Quantcast
ورود عضویت
معمایی
video

فیلم معمایی، ژانری از سینماست که به کشف راز یک جنایت می‌پردازد. این فیلم، به تلاش‌های یک پلیس، کارآگاه خصوصی یا محقق تازه‌کار برای حل معمای شرایطی که منجر به وقوع یک جنایت شده، به وسیله سرنخ‌ها، بازجویی و استنتاج توجه دارد.

 

داستان، معمولا درباره توانایی‌های استنتاجی، مهارت، اعتماد به نفس و هوشمندی یک کارآگاه پلیس است که با کنار هم قرار دادن سرنخ‌های گوناگون، پیدا کردن مدرک، بازجویی از شاهدین و تعقیب مجرمین، معمای یک قتل را حل می‌کند.

 

تعلیق، معمولا عنصر مهمی در داستان این فیلم‌ها است. این عامل با موسیقی، زوایای دوربین، سایه‌های سنگین و پیچش‌های داستانی ناگهانی القا می‌شود. آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) از تمام این گزینه‌ها استفاده می‌کرد و گاهی نیز مخاطب خود را از خطراتی که پیش روی قهرمان فیلم قرار داشت، آگاه می‌کرد.

 

alfred hitchcock

آلفرد هیچکاک، از اساتید بلامنازع فیلم‌های معمایی

 

این ژانر به دسته‌های داستان‌های معمایی اولیه، داستان‌های معمایی ادبی، فیلم‌های هیجان‌انگیز تعلیق‌آمیز هیچکاکی کلاسیک، فیلم‌های کارآگاهی کلاسیک و فیلم‌های جاسوسی تقسیم می‌شود.

 

مشخصات

فیلم‌های معمایی درباره کشف راز یک جنایت یا حل یک معما هستند. در این فیلم‌ها، قتلی رخ داده و یک پلیس یا کارآگاه خصوصی، قصد دارد تا قاتل را پیدا کند. تعدادی مظنون به تماشاگر معرفی می‌شوند و همیشه تعدادی از آن‌ها، گمراه کننده هستند. در داستان‌های جنایی، در اکثر موارد، فردی که بیشترین انگیزه برای انجام جرم را دارد، بی‌گناه است. یکی از ویژگی‌های یک فیلم جنایی این است که تماشاگر را تشویق کند تا در کنار قهرمان فیلم، به حل معمای فیلم بپردازد. گاهی مخاطب از اطلاعاتی آگاه می‌شود که قهرمان فیلم از آن‌ها بی‌اطلاع است. قهرمان فیلم، معمولا جوانب یک جرم را بررسی می‌کند، از جنایتکار رونمایی می‌کند و او را دستگیر می‌کند.

 

یک فیلم معمایی موفق، دارای یکی از دو نوع داستانی باز یا بسته است. در نوع بسته (یا whodunit)، هویت جنایتکار تا انتهای فیلم مشخص نمی‌شود و المان تعلیق تا انتها با تماشاگر باقی است. در نوع باز، هویت جنایتکار از همان ابدا مشخص است و یک جنایت کامل به تصویر کشیده می‌شود و تماشاگر، نحوه رسیدن قهرمان به قاتل را دنبال می‌کند.

 

رمان‌های معمایی، منابع اقتباسی خوبی برای فیلم‌های سینمایی بوده‌اند. قهرمان این داستان‌ها، فردی قوی و بااراده است و داستان، دارای المان‌های دراماتیک، تعلیق، پرداخت کاراکتر، شک و تردید و پیچش‌های ناگهانی است. محل وقوع این داستان‌ها، معمولا مکان‌های عادی است و این فیلم‌ها، کمتر به صحنه‌پردازی سنگین و جلوه‌های ویژه نیاز پیدا می‌کنند.

 

تا دهه 80 میلادی، زنان در داستان‌های معمایی، نقشی دوگانه داشتند و رابطه‌ای با کارآگاه برقرار می‌کردند و اغلب، زنی در مخمصه بودند. زن در این فیلم‌ها، فردی سخت‌کوش، متکی به خود، بااراده و گاهی فریبنده است. این اشخاص باعث به وجود آمدن اتفاقات فیلم می‌شوند و گاهی، نقش قربانی بی‌دفاع را دارند.

 

تاریخچه

دهه 30

تعدادی از فیلم‌های چارلی چان (Charlie Chan) که در دهه 20 تولید شدند، آثار معمایی بودند که متأسفانه از بین رفته‌اند. او 28 فیلم موفق تجاری در استودیوی Fox ساخت. موفقیت فیلم‌های چان باعث شد که پیتر لور (Peter Lorre) از تبعید فراخوانده شود و نقش یک کارآگاه خصوصی ژاپنی به نام آقای موتو را در 8 فیلم بین سال‌های 1937 و 1939 بازی کرد. استودیو Monogram Pictures نیز تعدادی فیلم کارآگاهی با محوریت کاراکتر آقای وانگ ساخت. بوریس کارلوف (Boris Karloff) در 5 فیلم، نقش آقای وانگ را بازی کرد.

 

استودیو برادران وارنرز، 6 فیلم از کتاب‌های پلیسی پری میسون، میان سال‌های 1934 تا 1937 ساخت. در این فیلم‌ها، پری میسون، دادستان عدالت‌خواه، به دنبال کشف راز قتل‌های گوناگون بود. برادران وارنر، فیلم‌های Torchy Blane را ساخت که از معدود فیلم‌ها با قهرمان زن بود. گلندا فرل (Glenda Farrell) در 8 فیلم Smart Blonde، نقش یک خبرنگار کنجکاو و سرسخت را بازی کرد. در فیلم When Were You Born (1938)، آن می وانگ، نقش ستاره‌شناسی را بازی کرد که با توانایی‌های ستاره‌شناسی خود، راز یک قتل را کشف می‌کند.

 

داستان‌های کارآگاهی فیلو ونس، الهام بخش 15 فیلم، میان سال‌های 1929 و 1947 شدند. فیلم The Canary Murder Case (1929) با بازی ویلیام پاول (William Powell) به نقش ونس، اولین فیلم کارآگاهی مدرن به حساب می‌آید. این فیلم ابتدا به صورت صامت ساخته شد و در میانه کار، صدا به آن اضافه شد. پاول در سه فیلم نقش ونس را بازی کرد. باسیل رثبون (Basil Rathbone)، در فیلم چهارم و پنجم، نقش ونس را بازی کرد.

 

پاول در سری Thin Man، معروف‌ترین نقش خود، نیک چارلز را در برابر میرنا لوی (Myrna Loy) ایفا کرد. شش فیلم توسط استودیو MGM بین سال‌های 1934 تا 1947 ساخته شدند. این فیلم‌ها که بر اساس داستان‌های دشیل همت (Dashiell Hammett) ساخته شدند، ماجراهایی پیچیده و هوشمندانه با المان‌های کمدی اسکروبال و قتلی پیچیده بودند. پاول همچنین در فیلم The Ex-Mrs. Bradford (1936) در کنار جین آرتور (Jean Arthur) بازی کرد. این فیلم کمدی معمایی، فرمول Thin Man را با موفقیت تکرار کرد. کمپانی برادران وارنر نیز فیلم Footsteps in the Dark (1941) را با بازی ارول فلین (Errol Flynn) به نقش یک دلال سهامی که مخفیانه، داستان معمایی می‌نویسد، اکران کرد.

 

در بسیاری از فیلم‌های این دوره، از جمله سری Thin man، کارآگاه در انتهای فیلم، نحوه رسیدن به راز قتل را توضیح می‌دهد. در این لحظه، تمام مظنونین در یک جا جمع می‌شوند و کارآگاه، به شیوه‌ای دراماتیک اعلام می‌کند که «قاتل در این اتاق حضور دارد» و سپس با بیان سرنخ‌های مختلف، هویت آن را رو می‌کند.

 

فیلم‌های معمایی کم‌بودجه زیادی به سبک «خانه تاریک قدیمی» ساخته شدند. در این فیلم‌ها، خانه‌ای در یک شب تاریک طوفانی نمایش داده می‌شود که دارای پیام‌های رمزی روی دیوار، راهروهای مخفی است و قتلی در آن رخ می‌دهد. داستان این فیلم‌ها، اکثرا ستاره محور بودند و از میان آن‌ها، می‌توان به The Cat Creeps (1930)، The Monster Walks (1932)، Night of Terror (1933) و One Frightened Night (1935) با بازی بلا لوگوسی اشاره کرد.

 

در دهه 30، کارآگاه جنتلمن این فیلم‌ها، فردی بود که به جای اتکا به نیروی بازو، به هوش تکیه می‌کرد. همچنین، کارآگاهان تازه‌کاری که به عنوان سرگرمی شخصی به دنبال معما بودند، در این دهه رایج شدند. این افراد، اغلب مشخصه‌های عجیبی داشتند. این دو نوع کاراکتر، در دهه 40 محبوبیت خود را از دست دادند و جای خود را به کارآگاهان شخصی سرسخت و کله‌شق دادند.

 

دهه‌های 40 و 50

جنگ جهانی دوم باعث شد تا فیلم‌های جنایی و ملودرام، رنگ و روی تاریک‌تری به خود بگیرند و ناامیدی و منفی‌نگری، موضوعات اصلی فیلم‌ها شد. این دوره از سینما، به دوران نوآر معروف است. داستان‌های غیرقهرمانی بدبینانه درباره طمع، شهوت و ظلم، محور اصلی ژانر معمایی شدند. فیلم‌های خشن و تاریک با کارآگاهانی بدبین و بارانی‌پوش که به اندازه جنایتکاران، قسی‌القلب هستند، به یک استاندارد در این دوران تبدیل شدند. کارآگاهان اشرافی و پولدار دهه پیش، جای خود را به افرادی از طبقه کارگری با اعصابی متزلزل و لباس‌های مندرس دادند. همفری بوگارت (Humphrey Bogart) به نقش سم اسپید (Sam Spade) در فیلم The Maltese Falcon (1941) و فیلیپ مارلو در فیلم The Big Sleep (1946)، تبدیل به نماد این دوران شد. دیک پاول نیز در فیلم Murder, My Sweet (1944)، نقش مارلو را ایفا کرد. فیلم The Falcon Takes Over (1942) با بازی جرج سندرز (George Sanders) نیز اقتباسی دیگر از داستان Farewell, My Lovely، نوشته ریموند چندلر (Raymond Chandler) بود.

 

maltese falcon

نمایی از فیلم The Maltese Falcon، از بهترین نمونه‌های یک فیلم معمایی

 

رابرت مونتگمری (Robert Montgomery)، فیلم Lady in the Lake (1947) را کارگردانی و در آن بازی کرد. فیلم از زاویه دید مارلو تعریف می‌شد و تماشاگر تنها چیزهایی را که مارلو می‌دید، مشاهده می‌کرد. مونتگمری به ندرت در فیلم قابل مشاهده است. فیلم The Brasher Doubloon (1947) با بازی مونتگمری نیز اقتباسی از داستان The High Window، نوشته ریموند چندلر بود. چندلر فیلمنامه The Blue Dahlia (1946) را نیز نوشت که آلان لاد (Alan Ladd) در آن بازی کرد. آلان لاد در فیلم The Glass Key (1942) نیز ایفای نقش کرد.

 

دیگر فیلم قابل توجه این مورد، فیلم Out of the Past (1947) با بازی رابرت میچام بود. فیلم Laura (1944) به کارگردانی اوتو پرمینگر (Otto Preminger) نیز یک فیلم معمایی کلاسیک، با بازی دانا اندروز (Dana Andrews) به نقش یک پلیس گوشه‌گیر بود.

 

نیک کارتر در سه فیلم Nick Carter, Master Detective (1939)، Sky Murder (1940) و Phantom Raiders (1940)، توسط والتر پیجن (Walter Pidgeon) زنده شد. کمپانی کلمبیا در سری فیلم‌های Chick Carter, Detective (1946)، نیک کارتر را با پسر او، جایگزین کرد، زیرا این استودیو توان خرید حقوق سینمایی داستان‌های نیک کارتر را نداشت. دو فیلم Eyes in the Night (1942) و The Hidden Eye (1945) نیز درباره مک مکلین (Mac Maclain)، کارآگاه نابینا با بازی ادوارد آرنولد (Edward Arnold) ساخته شدند.

 

شو رادیویی محبوب The Whistler در قالب 8 فیلم معمایی، بین سال‌های 1944 تا 1948 در سینماها اکران شد. ریچارد دیکس (Richard Dix) داستان را تعریف و در نقش قهرمان، شرور و قربانی بازی می‌کرد. سری The Whistler، از معدود فیلم‌های مجموعه‌ای بود که هم مورد استقبال منتقدان و هم مورد رضایت مخاطبان قرار گرفت. سه فیلم معمایی ترسناک I Love a Mystery (1945)، The Devil’s Mask (1946) و The Unknown (1946)، بر اساس شو رادیویی I Love a Mystery ساخته شدند.

 

چستر موریس (Chester Morris) در 14 فیلم، نقش باستن بلکی، دزدی را که تبدیل به کارآگاه می‌شود، بازی کرد. اکثر این فیلم‌ها، آثار کمدی از جمله Meet Boston Blackie (1941)، Boston Blackie Booked on Suspicion (1945)، The Phantom Thief (1945) و Boston Blackie’s Chinese Venture (1949) بودند. کمپانی کلمبیا، شو رادیویی Crime Doctor را نیز تبدیل به تعدادی فیلم معمایی با بازی Warner Baxter کرد. اکثر این فیلم‌ها، فرمول معمایی بسته را دنبال می‌کردند.

 

جرج سندرز در 4 فیلم، نقش کارآگاه مودب، فالکون را بازی کرد. سندرز پس از فیلم چهارم، The Falcon’s Brother، این مجموعه را ترک کرد و تام کانوی (Tom Conway)، برادر سندرز، جایگزین او شد. رد اسکلتون (Red Skelton) نیز در سه فیلم کمدی Whistling in the Dark (1941)، Whistling in Dixie (1942) و Whistling in Brooklyn (1943)، نقش The Fox را ایفا کرد.

 

رمان‌های مایکل شین، نوشته برت هالیدی (Brett Halliday)، تبدیل به 12 فیلم رده B، با بازی لوید نولان (Lloyd Nolan) و هیو بومونت (Hugh Beaumont) شدند. کاراکتر مارک همر، مخلوق میکی اسپیلین (Mickey Spillane) نیز در فیلم‌های I, The Jury (1953)، My Gun is Quick (1957) و Kiss Me Deadly (1955) به سینما آمد. اسپیلین در فیلم The Girl Hunters (1963)، نقش همر را نیز ایفا کرد.

 

با فیلم Spellbound (1945)، آلفرد هیچکاک، یک فیلم هیجان‌انگیز معمایی روان‌شناختی اولیه ساخت. این فیلم، در کنار فیلم Fear in the Night (1947)، تأثیرات بی‌خوابی، هیپنوتیزم و روان‌کاوی را بررسی کردند. هر دو فیلم، دارای سکانس‌های رویایی سوررئال بودند.

 

کارآگاهان اجباری

یکی از مضامین مورد علاقه فیلمسازان، افرادی عادی بودند که باید راز قتل دوست یا یکی از اعضای خانواده خود را کشف می‌کردند. از نمونه این فیلم‌ها، می‌توان به Super Sleuth (1937)، Phantom Lady (1944)، The Dark Corner (1946)، Alan Ladd (1947)، The Blue Dahlia (1947)، Calcutta (1947)، Johnny Angel (1945)، Black Angel (1946)، Dead Reckoning (1947) و Cry Danger (1951) اشاره کرد.

 

شاید فیلم D.O.A (1950)، معروف‌ترین فیلم این زیرشاخه باشد. داستان فیلم، در مورد مردی است که به دلیل مسمومیت در حال مرگ است و باید قاتل خود را پیدا کند. نژادپرستی نیز یکی دیگر از موضوعات این زیر شاخه است و در فیلم‌های Crossfire (1947)، Bad Day at Black Rock (1954) و A Soldier’s Story (1984) به آن پرداخته شده است.

 

نمایی از فیلم Bad Day at Black Rock

 

ده سرخپوست کوچک

رمان «ده سرخپوست کوچک» یا «و در پایان هیچکس باقی نماند»، به موضوع قاتلی شکارچی در میان جمعی جدا افتاده در جزیره‌ای دوردست پرداخت. این داستان در فیلم And Then There Were None (1945) به کارگردانی رنه کلیر (Rene Clair)، به پرده سینماها آمد. سه اقتباس دیگر از این داستان با نام Ten Little Indians در سال‌های 1965، 1974 و 1989 اکران شد و فیلم Desyat Negrityat (1987) نیز با الهام از این داستان در روسیه ساخته شد. در سال 2016 نیز مینی سریال سه قسمتی با نام And Then There Were None، از روی این داستان ساخته شد.

 

and then there were none

نمایی از مینی سریال And Then There Were None؛ از بهترین اقتباس‌های تصویری رمان آگاتا کریستی

 

فرمول این داستان، در فیلم‌های متعدد، مخصوصا فیلم‌های زیرشاخه «خانه تاریک قدیمی» مورد استفاده قرار گرفت. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Five Dolls for an August Moon (1970) به کارگردانی ماریو باوا (Mario BavaIdentity (2003)، Mindhunters (2004)، Dead Man’s Island (1996)، مینی‌سریال Harper’s Island (2009) و اپیزودهایی در سریال‌های The Avengers، The Wild Wild West و Remington Steele اشاره کرد.

 

احیای ژانر معمایی و تحول آن

در دهه 60 و 70، سبک نئونوآر و پلیس‌های کله‌شق و سرسخت محبوبیت پیدا کردند. فیلم‌های این دوره، به سه دسته نسخه‌های بروز از فیلم‌ها و داستان‌های قدیمی، فیلم‌های تاریخی اتمسفریک مربوط به دهه 30 و 40 و فیلم‌های مدرن با الهام از آثار کلاسیک تقسیم می‌شوند.

 

بازسازی آثار قدیمی

فیلیپ مارلو، بار دیگر با فیلم Marlowe (1969) به پرده سینماها بازگشت و این بار، جیمز گارنر (James Garner) نقش او را بازی کرد. الیوت گلد (Elliott Gould) نیز در فیلم The Long Goodbye (1973)، به کارگردانی رابرت آلتمن (Robert Altman)، نقش فیلیپ مارلو را بازی کرد. رابرت میچام نیز در بازسازی فیلم The Big Sleep (1978) به نقش فیلیپ مارلو ظاهر شد. پل نیومن (Paul Newman) در دو فیلم Harper (1966) و The Drowning Pool (1976) بر اساس رمان‌های راس مکدونالد (Ross Macdonald) ایفای نقش کرد.

 

کریگ استیونز (Craig Stevens) در اقتباس سینمایی از سریال Peter Gunn بازی کرد و بار دیگر در نقش این کارآگاه خوش رفتار ظاهر شد. بولداگ دروموند (Bulldog Drummond) نیز در دو فیلم شبه جیمز باندی Deadlier Than Male (1976) و Some Girls Do (1969) بازی کرد. فیلم I, the Jury در سال 1982 بازسازی شد و سریال تلویزیونی Mike Hammer، بر اساس کاراکتر مایک همر، از سال 1984 تا 1987، از تلویزیون پخش شد. فیلم Kiss Kiss Bang Bang (2005)، اقتباسی مدرنیزه از رمان Bodies Are Where You Find Them، نوشته برت هالیدی بود.

 

kiss kiss bang bang

رابرت داونی جونیور و ول کیلمر در نمایی از فیلم نئونوآر Kiss Kiss Bang Bang

 

فرمول کلاسیک whodunit در فیلم‌های The List of Adrian Messanger (1963)، Sleuth (1972)، The Last of Sheila (1973) و کمدی Who is Killing the Great Chefs of Europe? (1978) مورد استفاده قرار گرفت.

 

فیلم‌های اولیه برایان دی پالما (Brian De Palma)، فیلم کمدی Murder a la Mod (1968)، فیلم Sisters (1973) با الهام از آثار هیچکاک و فیلم Obsession (1976)، بازسازی فیلم Vertigo، ساخته هیچکاک بودند. تأثیر هیچکاک بر فیلمسازان فرانسوی، از جمله کلود شابرول (Claude Chabrol) و فرانسوا تروفو (Francois Truffaut) مشهود است.

 

فیلم‌های تاریخی

پس از فیلم کلاسیک Chinatown (1974) به کارگردانی رومن پولانسکی (Roman Polanski) و بازی جک نیکلسون (Jack Nicholson)، فیلم‌هایی که داستان آن‌ها در دهه 30 و 40 رخ می‌داد، رایج شدند. رابرت میچام در فیلم Farewell, My Lovely (1975)، برای اولین بار در نقش فیلیپ مارلو ظاهر شد. فیلم Chandler (1972) داستان خود را در دهه 40 تعریف می‌کند، اما ارتباطی با اثار ریموند چندلر ندارد. فیلم Goodnight, My Love (1972) و دو سریال Banyon (1972 – 1973) و City of Angels (1976)، داستان خود را در دهه 30 میلادی به نمایش می‌گذارند و ادای دینی به قهرمانان داستان‌های پلیسی، فیلیپ مارلو و سم اسپید می‌کنند. فیلم تلویزیونی Who is the Black Dahlia? (1975) نیز بار دیگر به ماجرای این قتل حل نشده در سال 1947 می‌پردازد.

 

فیلم‌های Murder on the Orient Express (1974) و Death on the Nile (1978)، اقتباس‌هایی از کارهای آگاتا کریستی (Agatha Christie)، دارای داستان‌هایی در دهه 30 هستند. مارگارت راذرفورد (Margaret Rutherford) در فیلم‌های Murder, She Said (1961)، Murder Most Foul (1964) و Murder Ahoy! (1965) نقش خانم مارپل، قهرمان کتاب‌های آگاتا کریستی را بازی کرد و حضوری گذرا در فیلم The Alphabet Murders (1965) داشت.

 

شرلوک هلمز نیز در فیلم The Private Life of Sherlock Holmes (1970) به کارگردانی بیلی وایلدر (Billy Wilder) به شکلی جدید به نمایش در آمد. در فیلم The Seven Percent Solution (1976)، دکتر زیگموند فروید، اعتیاد هلمز به مواد مخدر را درمان می‌کند. در دو فیلم خشن و زننده A Study in Terror (1965) و Murder by Decree (1979) نیز، شرلوک هلمز، قاتل واقعی، جک ریپر (Jack the Ripper) را تعقیب می‌کند. بهترین و وفادارترین اقتباس از داستان‌های شرلوک هلمز، سریال The Adventures of Sherlock Holmes، با بازی جرمی برت (Jeremy Brett) به نقش شرلوک و دیوید بورک (David Burke) به نقش دکتر واتسون بود که در 41 قسمت، میان سال‌های 1984 و 1994 پخش شد.

 

اقتباس‌های اخیر از داستان‌های هلمز، ارتباط چندانی با داستان‌های آرتور کانن دویل (Arthur Canon Doyle) ندارند. در فیلم Young Sherlock Holmes (1985)، شاهد دوران نوجوانی شرلوک هلمز در یک فیلم اکشن ماجرایی هستیم. گای ریچی نیز با بودجه کلان، دو فیلم Sherlock Holmes (2009) و Sherlock Holmes: A Game of Shadows (2011) را ساخت. هلمز، با بازی رابرت داونی جونیو (Robert Downey Jr.)، یک قهرمان اکشن ورزشکار و کمی عاشق‌پیشه، در نسخه‌ای فانتزی و استیم‌پانک از انگلستان ویکتوریایی است.

 

Sherlock Holmes

جود لاو به نقش دکتر واتسون و رابرت داونی جونیور به نقش شرلوک هلمز در نمایی از فیلم Sherlock Holmes

 

موج نو

موج نوی فیلم‌های کارآگاهی مدرن، با فیلم Alphaville (1965) به کارگردانی ژان لوک گدار (Jean-Luc Godard) آغاز شدند که کارآگاه بارانی‌پوش سنتی را در داستانی علمی تخیلی در آینده‌ای نزدیک قرار داده بود. فیلم هم ادای دینی به ژانر و هم پارودی آن است. گدار سپس فیلم Made in U.S.A (1966)، یک فیلم معمایی نامعمول و کنایه‌آمیز را ساخت که اشارتی به فیلم The Big Sleep داشت.

 

فرانک سیناترا در فیلم Tony Rome (1967) و دنباله آن، Lady in Cement (1968)، نقش کارآگاه آرام و بدبینی را مشابه همفری بوگارت و در فیلم The Detective (1968)، نقش پلیسی سرسخت را بازی می‌کند. از میان کتاب‌های جان دی مک‌دونالد (John D. MacDonald)، تنها کتاب Darker than Amber در سال 1970 به فیلم برگردانده شد. جرج پپرد (George Peppard) در فیلم P.J. (1968)، نقش یک کارآگاه پلیس سنتی را بازی می‌کند. کرک داگلاس، در فیلم A Lovely Way to Die (1968)، پلیسی است که تبدیل به یک محافظ شخصی شده است. رابرت کلپ (Robert Culp) و بیل کازبی (Bill Cosby)، کارآگاهان شخصی بداخلاق و بدشانس در فیلم Hickey & Boggs (1972) هستند. برت رینولدز (Burt Reynolds)، در فیلم Shamus (1973)، نقش پلیسی زبان‌باز و برت لنکستر نیز در فیلم The Midnight Man (1974)، نقش پلیس بازنشسته‌ای را بازی می‌کند که تبدیل به یک کارآگاه خصوصی شده است. دو فیلم The Conversation (1974) و Night Moves (1975) با بازی جین هکمن (Gene Hackman)، از جمله فیلم‌های شناخته شده این دوران هستند.

 

conversation

فیلم The Conversation به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، از آثار موج نوی سینمای آمریکا

 

فیلم‌های اکشن سیاه‌پوستی رده B نیز فرمول فیلم‌های اکشن معمایی را در پیش گرفتند. از میان ‌آن‌ها، می‌توان به Trouble Man (1972)، Black Eye (1974)، Sheba, Baby (1975) با بازی پم گریر (Pam Greer) و Velvet Smooth (1976) اشاره کرد.

 

فیلم Brick (2005) به کارگردانی ریان جانسون (Rian Johnson)، ادای دینی به آثار ریموند چندلر است. در این فیلم پارودی گونه، یک پسر جوان قصد دارد تا راز قتلی را که با قاچاق مواد مخدر است، دریابد.

 

از جمله فیلم‌های پلیسی این دوره، می‌توان به فیلم فرانسوی The Sleeping Car Murders (1965)، In the Heat of the Night (1967)، Bullitt (1968)، Madigan (1968)، Klute (1971)، Electra Glide in Blue (1973) و دو فیلم غیر معمایی Dirty Harry (1971) و The French Connection (1971) اشاره کرد. فیلم The Parallax View (1974)، اولین فیلم معمایی با ساختار سیاسی بود.

 

از دست دادن حافظه

استفاده از فراموشی به عنوان هسته اصلی داستان‌های معمایی، از سال 1936 و با فیلم Two in the Dark آغاز شد. این فیلم در سال 1945 با نام Two O’clock Courage بازسازی شد و پس از آن، فیلم‌های Crossroads (1942)، Crime Doctor (1943)، The Power of the Whistler (1945) و Somewhere in the Night (1946) از این مضمون استفاده کردند.

 

در دهه 60، داستان‌های پیرامون فراموشی در ژانر معمایی هیجان‌انگیز احیا شدند. در این فیلم‌ها، قهرمان داستان، پس از یک آسیب فیزیکی یا روانی، حافظه خود را از دست می‌دهد و قصد دارد آن را بازیابی کند. او در طول داستان متوجه می‌شود که درگیر توطئه‌ای مرموز، حاوی قتل و جاسوسی شده است. فیلم‌های این ژانر، شامل Mirage (1965)، The Third Day (1965)، Hysteria (1965)، Mister Buddwing (1966) و Jigsaw (1968) می‌شوند.

 

قهرمان دچار فراموشی، در سریال‌های تلویزیونی نیز بسیار رایج شد. سریال A Man Called Shenandoah (1965 – 1966)، درباره مردی است که هیچ حافظه‌ای ندارد. اپیزودهایی از سریال‌های The Man from U.N.C.L.E (1966)، Get Smart (1967)، The Wild Wild West (1968)، The Big Valley (1968)، Star Trek (1968)، It Takes a Thief (1969)، The Mod Squad (1971)، Hawaii Five-O (1972)، Gunsmoke (1973) و Charlie’s Angels (1978) نیز دارای مضمون فراموشی هستند. در اواخر دهه 70 میلادی، این موضوع کم کم به فراموشی سپرده شد.

 

فیلم جیالو

در ایتالیا، نوع جدیدی از فیلم‌های هیجان‌انگیز ترسناک، با نام جیالو (giallo) پدید آمد که در اوایل دهه 70، بسیار محبوب و تأثیرگذار بود. فیلم‌های این سبک، از درام‌های پلیسی تا آثار وحشتناک گاتیک را شامل می‌شدند. داستان این آثار، درباره قتل‌های خشن به سبک هنری گرا گینیول (grand guignol) با مضامین اروتیسم سادیستیک بود. نقش منفی، اغلب قاتل زنجیره‌ای روان‌پریش و مرموزی است که ماسکی بر صورت دارد و در نهایت، توسط پلیس یا فردی انتقام‌جو کشته می‌شود. اولین فیلم این ژانر، فیلم Blood and Black Lace (1964) به کارگردانی ماریو باوا (Mario Bava) بود.

 

از جمله فیلم‌های معمایی جیالو، می‌توان به Five Dolls for an August Moon (1970) به کارگردانی ماریو باوا، The Can o’ Nine Tails (1971)، Four Flies on Grey Velvet (1971) و Deep Red (1975)، همگی به کارگردانی داریو آرجنتو (Dario ArgentoA Lizard in a Woman’s Skin (1971)، The Strange Vice of Mrs. Wardh (1971)، Black Belly of the Tarantula (1971)، Who Saw her Die (1972)، What Have You Done to Solange? (1972)، Casa d’appuntamento (1972) و The Red Queen Kills Seven Times (1972) اشاره کرد.

 

Red Queen

نمایی از فیلم The Red Queen Kills Seven Times

 

سبک جیالو تأثیر زیادی روی ژانر وحشت، مخصوصا فیلم اسلشر و خونین داشت. از جمله فیلم‌های تأثیر گرفته از سینمای جیالو، می‌توان به Circus of Fear (1966) بر اساس داستان ادگار والاس (Edgar WallaceBerserk! (1967)، No Way to Treat a Lady (1968)، Klute (1971)، Pretty Maids All in a Row (1971)، Eyes of Laura Mars (1978) و Frenzy (1972) اشاره کرد.

 

از Blowup تا Blow Out

یکی از فیلم‌های معمایی را می‌توان یک دسته‌بندی جداگانه محاسبه کرد. فیلم میکل آنژ آنتونیونی (Michaelangelo Antonioni)، به نام Blowup، فیلمی خاص و ضد whodunit است که هدونیسم بی‌هدف دهه 60 میلادی را با نمادگرایی هدف قرار داده است. یک عکاس خوش‌گذران لندنی از سرنخ‌هایی منتهی به یک قتل آگاه می‌شود، اما در آن جامعه کسی به پیدا کردن قاتل اهمیتی نمی‌دهد. این فیلم، دقیقا نقطه مقابل فیلم The Maltese Falcon است که در آن، سم اسپید برای عدالت، خود را فدا می‌کند.

 

در سال 1981، برایان دی پالما فیلم Blowup را با نام Blow Out و به شکل یک فیلم هیجان‌انگیز سیاسی بازسازی کرد. فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Cappola) اظهار کرد که فیلم Blowup در ساخت فیلم The Conversation تأثیرگذار بوده است.

 

Blow out

جان تراولتا در نمایی از فیلم Blow Out

 

فیلم Electra Glide in Blue (1973)، نمونه نادر استفاده از یک داستان معمایی برای مطرح کردن موضوعی مهم‌تر است. در این فیلم، ابهام‌زدایی، مرگ رویاها و ایده‌آل گرایی در دنیای عاری از اخلاقیات مطرح شده‌اند.

 

دهه 80 تا عصر حاضر

از اواسط دهه 70، تعداد فیلم‌های پلیسی و کارآگاهی کاهش پیدا کرد. از این فیلم‌ها، می‌توان به I, the Jury، Angel Heart، Hollywood Harry، The Two Jakes، Devil in a Blue Dress، Pure Luck، Under Suspicion، Twilight و Gone Baby Gone اشاره کرد.

 

سریال Philip Marlowe: Private Eye (1983 – 1986) با بازی پاورز بوث (Powers Boothe) به نقش فیلیپ مارلو از شبکه HBO پخش شد.

 

فیلم‌هایی با محوریت کارآگاهان زن نیز چندان توفیقی نداشتند. کتلین ترنر (Kathleen Turner) در فیلم V.I. Warshawksi (1991)، نقش یک کارآگاه خصوصی را بر اساس کتاب‌های سارا پرتسکی (Sara Paretsky) بازی کرد، اما فیلم در گیشه با شکست مواجه شد و دنباله‌های آن هیچوقت ساخته نشدند.

 

از سال 1980 تا کنون، 10 فیلم از رمان‌های آگاتا کریستی ساخته شدند. دو فیلم با محوریت کاراکتر هرکول پوارو به نام‌های Evil Under the Sun (1982) و Appointment  with Death (1988) و یک فیلم با محوریت خانم مارپل به نام The Mirror Crack’d (1980) در این دوره ساخته شدند. در فیلم Agatha (1979) نیز ونسا ردگریو (Vanessa Redgrave) نقش آگاتا کریستی را بازی کرد. فیلم، نسخه‌ای داستانی از ناپدیدشدن 11 روزه او در سال 1926 بود.

 

آثار معمایی نظامی و پلیسی

فیلم Crossfire (1947)، اولین فیلم معمایی با موضوع نظامی بود. از این نوع آثار، می‌توان به A Soldier’s Story (1984)، No Way Out (1987)، The Presidio (1988)، A Few Good Men (1992)، Courage Under Fire (1996)، The General’s Daughter (1999) و Basic (2003) اشاره کرد.

 

فیلم‌های پلیسی، دارای پیچش‌های داستانی در پایان‌بندی بودند. از جمله فیلم‌های پلیسی، می‌توان Cruising (1980)، Gorky Park (1983)، Thightrope (1984)، The Dead Pool (1988)، Mississippi Burning (1988)، Mortal Thoughts (1991)، Rising Sun (1993)، Striking Distance (1993)، The Usual Suspects (1995)، Lone Star (1996)، Under Suspicion (2000)، Blood Work (2002)، Mystic River (2003)، Mindhunters (2004)، In the Valley of Elah (2007 و Righteous Kill (2008) را نام برد.

 

The Mystic River

شان پن و کوین بیکن در نمایی از فیلم The Mystic River، شاهکار کلینت ایستوود

 

از فیلم‌های هیجان‌انگیز سیاسی با موضوع قتل، لاپوشانی و توطئه، می‌توان به JFK (1991)، Murder at 1600 (1997)، Enemy of the State (1998)، State of Play (2009) وMadras Café (2013) اشاره کرد.

 

وحشت و هیجان

در دهه 90 و 2000، بسیاری از فیلم‌های ترسناک و هیجان‌انگیز، معما و تعلیق را به موضوعات خود اضافه کردند و قاتلین زنجیره‌ای جامعه‌ستیز و باهوش، یا وقایع ماورایی مرموز، موضوعات این فیلم‌ها بودند. چهار فیلم Manhunter (1986)، The Silence of the Lambs (1991)، Hannibal (2001) و Red Dragon (2002)، بر اساس کتاب‌های تامس هریس (Thomas Harris) ساخته شدند.

 

فیلم‌های When the Bough Breaks (1994)، Seven (1995)، Kiss the Girls (1997)، The Bone Collector (1999)، Mercy (2000)، Along Came a Spider (2001)، Insomnia (2002) و Taking Lives (2004) نیز با همین فرمول ساخته شدند.

 

فیلم Zodiac (2007)، ماجرایی جستجو برای قاتل زنجیره‌ای سن فرانسیسکویی در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 را تعریف می‌کند. فیلم‌های The Alphabet Killer، Ed Gein، Gacy، Ted Bundy و Dahmer، ماجراهای قاتل‌های زنجیره‌ای معاصر را به تصویر می‌کشند. فیلم تاریخی فرانسوی Brotherhood of the Wolf (2001)، قتل‌های زنجیره‌ای رخ داده در قرن 18 در فرانسه را بررسی می‌کند.

 

در فیلم‌های معمایی مدرن امروز، شخصیت‌های عادی، به اجبار یا از روی کنجکاوی، درگیر شرایط خطرناک و اسرارآمیز می‌شوند. در این فیلم‌ها، مانند فیلم Flightplan (2005) به دنبال فردی گمشده است و درگیر توطئه‌های جاسوسی، جنایی و سیاسی می‌شود و دوست و آشنایان او، گذشته‌ای نامعلوم یا زندگی دوگانه دارند.

از میان این فیلم‌ها، می‌توان به فیلم‌های معمایی ترسناک Scream (1996)، The Saw (2004)، The Orphanage (2006)، What Lies Beneath (2000)، Cry Wolf (2005)، Devil (2010)، The Ring (2002) و فیلم‌های معمایی هیجان‌انگیز Secret Window (2004)، The Machinist (2004)، The Forgotten (2005)، The Number 23 (2006) و Identity (2003) اشاره کرد.

 

Secret Window

جان تورتورو و جانی دپ در نمایی از فیلم Secret Window

 

داستان‌های یادزدودگی پس‌گستر، موج جدیدی از داستان‌های معمایی هستند که شخصیت اصلی، متوجه هویت واقعی خود در طول داستان می‌شود. از این فیلم‌ها، می‌توان به The Morning After (1986)، Shattered (1991)، The Long Kiss Goodnight (1996)، Memento (2000)، سری Bourne (2002 – 2015) و Shutter Island (2010) اشاره کرد. کنت برانا (Kenneth Branagh) با فیلم Dead Again (1991) و ارائه داستانی پیچیده با موضوع فراموشی، هیپنوتیزم و تناسخ، ادای دینی به هیچکاک و اورسن ولز کرد. فیلم‌های علمی تخیلی، از جمله Total Recall (1990)، بازسازی آن در سال 2012 و فیلم Paychek (2003)، از دست دادن حافظه را به گردن تکنولوژی می‌اندازند.

 

بازنگری در فیلم‌های تاریخی

فیلم‌های پلیسی تاریخی دهه 40 و 50، با ارائه موضوعاتی مطابق با دنیای مدرن، در سال‌های اخیر پدیدار شدند که از آن‌ها، می‌توان به دو فیلم برنده اسکار Mulholland Falls (1996) و L.A. Confidential (1997) اشاره کرد. هر دو فیلم True Confessions (1981) و The Black Dahlia (2006)، بر اساس قتل‌های واقعی در هالیوود در دهه 40 میلادی ساخته شدند. فیلم Hollywoodland (2006) ماجرای قتل جرج ریوز (George Reeves) با بازی بن افلک (Ben Affleck) در سال 1959 را نمایش می‌دهد.

 

از میان فیلم‌های معمایی کمدی نوستالژیک، می‌توان به فیلم Clue (1985) که داستان آن در سال 1954 رخ می‌دهد و فیلم Radioland Murders (1994)، ادای دینی به شوهای رادیویی و کمدی‌های اسکروبال دهه 30 میلادی است. داستان فیلم Dark and Stormy Night (2009)، به کارگردانی لری بلامیر (Larry Blamire)، در دهه 30 رخ می‌دهد و کاراکترهای کلیشه‌ای و المان‌های قدیمی «خانه تاریک قدیمی» را هجو می‌کند.

 

فیلم Devil in a Blue Dress (1995)، درباره یک کارآگاه خصوصی آفریقایی آمریکایی در سال 1948 است. فیلم، فضای داستان‌های پلیسی سرسختانه گذشته و البته فضای متشنج آمریکای دهه 90 را به خوبی نمایش می‌دهد.

 

فیلم نوستالژیک Gosford Park (2001)، به کارگردانی رابرت آلتمن، داستانی اریجینال درباره یک قتل را در انگلستان دهه 30 تعریف می‌کند.



مشخصات

ژانر راز آلود یا Mystery بر حول محور حل شدن یک جرم یا جنایت یا یک معمای می‌گردد. تمرکز روایت بر روی تلاش‌های یک کاراگاه خصوصی، یک پلیس یا یک بازرس آماتور است که با یافتن سرنخ، بازرسی و پرس و جو از کاراکترهای مرتبط با یک حادثه، سعی در حل کردن شرایط مرموز آ


بازی
فیلم
سریال
مطالب