، Contact، The Box، Knowing، The Day the Earth Stood Still و The Watch، بیگانگان ظاهر انسان دارند و به زبان بشر حرف می‌زنند. اما بیگانگان در فیلم‌های Stargate و Prometheus، دارای ظاهر انسان‌گونه دارند اما به زبانی بیگانه صحبت می‌کنند. تعدادی فیلم نیز سعی کردند تا نژاد هوشمند بیگانه را با ظاهری کاملا متفاوت از انسان نشان دهند. برای مثال، در فیلم Solaris، نژاد بیگانه یک سیاره، و در فیلم Dark Star، یک موجود به شکل توپ، در فیلم The Invasion به شکل یک میکروب و در Evolution، یک موجود تغییر شکل دهنده است. در سال‌های اخیر، شاهد بیگانگانی با ظاهر بسیار عظیم هستیم. تکنولوژی CGI به فیلم‌هایی چون Pacific Rim و Godzilla اجازه داده تا موجوداتی عظیم را بسازند.

 

فیلم فاجعه‌ای

یکی از مضامین رایج فیلم‌های علمی تخیلی، یک فاجعه عظیم است که می‌تواند زمین را از بین ببرد. فیلمساز از این مضمون برای بیان نگرانی‌های خود در زمینه فناوری و محافظت از منابع طبیعی است. در فیلم‌هایی که نیروهای بیگانه به زمین حمله می‌کنند، این نیروی بیگانه، نماد یک کشور تروریستی است.

 

عوامل زیر در فیلم‌های فاجعه‌ای باعث مرگ انسان می‌شوند:

حمله بیگانگان: موجودات فرازمینی متخاصم، در این فیلم‌ها قصد دارند تا انسان را ریشه‌کن کنند. این موجودات یا بسیار قدرتمند یا بسیار بدذات هستند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به War of the Worlds (1953)، Invasion of the Body Snatchers (1956)، Independence Day (1996)، War of the Worlds (2005)، The Day the Earth Stood Still (2008)، Skyline (2010)، The Darkest Hour (2011)، Battle Los Angles (2011)، Battleship (2012)، The Avengers (2012)، Man of Steel (2013)، Pacific Rim (2013)، Ender’s Game (2013)، Pixels (2015)، Independence Day: Resurgence (2016) و Justice League (2017) اشاره کرد.

 

بلایای محیط زیستی: در این فیلم‌ها، آب و هوا دچار تغییر عظیمی می‌شود یا یک جرم آسمانی به سوی زمین حرکت می‌کند. از این فیلم‌ها، می‌توان به Soylent Green (1973)، Waterworld (1995)، Deep Impact (1998)، Armageddon (1998)، The Core (2003)، The Day after Tomorrow (2004)، 2012 (2009)، Snowpiercer (2013) و Geostorm (2017) اشاره کرد.

 

snowpiercer

در فیلم علمی تخیلی هیجان انگیز Snowpiercer، عصر یخبندان تمام زمین را فرا گرفته و جمعیت باقی‌مانده، مسافران قطاری هستند که هیچگاه از حرکت بازنمی‌ایستد.

 

نابودی انسان به دست تکنولوژی: در این آثار، یک کامپیوتر بسیار قدرتمند یا ارتشی از ربات‌ها و سایبرگ‌ها یا موجوداتی که از نظر ژنتیکی اصلاح شده‌اند، نسل بشر را تهدید می‌کند. سری Terminator، سه‌گانه ماتریکس، I, Robot (2004) و Ex Machina (2014) از جمله این آثار هستند.

 

جنگ هسته‌ای: این فیلم‌ها، دنیایی پساآخرالزمانی و ویران شده را نمایش می‌دهند که بقا در آن، تقریبا غیر ممکن است و اکثر جمعیت نسل بشر نابود شده است. از این فیلم‌ها می‌توان به Dr. Strangelove، Planet of the Apes، A Boy and His Dog (1975)، Mad Max (1979)، City of Ember (2008)، The Book of Eli (2010) و Mad Max: Fury Road (2015) اشاره کرد.

 

بیماری‌های واگیردار: در این فیلم‌ها، یک بیماری مرگبار که توسط بشر ایجاد شده، نسل بشر را تهدید می‌کند. این موضوع در فیلم‌هایی چون The Andromeda Strain (1971)، The Omega Man (1971)، 12 Monkeys (1995)، 28 Weeks Later (2007)، I Am Legend (2007) و سری Resident Evil مطرح شده است.

 

فیلم‌های هیولایی

اگرچه فیلم‌های هیولایی الزاما درباره نابودی زمین توسط یک موجود بسیار قدرتمند نیستند، اما بسیاری از فیلم‌های علمی تخیلی، درباره حمله هیولاها بوده‌اند. این فیلم‌ها، به دلیل اینکه برای پیدایش هیولاها، دلیل شبه علمی یا نیمه علمی ذکر می‌کنند، از آثار ترسناک و فانتزی متمایزند. معمولا، این هیولاها توسط یک دانشمند دیوانه، یک دستگاه ساخت بشر یا یک فاجعه هسته‌ای، بیدار، کامل یا ساخته می‌شوند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به The Beast from 20,000 Fathoms (1953)، فیلم‌های Jurassic Park، Cloverfield، Pacific Rim، فیلم‌های Kong و سری Godzilla اشاره کرد.

ذهن و هویت

معنای انسان بودن، در فیلم‌های علمی تخیلی، مخصوصا در دهه 80 میلادی، مورد بررسی قرار گرفته است. فیلم Blade Runner، معنای یک انسان ارگانیک بودن را بررسی می‌کند و در فیلم RoboCop، یک اندروید با ذهن انسان ترکیب می‌شود و یک سایبرگ به وجود می‌آید. ایده انتقال ذهن در فیلم‌های علمی تخیلی جدید نبود و «دانشمندان دیوانه» در آثار علمی تخیلی، قصد داشتند تا ذهن انسان را از یک بدن، به بدن دیگر منتقل کنند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Frankenstein، Gamer، Avatar و Surrogates اشاره کرد.

 

فیلم‌هایی چون Total Recall، مفهوم برنامه‌نویسی مغز انسان را مطرح کردند و مورد توجه قرار گرفتند. موضوع شستشوی مغزی در فیلم‌های دهه 60 و 70، از جمله A Clockwork Orange و The Manchurian Candidate با آزمایشات مخفی پروژه MKULTRA همزمان شد. پاک کردن اختیاری حافظه در فیلم‌های Paycheck و Eternal Sunshine of the Spotless Mind بررسی شد. برخی فیلم‌ها، مانند Limitless موضوع تقویت مغز را مطرح کردند. انیمه Serial Experiment Lain نیز درباره برنامه‌نویسی واقعیت و حافظه بود.

 

Eternal Sunshine of the Spotless Mind

کیت وینسلت و جیم کری در فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind، زن و شوهری جدا شده هستند که تنها راه التیام قلب‌های شکسته‌شان را در فراموش کردن همدیگر می‌یابند.

 

این ایده که انسان می‌توان کاملا ساخت یک برنامه کامپیوتری باشد، ایده فیلم Tron بود. این ایده در فیلم‌های The Lawnmower Man، Transcendence و Ready Player One نیز مطرح شد و در فیلم Virtuosity، یک برنامه کامپیوتری قصد داشت که یک انسان واقعی باشد. در سری Matrix، واقعیت مجازی تبدیل به انسانی برای بشریت شده و توسط یک ماشین هوشمند کنترل می‌شود. در فیلم‌هایی چون eXistenZ، The Thirteenth Floor و Inception، ماهیت واقعیت و واقعیت مجازی با هم ترکیب می‌شود و مرز مشخصی میان آن‌ها تعیین نمی‌شود.

 

کنترل اشیا از راه دور و کنترل ذهن نیز در فیلم‌های Star Wars، The Last Mimzy، Race to Witch Mountain، Chronicle و Lucy و پیش‌آگاهی نیز در فیلم Minority Report مطرح شدند.

 

ربات‌ها

از زمانی که کارل چاپک (Karel Capek) در سال 1921، اصطلاح «ربات» را مطرح کرد، ربات‌ها بخشی از داستان‌های علمی تخیلی بوده‌اند. در ابتدا، نقش ربات‌ها توسط بازیگران، با پوشیدن لباس‌های سنگین آهنی در فیلم‌هایی چون The Phantom Empire ایفا می‌شد. اولین ربات پیچیده، از نظر شخصیتی، Gort در فیلم The Day the Earth Stood Still بود.

 

در سینما، ربات‌ها اغلب قادر به نمایش احساسات هستند و نقش‌های مختلفی را بازی کرده‌اند. ربات‌هایی مانند Robby the Robot در فیلم Forbidden Planet و Data در سری Star Trek، نقش کاراکترهای مکمل را ایفا کردند، مانند C3PO و R2D2 در سری Star Wars و JARVIS در فیلم‌های مارول، دستیار قهرمان فیلم بوده‌اند و در فیلم‌هایی چون Back to the Future II، Total Recall (2012) و RoboCop (2014)، برای القای حس فوتوریستی به کار رفته‌اند. ربات‌هایی مانند robot box در فیلم Logan’s Run (1976)، HAL 9000 در فیلم 2001: A Space Odyssey، ARIIA در فیلم Eagle Eye و سنتینل‌ها (sentinels) در سری X-Men، نقش منفی فیلم را بر عهده داشته‌اند. ربات‌ها در بضعی فیلم‌ها نیز کاراکترهای اصلی بوده‌اند. در فیلم Blade Runner (1982)، بسیاری از کاراکترها، اندرویدهای زیست مهندسی شده به نام replicant هستند. قهرمان فیلم‌های WALL-E (2008)، Astro Boy (2009)، Big Hero 6 (2014) و Ghost in the Shell (2017) نیز ربات هستند.

 

فیلم‌هایی نیز مانند Bicentennial Man، A.I. Artificial Intelligence، Chappie و Ex Machina، به فروپاشی احساسی ربات‌های خودآگاه می‌پردازند. در فیلم‌هایی مانند اپیزود The Second Renaissance از فیلم The Animatrix، عواقب تولید انبود اندرویدهای خودآگاه و تسلیم شدن انسان در برابر ربات‌ها به نمایش گذاشته می‌شود.

 

یکی از موضوعات مورد علاقه فیلم‌های علمی تخیلی یافتن پاسخی برای پرسش «آیا ربات‌ها جای انسان را خواهند گرفت؟» است. این پرسش در فیلم‌هایی چون I, Robot، اقتباسی از داستان آیزاک آسیموف (Isaac Asimov) و Real Steel مطرح می‌شود. همچنین، در فیلم‌هایی چون The Terminator و Avengers: Age of Ultron، این سوال مطرح می‌شود که آیا ربات‌ها ممکن است افکار درونی و شعور داشته باشند و درباره سرنوشت انسان تصمیم‌گیری کنند؟ همچنین، در فیلم‌های Surrogates و Iron Man 3، انسان از اندروید برای دورحضوری (telepresence) استفاده می‌کند. پیشرفت هوش مصنوعی و افزایش قدرت کامپیوترها، که یک زمانی موضوع فیلم‌های علمی تخیلی بود، اکنون به واقعیت تبدیل شده و موضوع دو فیلم مستند نیز بوده است. در فیلم مستند Game Over: Kasparov and the Machine، کامپیوتر deep blue در سال 1997، قهرمان شطرنج، کاسپاروف را شکست می‌دهد. کامپیوتری به نام Watson نیز در سال 2011، قهرمانان مسابقه تلویزیونی Joepardy را شکست داد و موضوع یکی از ایپزودهای شو تلویزیونی NOVA بود.

 

Ultron

دیوید اسپید با کمک تکنولوژی موشن کپچر، نقش اولتران را در فیلم Avengers: Age of Ultron بازی می‌کند؛ اولتران به این نتیجه رسیده است که بهتر از نسل بشر صلاح آن را می‌داند.

 

ربات‌های عظیم در مقیاس ساختمان‌های بلند در فیلم‌های علمی تخیلی مانند Pacific Rim، بسیار محبوب هستند. فیلم‌هایی چون Voltron و Robotech نیز که از سریال‌های تلویزیونی اقتباس می‌شوند، در آینده نزدیک عرضه خواهند شد. ربات‌های فیلم‌های Pacific Rim و Power Rangers (2017) با تکنولوژی CGI ساخته شده‌اند و از ربات‌های فیلم Mighty Morphin Power Rangers: The Movie (1995)، بسیار باورپذیرتر هستند. در مقابل ربات‌های عظیم، در فیلم‌هایی چون Star Trek و I, Robot نیز ربات‌ها در مقیاس نانو نمایش داده می‌شوند.

 

سفر در زمان

مفهوم سفر در زمان، همواره از موضوعات فیلم‌ها و سریال‌های علمی تخیلی بوده است. سفر در زمان، اغلب با یک تکنولوژی بسیار پیشرفته میسر می‌شود. در فیلم‌هایی چون The Time Machine، سه‌گانه Back to the Future، Bill & Ted’s Excellent Adventure، سری Terminator، Déjà vu 2006)، Source Code (2011)، Edge of Tomorrow (2014) و Tomorrowland (2015)، سفر در زمان توسط یک دستگاه انجام می‌شود. در فیلم‌هایی چون سری Planet of the Apes، Timeline (2003) و The Last Mimzy (2007)، سفر در زمان با استفاده از مفاهیمی چون پدیده نسبیت ویژه انبساط زمان یا سفر با سرعت نور و کرم‌چاله‌ها توضیح داده می‌شود. در فیلم‌هایی چون Donnie Darko، Mr. Nobody، The Butterfly Effect و X-Men: Days of Future Past، سفر در زمان توسط قدرت درونی یک فرد میسر می‌شود.

 

back to the future

مایکل جی فاکس و کریستوفر لوید در نمایی از فیلم Back to the Future؛ سه‌گانه Back to the Future را به جرأت می‌توان محبوب‌ترین فیلم‌ها با موضوع سفر در زمان دانست.

 

در فیلم‌های سفر زمانی سنتی، از این تکنولوژی برای زنده‌کردن فردی از گذشته در زمان حال، یا انتقال فردی از زمان حال به آینده استفاده می‌شود. فیلم Iceman (1984)، داستان زنده‌سازی یک نئاندرتال یخ‌زده را تعریف می‌کند. فیلم Freejack (1992) نیز سفر در زمان را وسیله‌ای برای انتقال قربانیان فجایع وحشتناک به آینده و استفاده از اعضای بدن آن‌ها نمایش می‌دهد.

 

یک مضمون رایج فیلم‌های سفر زمان، ماهیت متناقض سفر در زمان است. در فیلم La jetee (1962)، به کارگردانی کریس مارکر (Chris Marker) و متعلق به موج نوی سینمای فرانسه، جنبه خودتکاملی اطلاع از آینده مطرح می‌شود. این فیلم درباره مردی است که از آینده به گذشته می‌آید و بدون این که متوجه باشد، دوران کودکی خود را مشاهده می‌کند. موضوع فیلم La jetee، منبع الهام فیلم 12 Monkeys (1995) به کارگردانی تری گیلیام (Terry Gilliam) شد. فیلم 12 Monkeys نیز داستان مردی است که از آینده به گذشته فرستاده می‌شود تا راه حلی برای نجات بشر پیدا کند و موضوعاتی چون سفر در زمان، حافظه و دیوانگی در فیلم مطرح می‌شوند. فیلم‌هایی چون سه‌گانه Back to the Future و The Time Machine نیز عواقب دستکاری خط زمانی و گذشته را مطرح می‌کنند و در فیلم‌های Star Trek: First Contact (1996) و Star Trek (2009)، قهرمانان فیلم باید زمین را از سایبرگ‌ها و بیگانگانی که در زمان دست برده‌اند، نجات دهند.



مشخصات

ژانر علمی تخیلی (Science fiction) بر اساس اقتباس‌هایی خیالی از پدیده‌ها و واقعیات که توسط علوم رایج پذیرفته نیست شکل گرفته است. این گونه اقتباس‌ها عموما دارای زیر ساختی علمی هستند که حدس‌ها و گمانه‌زنی‌هایی انتزاعی توسط خالق اثر بر روی آن‌ها بنا می‌شود. ا


بازی
فیلم
سریال
مطالب