Quantcast
ورود عضویت
ترسناک
video

فیلم ترسناک، فیلمی است که واکنش‌های روانی و احساسی، از قبیل افزایش ضربان قلب و القای حس وحشت را در مخاطب خود برمی‌انگیزد. این فیلم‌ها، از آثار نویسندگانی چون ادگار آلن پو (Edgar Allen Poe)، برام استوکر (Bram Stoker) و ماری شلی (Mary Shelley) الهام گرفته‌اند. امیال شیطانی و اتفاقات غیر طبیعی، از مضامین رایج این فیلم‌ها هستند. ژانر وحشت، وجوه مشترکی با ژانرهای فانتزی، هیجان انگیز و داستان‌های ماورایی دارد.

 

فیلم‌های ترسناک با کابوس‌ها، وحشت‌ها، موضوعات نفرت انگیز و ترس همگانی از عوامل ناشناخته سر و کار دارند. داستان فیلم‌های ترسناک، درباره یک موجود یا اتفاق شیطانی است که زندگی روزمره را مختل می‌کند. از المان‌های رایج فیلم‌های ترسناک، می‌توان به اشباح، بیگانگان فضایی، خون آشامان، گرگینه‌ها، شیاطین، شیطان پرستی، خون و خونریزی، شکنجه، موجودات وحشی، جادوگران شیطان صفت، هیولاها، زامبی‌ها، آدم خواری، بیماران روانی، بلایی طبیعی یا ساخت دست بشر و قاتلین زنجیره‌ای اشاره کرد.

 

از زیرشاخه‌های ژانر ترسناک، می‌توان به اکشن ترسناک، کمدی ترسناک، سینمای ترسناک بدنی، سینمای فاجعه‌ای ترسناک، سینمای ترسناک زمان تعطیلات، درام ترسناک، ترسناک روان شناختی، ترسناک علمی تخیلی، ترسناک اسلشر، ترسناک ماورایی، ترسناک گاتیک، ترسناک طبیعی، فیلم زامبی، ترسناک اول شخص و ترسناک نوجوانانه اشاره کرد.

 

تاریخچه

1889 – 1909

اولین انعکاس وقایع ماوراالطبیعه در سینما، فیلم‌های صامت ساخت جرج ملیس (Georges Melies) در اواخر دهه 1890 بودند که از آن‌ها، می‌توان به فیلم Le Manoir du Diable، اولین فیلم ترسناک تاریخ سینما اشاره کرد. دیگر فیلم ترسناک او، La Cavarne Maudite (1898) بود. ژاپن نیز از جمله کشورهایی بود که به سراغ ژانر ترسناک رفت. از اولین فیلم‌های ترسناک ژاپنی، می‌توان به Bake Jizo و Shinin no Sosei اشاره کرد که هر دو در سال 1898 ساخته شدند. در این دوره، اکثر فیلم‌ها، آثار اقتباسی از نویسندگانی چون پو و دانته بودند. در سال 1908، کمپانی Selig Polyscope Company، فیلم Dr. Jeckyll and Mr. Hyde را ساخت.

 

1910 – 1929

در سال 1910، استودیو ادیسون، اولین نسخه سینمایی از فیلم Frankenstein را ساخت. ماهیت هولناک فیلم، باعث شد تا بسیاری این فیلم را به عنوان نماینده سینمای وحشت بشناسند. قبل و در طول دوران جمهوری ویمار، فیلمسازان سبک اکسپرسیونیسم آلمانی، بر سینمای وحشت بسیار تأثیر گذار بودند. فیلم The Student of Prague (1913) و سه گانه The Golem (1915 – 1920)، به کارگردانی پل وگنر (Paul Wegener)، فیلم The Cabinet of Dr. Caligari (1920) به کارگردانی رابرت وین (Robert Wiene)، فیلم Warning Shadow (1923) به کارگردانی آرتور رابیسون (Arthur Robison) و Waxworks (1934) به کارگردانی پل لنی (Paul Leni)، از جمله فیلم‌های تأثیر گذار این دوره بودند. اولین فیلم خون آشامی، Nosferatu (1922) بود که در این دوره ساخته شد و اقتباسی غیر رسمی از داستان دراکولا، نوشته برام استوکر بود.

 

کشورهای اروپایی دیگر نیز به این ژانر کمک شایانی کردند. فیلم The Phantom Carriage (1940)، به کارگردانی ویکتور سیوستروم (Victor Sjostrom) سوئدی، داستانی درباره یک افسانه ماورایی است. فیلم دانمارکی سوئدی Haxan (1922) به کارگردانی بنجامین کریستنسن (Benjamin Christensen)، یک فیلم ترسناک مستندگونه درباره خرافات و سحر و جادو است. در سال 1928، ژان اپستین (Jean Epstein) فرانسوی، فیلم تأثیر گذار The Fall of the House of Usher را بر اساس داستانی از ادگار آلن پو ساخت.

 

اگر چه تا دهه 30، از اصطلاح horror برای تعریف فیلم‌های ترسناک استفاده نشد، اما فیلم‌های اولیه آمریکایی، به المان‌های وحشت متکی بودند. از جمله این آثار، می‌توان به The Hunchback of Notre Dame (1923)، The Phantom of the Opera (1925)، The Cat and the Canary (1927)، The Unknown (1927) و The Man who Laughs (1928) اشاره کرد. بسیاری از این فیلم‌ها، آثار ملودارم تیره و تار شناخته می‌شدند، زیرا کاراکترها بسیار سطحی و داستان‌ها بسیار احساسی و درباره عشق، خشونت، تعلیق و احساسات بودند.

 

Phantom of the Opera

نمایی از فیلم The Phantom of the Opera

 

جریان قرار دادن یک المان هولناک در فیلم‌های ملودرام قبل از پیدایش سینمای ترسناک، در دهه 20 میلادی نیز ادامه پیدا کرد. کارگردانانی که به این عناصر وحشت آفرین تکیه می‌کردند، موریس تورنر (Maurice Tourneur)، رکس اینگرام (Rex Ingram) و تاد براونینگ (Tod Browning) بودند. فیلم The Magician (1926) به کارگردانی اینگرام، از اولین فیلم‌هایی بود که کاراکتر «پزشک دیوانه» را در خود داشت و الهام بخش فیلم Frankenstein به کارگردانی جیمز ویل (James Whale) شد. فیلم The Unholy Three (1925)، نمونه‌ای از کاربرد عناصر شر و سبک بیمارگونه فیلم‌های براونینگ است. او فیلم خود را در سال 1930، با موسیقی متن بازسازی کرد، اما این فیلم The Terror (1928) است که به عنوان اولین فیلم ترسناک مصوت شناخته می‌شود.

 

1930 – 1949

در آغاز پیدایش صدا در سینما، کمپانی Universal، مجموعه‌ای از فیلم‌های ترسناک گاتیک را ساخت. بلافاصله پس از فیلم Dracula (1931) ساخته تاد براونینگ، فیلم Frankenstein (1931) به کارگردانی جیمز ویل و فیلم The Old Dark House (1932) اکران شدند که هر دو درباره هیولاهایی صامت بودند. برخی از این فیلم‌ها، دارای المان‌های علمی تخیلی بودند که از آن‌ها، می‌توان به The Invisible Man (1933) اشاره کرد. فیلم Frankenstein، از اولین فیلم‌هایی بود که فورا بازسازی شد. فیلم The Mummy (1932)، از مصر باستان به عنوان موضوع خود استفاده کرد. جک پیرس (Jack Pierce)، مسئول گریم بسیاری از هیولاهای فیلم‌های ترسناک استودیو Universal بود و از کارهای او، می‌توان به فیلم The Wolf Man (1941) اشاره کرد.


دیگر استودیوها نیز راه Universal را ادامه دادند. فیلم جنجالی Freaks (1932) بر اساس داستان spurs، توسط کمپانی MGM ساخته شد، اما این کمپانی، پس از دیدن نتیجه نهایی، حاضر به پخش فیلم نشد و این فیلم، تا 30 سال در بریتانیا قابل پخش نبود. فیلم Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1931)، به دلیل استفاده از فیلترهای عکاسی برای تغییر شکل دکتر جکیل در مقابل دوربین به یاد ماندنی است. با توسعه این ژانر، بازیگرانی چون بوریس کارلوف (Boris Karloff) و بلا لوگوسی، زندگی حرفه‌ای خود را وقف سینمای وحشت کردند و در سه فیلم ول لوتون (Val Lewton)، از جمله فیلم The Body Snatcher (1945) ایفای نقش کردند.

 

Freaks

بازیگران فیلم Freaks در کنار تاد براونینگ، کارگردان فیلم

 

1950 – 1969

با پیشرفت تکنولوژی، فضای فیلم‌های وحشت نیز از گاتیک به فضای معاصر تغییر کرد. دو زیرشاخه فیلم‌های آخرالزمانی و فیلم‌های شیطانی، در همین دوره پدیدار شدند. فیلم‌های کم بودجه‌ای نیز با موضوع غلبه انسانیت بر تهدیدهایی چون حمله بیگانگان و موجودات جهش یافته ساخته شدند. فاجعه هیروشیما و ناگازاکی، منبع الهام فیلم Godzilla (1954) و دنباله‌های آن شدند که جهش یافتگی ناشی از آلودگی هسته‌ای را موضوع خود قرار داده بودند.

 

Godzilla

گودزیلا، هیولایی زاده جنایات بشری بود.

 

سینمای وحشت، فرصت مناسبی به کارگردانان و تهیه کنندگان داد تا تکنولوژی‌های جدید را امتحان کنند. فیلم House of Wax (1953)، از تکنولوژی سه بعدی برای جذب مخاطب استفاده کرد و برای ترساندن تماشاگر در هنگام تماشای فیلم The Tingler (1959)، جریان برق به صندلی‌ها وصل شد. فیلم‌سازان بیشتر به المان‌های علمی تخیلی روی آوردند. یکی از شاهکارهای عامیانه این دوره، فیلم The Incredible Shrinking Man (1957)، بر اساس رمان اگزیستانسیالیستی ریچارد متیسون (Richard Matheson) بود. فیلم، وحشت زندگی در عصر اتمی و جدا افتادگی از اجتماع را به خوبی به تصویر کشید.

 

در اواخر دهه 50 میلادی، بریتانیا به عنوان یکی از منابع ساخت فیلم‌های ترسناک عرض اندام کرد. کمپانی Hammer، اولین کمپانی فیلمسازی بود که به سراغ این ژانر رفت و موفقیت زیادی با معرفی کاراکترهای کلاسیک سینمای وحشت به صورت رنگی به دست آورد. در ادامه راه کمپانی Universal، این کمپانی فیلم‌های فرانکنشتاین و دراکولا را بازسازی و برای آن‌ها، چندین دنباله ساخت. دیگر کمپانی‌ها نیز به رشد سینمای وحشت در دهه 60 و 70 در بریتانیا کمک کردند.

 

فیلم هیجان انگیز روانشناختی بریتانیایی Peeping Tom (1960)، به کارگردانی مایکل پاول (Michael Powell)، اولین فیلم اسلشر تاریخ به حساب می‌آید. آلفرد هیچکاک با فیلم Psycho، ژانر اسلشر را در سینمای وحشت تثبیت کرد. فرانسه همچنان به موضوع دانشمند دیوانه علاقه‌مند بود و سینمای وحشت ایتالیا نیز به شهرت جهانی رسید.  استودیو AIP، تعداد زیادی فیلم، بر اساس داستان‌های ادگار آلن پو ساخت.

 

فیلم‌های این دوره، از المان‌های ماورایی برای نمایش ترس از موجودات شیطانی استفاده کردند. فیلم The Innocents (1961)، بر اساس رمان هنری جیمز (Henry James) به نام The Turn of the Screw ساخته شد. اشباح نیز از المان‌های مورد علاقه ژاپنی‌ها بودند و در فیلم‌هایی چون Kwaidan Onibaba (1964) و Kuroneko (1968) دیده شدند.

 

فیلم Rosemary’s Baby (1968)، یک فیلم ترسناک روانشناختی آمریکایی، نوشته و کارگردانی رومن پولانسکی، بر اساس رمانی به همین نام، نوشته آیرا لوین (Ira Levin) است. دیگر فیلمساز تأثیرگذار عصر وحشت در این دوره، جرج رومرو (George A. Romero) بود. او فیلم Night of the Living Dead (1968) را با بودجه 114 هزار دلار ساخت و این فیلم، بیش از 30 میلیون دلار فروش کرد. داستان این فیلم، درباره دنیایی بود که به تسخیر زامبی‌ها در آمده است. این فیلم‌ها، دیدگاه‌های روانشناختی را با عناصر فیلم‌های آخرالزمانی ترکیب کرد. فیلم‌های دهه 60 میلادی، با انعکاس وحشت در زندگی روزانه، از عصر گاتیک فاصله گرفتند. فیلم‌های کشت و کشتار کم بودجه، از جمله فیلم‌های هرشل گوردون لوئیس (Herschell Gordon Lewis) در این دوره رواج پیدا کردند.

 

night of the living dead

زامبی‌ها برای اولین بار در فیلم Night of the Living Dead به کارگردانی جرج رومرو دیده شدند.

 

1970 – 1989

موفقیت تجاری فیلم‌های خشن کم بودجه در این سال‌ها و البته موفقیت تجاری و هنری فیلم Rosemary’s Baby، باعث عرضه فیلم‌های با مضامین ماورایی یا نهفته در دهه 70 میلادی شد. فیلم The Exorcist (1973)، اولین فیلم این جریان بود که موفقیت تجاری زیادی داشت و پس از آن، فیلم‌های زیادی عرضه شدند که در آن‌ها، یک فرد که عمدتا یک زن آبستن یا کودک است، توسط نیرویی ماورایی شیطانی تسخیر می‌شود.

 

موضوعات «کودکان شیطانی» و «تناسخ» نیز از جمله مباحث مورد علاقه بودند. برای مثال، فیلم Audrey Rose (1977)، به کارگردانی رابرت وایز (Robert Wise)، درباره مردی است که ادعا می‌کند، روح مردی مرده در بدن دخترش حلول کرده است. فیلم Alice Sweet Alice (1977) نیز یک فیلم اسلشر با مضامین کاتولیکی، درباره قتل یک دختر بچه است و مضنون اصلی، خواهر او است. از دیگر فیلم‌های ماورایی مورد توجه این دوره، فیلم The Omen (1976) بود. در این فیلم، مردی متوجه می‌شود که ضدمسیح در بدن پسر کوچک او حلول کرده است. فیلم‌های این دوره، دارای سبک پست مدرن و دیدگاهی ویران‌گرایانه به دنیای پیرامون بودند و شیطان در این فیلم‌ها، شکست ناپذیر بود.

 

The Omen

در فیلم The Omen، ضدمسیح در قالب یک کودک ظهور می‌کند.

 

از دیگر فیلم‌های این دوره، می‌توان به فیلم The Sentinel (1977) اشاره کرد که درباره یک مدل است که متوجه می‌شود، خانه او دروازه‌ای به جهنم است.

 

در دهه 70 میلادی، فیلمسازان ایتالیایی، مانند ماریو باوا (Mario Bava)، ریکاردو فردا (Ricardo Freda)، آنتونیو مارگریتی (Antonio Margheriti) و داریو آرجنتو (Dario Argento)، سبک جیالو (giallo) را توسعه دادند و سینمای وحشت ایتالیا را در دنیا، متمایز کردند. از جمله فیلم‌های این جریان فیلمسازی، می‌توان به Black Sunday، Blood and Black Lace، Castle of Blood، Twitch of the Death Nerve، The Bird with the Crystal Plumage، Deep Red و Suspiria اشاره کرد.

 

فیلم Don’t Look Now (1973)، یک فیلم مستقل بریتانیایی ایتالیایی به کارگردانی نیکلاس روگ (Nicolas Roeg) بود که مورد توجه قرار گرفت. این فیلم، به جنبه روانشناختی غم می‌پردازد، که برای یک فیلم ترسناک ماورایی، موضوعی غیر متعارف بود. از دیگر فیلم‌های قابل توجه این دوره، می‌توان به فیلم ترسناک معمایی بریتانیایی The Wicker Man (1973) اشاره کرد به اجرای مراسم شیطان پرستی در دنیای مدرن می‌پردازد. این فیلم توسط آنتونی شیفر (Anthony Shaffer) نوشته و توسط رابین هاردی (Robin Hardy) کارگردانی شد.

 

ایده‌های مطرح‌شده در دهه 60 میلادی، در فیلم‌های ترسناک این دوره تأثیرگذار بودند و جنبش ضدفرهنگی در این دوران، به این سبک از فیلم، توجه نشان داد. فیلم‌های The Hills Have Eyes (1977) و The Last House on the Left (1972)، به کارگردانی وس کریون (Wes Craven) و فیلم The Texas Chainsaw Massacre (1974) به کارگردانی توب هوپر (Tobe Hooper)، بازتاب دهنده جنگ ویتنام بودند. جرج رومرو نیز با فیلم Dawn of the Death، جامعه مصرف‌گرای آمریکایی را هجو کرد. زیرشاخه کمدی ترسناک نیز با فیلم‌های The Abominable Dr. Phibes (1971)، Young Frankenstein (1974)، The Rocky Horror Picture Show (1975) و An American Werewolf in London (1981) پدیدار شد.

 

همچنین، در دهه 70 میلادی، داستان‌های استفن کینگ، مورد توجه فیلمسازان قرار گرفت. برایان دی پالما (Brian De Palma)، با فیلم Carrie (1976)، اولین فردی بود که فیلمی بر اساس داستان‌های کینگ نوشت. سیسی اسپیسک (Sissy Spacek) و پایپر لوری (Piper Laurie)، هر دو بازیگر فیلم، کاندید جایزه اسکار شدند. سومین رمان او، The Shining، در سال 1980، به کارگردانی استنلی کوبریک به فیلم برگردانده شد. این فیلم در گیشه اصلا موفق نبود و منتقدان و تماشاگران نیز به آن واکنش منفی نشان دادند. تنها زمان بود که ارزش واقعی این فیلم را نشان داد و اکنون، فیلم The Shining، یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ به شمار می‌آید.

 

Shining

در هنگام عرضه، واکنش‌ها به فیلم The Shining بسیار منفی بود. این فیلم اکنون از بهترین آثار سینمای ترسناک شناخته می‌شود.

 

فیلم The Shining، با موضوعات روانشناختی متعددی، از قبیل کودک شیطانی، اعتیاد به الکل، تلپاتی و دیوانگی دست و پنجه نرم می‌کند. این فیلم بود که نشان داد، سینمای وحشت در هالیوود، در شرف تحول است. قتل و خشونت، دیگر برای سینمای وحشت جذاب نبودند. در دهه 70 و 80، فیلم‌های ترسناک ماورایی و روانشناختی، سینما را تسخیر کردند. از دیگر فیلم‌های ترسناک کلاسیک هالیوودی، می‌توان به فیلم Poltergeist (1982)، به کارگردانی توب هوپر اشاره کرد. انجمن منتقدان شیکاگو، این فیلم را بیستمین فیلم ترسناک تاریخ معرفی کرده است. هر دو فیلم The Shining و Poltergeist، بر اساس نیروی شیطانی در یک خانه مسکونی ساخته شدند. وحشت و شر درون این فیلم‌ها، ناشی از مکانی است که داستان در آن رخ می‌دهد.

 

در سال 1979، فیلم ترسناک ماورایی The Amityville Horror به کارگردانی استیوارت روزنبرگ (Stuart Rosenberg) و بر اساس کتابی به همین نام، نوشته جی انسون (Jay Anson) ساخته شد. در این فیلم، جیمز برولین (James Brolin) و مارگو کیدر (Margot Kidder)، نقش زوج جوانی را بازی می‌کنند که متوجه می‌شوند، خانه جدیدشان در تسخیر نیروهای ماورایی خشونت طلبی است. فیلم The Changeling، یک فیلم ترسناک روانشناختی کانادایی، به کارگردانی پیتر مداک (Peter Medak) بود که در سال 1980 اکران شد.

 

چرخه فیلم‌های اسلشر در دهه 70 و 80 میلادی پدیدار شد. جان کارپنتر (John Carpenter)، فیلم Halloween (1978)، شان اس کانینگام (Sean S. Cunningham) فیلم Friday the 13th (1980)، وس کریون فیلم A Nightmare on Elm Street (1984) و کلایو بیکر (Clive Baker)، فیلم Hellraiser (1987) را ساختند. این زیرشاخه، در دهه‌های بعد، توسط ده‌ها فیلم ترسناک خشن ارزان قیمت اشباع شد، اما سری Halloween، به موفقیت خود ادامه داد. از دیگر فیلم‌های اسلشر قابل توجه دهه 70 میلادی، می‌توان به فیلم Black Christmas (1974)، به کارگردانی باب کلارک (Bob Clark) اشاره کرد. فیلم Sleepway Camp (1983)، به دلیل پیچش داستانی در انتهای آن معروف شده و بسیاری، پایان‌بندی این فیلم را، یکی از شگفت‌انگیزترین پایان‌بندی‌های سینمای ترسناک می‌دانند. فیلم My Bloody Valentine (1981)، فیلم ترسناکی با موضوع روز ولنتاین یا روز عشاق است. افزایش محبوبیت فیلم‌های اسلشر، باعث شد تا فیلم‌های پارودی زیادی، از جمله Saturday the 14th (1981)، Student Bodies (1981)، National Lampoon’s Class Reunion (1983) و Hysterical (1983) درباره این ژانر ساخته شوند.

 

Halloween

مایکل میرز، آدمکش سری فیلم‌های Halloween، یکی از نمادهای سینمای وحشت است.

 

برخی فیلم‌ها نیز افسانه‌های محلی، مانند «پرستار بچه و مرد ساکن طبقه بالا» را موضوع خود قرار دادند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به فیلم When a Stranger Calls (1979) اشاره کرد که یک فیلم ترسناک روانشناختی، به کارگردانی فرد والتون (Fred Walton) و با بازی کارول کین (Carol Kane) و چارلز دورنینگ (Charles Durning) بود.

 

فیلم Jaws (1975)، به کارگردانی استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg)، موج جدیدی از فیلم‌ها، با موضوع حیوان قاتل را به جریان انداخت و فیلم‌های Orca (1977) و Up from the Depths (1979) پس از آن ساخته شدند. فیلم Jaws، اولین فیلم موفق بین‌المللی شناخته می‌شود که دارای المان‌های رده B، از جمله وحشت و خشونت متوسط، در یک فیلم گران قیمت هالیوودی است. در سال 1979، فیلم Phantasm به کارگردانی دون کوسکارلی (Don Coscarelli)، اولین فیلم از فرانچایز Phantasm اکران شد.

 

فیلم Alien (1979)، یک فیلم ترسناک علمی تخیلی بریتانیایی آمریکایی به کارگردانی ریدلی اسکات (Ridley Scott) بود که موفقیت زیادی داشت و علاوه بر فروش خوب، نزد منتقدان نیز بسیار محبوب بود. فیلم The Thing (1982)، به کارگردانی جان کارپنتر، ترکیبی از وحشت و داستان‌های علمی تخیلی بد، اما نه در گیشه و نه نزد منتقدان موفقیتی داشت و البته، تبدیل به یک فیلم کالت شد. اکنون، این فیلم به دلیل جلوه‌های ویژه جلوتر از زمان خود و البته حس پارانویای درون فیلم، مورد ستایش قرار می‌گیرد.

 

دهه 80 میلادی، شاهد عرضه تعداد زیادی فیلم ترسناک رده B خشن و خونین بود که هیچ کدام مورد لطف منتقدان قرار نگرفتند، اما بسیاری، تبدیل به فیلم‌های کالت شدند و بعدها مورد توجه قرار گرفتند. از میان آن‌ها، می‌توان به فیلم Evil Dead، به کارگردانی سم ریمی (Sam Raimi) اشاره کرد که یک فیلم پر از خون و خونریزی ارزان قیمت، با داستانی اریجینال بود و سال‌های بعد، مورد ستایش قرار گرفت.

 

Evil Dead

بروس کمپل با بازی به نقش اش ویلیامز در فیلم‌های Evil Dead به شهرت رسید.

 

فیلم‌های خون آشامی نیز در دهه 80 محبوب بودند و فیلم‌های کالت مانند Fright Night (1985)، The Lost Boys (1987) و Near Dark (1987)، به‌یادماندنی هستند. در سال 1984، جو دانته (Joe Dante)، فیلم کمدی هیولایی Gremlins را ساخت که در گیشه فروش خوبی داشت و مورد توجه منتقدان قرار گرفت و جریان فیلم‌های «هیولاهای کوچک» را آغاز کرد و الهام‌بخش فیلم‌هایی چون Critters و Ghoulies شد.

 

دیوید کراننبرگ (David Cronenberg)، با فیلم‌هایی چون Shivers (1975)، Rabid (1977)، The Brood (1979)، The Dead Zone (1983) و The Fly (1986)، به سراغ سینمای ترسناک بدنی و دانشمند دیوانه رفت.

 

بسیاری از فیلم‌های اکشن ترسناک علمی تخیلی، در دهه 80 میلادی عرضه شدند که از آن‌ها، می‌توان به Aliens (1986) و Predator (1987) اشاره کرد. فیلم‌های کمدی ترسناک قابل توجه این دهه، Re-Animator (1985) و Night of the Creeps (1986) بودند.

 

فیلم Henry: Portrait of a Serial Killer، یک فیلم ترسناک جنایی روانشناختی، به کارگردانی جان مک‌ناتون (John McNaughton) بود که داستان یک قاتل زنجیره‌ای را تعریف می‌کند که بدون ترس از دستگیری، به صورت تصادفی، به قتل می‌پردازد. این فیلم در سال 1986 اکران شد.

 

فیلم‌های Child’s Play (1988)، Night of the Demons (1988) و Pet Sematary (1989)، از دیگر فیلم‌های ترسناک ماورایی اواخر دهه 80 میلادی بودند.

 

دهه 90

در اوایل دهه 90 میلادی، ژانر وحشت همچنان مضامین دهه قبل را دنبال می‌کرد. دنباله‌هایی برای فیلم‌های A Nightmare on Elm Street، Friday the 13th، Halloween و Child’s Play ساخته شدند که هرچند، موفقیت‌هایی در گیشه داشتند، اما با واکنش‌های منفی منتقدان روبرو شدند. فیلم‌های New Nightmare (1994)، به کارگردانی وس کریون و فیلم بسیار موفق Silence of the Lambs (1991)، از این قاعده مستثنا بودند.

 

فیلم New Nightmare، در کنار فیلم‌های In the Mouth of Madness (1995)، The Dark Half (1993) و Candyman، از جمله فیلم‌های جریان کوچک فیلم‌های خود انعکاسی یا متافیکشنال ترسناک بودند. هر فیلم از این جریان، رابطه میان وحشت داستانی و وحشت در دنیای واقعی را نشانه گرفته بود. برای مثال، فیمل Candyman، رابطه میان افسانه‌های محلی ساختگی و وحشت واقعی ناشی از نژادپرستی توسط نقش منفی فیلم را نمایش داد. در فیلم In the Mouth of Madness، قهرمان فیلم، از دنیای واقعی، به درون رمانی، نوشته یک فرد دیوانه که قرار است دستگیر کند، می‌پرد! این سبک انعکاسی، در فیلم Scream (1996)، به شکلی آشکار، دست انداخته شد.

 

Scream

قاتل فیلم‌های Scream، برای کشتن قربانیان خود از فیلم‌های ترسناک کلاسیک الهام می‌گیرد.

 

فیلم Interview with the Vampire (1994)، یک فیلم، متعلق به سبک «تئاتر خون‌آشامان» بود که از سبک نمایش‌های گران گوینول (Grand Guignol) الهام گرفته بود تا به دنیای خالی از انسانیت و اخلاق خود، رنگ و بوی واقع‌گرایانه ببخشد.

 

دو مشکل، پیش روی سینمای وحشت قرار داشت؛ این ژانر، با فیلم‌های ترسناک خشن و اسلشر، اشباع شده بود و تماشاگر بالغ دهه 90، دیگر علاقه‌ای به فیلم‌هایی که در باطن، متعلق به یک دهه پیش بوده‌اند، نداشت و تماشاگران جدید نیز به سینمای علمی تخیلی و فانتزی، علاقه بیشتری نشان می‌دادند.

 

برای جذب دوباره مخاطب، سینمای وحشت، به سراغ پارودی رفت و نیمه دوم دهه 90، فیلم‌های پارودی زیادی اکران شدند. فیلم Braindead (1992)، به کارگردانی پیتر جکسون، ژانر فیلم‌های خونین را به افکت‌های کمدی، به سخره گرفت. فیلم Scream، به کارگردانی وس کریون، نوجوانانی را هدف گرفته بود که کاملا از روند یک فیلم ترسناک اسلشر باخبر بودند و در نهایت، قربانی همین روند شدند. ترکیب طنز کنایه‌آمیز این فیلم با المان‌های تعجب‌برانگیز، باعث موفقیت این فیلم و ساخت چندین دنباله برای آن شد. فیلم‌های I Know What You Did Last Summer (1997) و Urban Legend (1998) نیز سینمای اسلشر را هدف گرفتند.

 

فیلم Event Horizon (1997)، یک فیلم ترسناک علمی تخیلی بریتانیایی آمریکایی بود که توسط پل دبلیو اس اندرسون (Paul W. S. Anderson) ساخته شد. فیلم The Sixth Sense، یک فیلم ترسناک ماورایی، نوشته و کارگردانی ام نایت شیامالان (M. Night Shyamalan)، در سال 1999 اکران شد و داستان پسر جوان و گوشه‌گیری، با بازی هیلی جوئل آزمنت (Haley Joel Osment) را تعریف می‌کرد که می‌توانست با مردگان ارتباط برقرار کند و روانشناس کودک مضطربی با بازی بروس ویلیس (Bruce Willis) نیز قصد دارد به او کمک کند.

 

the sixth sense

بروس ویلیس و هیلی جوئل آزمنت در نمایی از فیلم The Sixth Sense به کارگردانی ام نایت شیامالان

 

فیلم The Last Broadcast (1998)، منبع الهام فیلم بسیار موفق Blair Witch Project (1999) شد که خود منجر به پیدایش زیرشاخه فیلم‌های ترسناک «فوتیج گم‌شده» شد. مضمون سحر و جادو در فیلم The Craft (1996)، ساخته اندرو فلمینگ (Andrew Fleming)، مورد بررسی قرار گرفت.

 

2000

فیلم Valentine (2001)، با بازی دیوید بورناز (David Boreanaz)، موفقیتی نسبی در گیشه داشت، اما توسط منتقدان، به دلیل ساختار کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی، کوبیده شد. فیلم‌های Jason X (2001) و Freddy vs. Jason (2003) نیز تلاش کردند تا به موفقیت تجاری برسند و تا حدودی موفق شدند. فیلم Final Destination (2000)، بار دیگر ژانر ترسناک نوجوانانه را احیا کرد و چهار دنباله برای آن ساخته شد. سری Jeepers Creepers نیز موفق بود و در کنار فیلم‌های Hollow Man (2000)، Orphan (2009)، Wrong Turn (2003)، Cabin Fever (2002) و House of 1000 Corpses (2003)، جانی دوباره به سینمای وحشت بزرگسالانه بخشید. اقتباس از کامیک‌بوک‌هایی چون سری Blade، Constantine (2005) و Hellboy (2004) نیز در گیشه موفق بودند. اقتباس از بازی‌های ویدیویی، از جمله Doom (2005) و Silent Hill (2006) نیز فروش بدی نداشتند و فیلم Van Helsing (2004) و سری Underworld نیز موفقیت زیادی در گیشه‌ها کسب کردند. فیلم Ginger Snaps (2000)، یک فیلم کانادایی است که به تغییرشکل تراژیک یک دختر نوجوان، پس از گازگرفته‌شدن توسط یک گرگینه می‌پردازند. فیلم Signs (2002)، مضمون بیگانگان مهاجم را بار دیگر مورد توجه قرار داد. فیلم ترسناک ماجرایی بریتانیایی The Descent (2005)، به کارگردانی نیل مارشال (Neil Marshall) نیز موفقیت خوبی به دست آورد. از دیگر فیلم‌های این دوره، می‌توان به فیلم Drag Me to Hell (2009) اشاره کرد که یک فیلم ترسناک ماورایی، به کارگردانی سم ریمی بود.

 

سینمای وحشت در کشورهای غیر انگلیسی زبان نیز در این دوران رشد پیدا کرد. فیلم The Devil’s Backbone (2001)، به کارگردانی گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro)، یک فیلم ترسناک گاتیک اسپانیایی مکزیکی بود که توانست موفق باشد. فیلم ترسناک فرانسوی Brotherhood of the Wolf (2001) نیز دومین فیلم پرفروش فرانسوی زبان در آمریکا، در دو دهه اخیر شد. فیلم سوئدی Let the Right One In (2008) نیز بسیار موفق بود و در آمریکا بازسازی شد. دیگر فیلم قابل توجه، فیلم The Orphanage (2007)، یک فیلم ترسناک اسپانیایی و اولین فیلم جی ای بایونا (J. A. Bayona) بود. همچنین، این فیلم‌ها تلاش کردند تا به جای استفاده از خشونت، از ترفندهای روان‌شناسی برای ترساندن تماشاگر استفاده کنند. فیلم The Others (2001)، از جمله فیلم‌های موفق ترسناک روان‌شناختی بود. شیوه مینی‌مالیستی این فیلم، یادآور تئوری «کمتر بیشتر است» ول لوتون بود. ژاپنی‌ها نیز فیلم‌های ترسناک موفقی چون The Ring (2002)، The Grudge (2004)، Dark Water (2005) و Pulse (2006) را ساختند که به سرعت در آمریکا بازسازی شدند و در سال 2008، در چین ممنوع اعلام شدند.

 

The Ring

فیلم The Ring، پل ارتباطی سینمای وحشت ژاپن و بازارهای بین‌المللی بود. این فیلم بارها در آمریکا بازسازی شد که هیچکدام به اندازه نسخه ژاپنی، ترسناک و موفق نبودند.

 

فرانچایز Resident Evil در ماه مارس 2002، به فیلم برگردانده شد و دنباله‌های متعددی برای آن ساخته شد. فیلم‌های I Am Legend (2007)، Quarantine (2008)، Zombieland (2009) و 28 Days Later (2002)، تصویری جدید از یک دنیای پساآخرالزمانی آلوده به زامبی‌ها نمایش دادند. فیلم 28 Weeks Later (2007) به عنوان دنباله فیلم 28 Days Later در سال 2007 ساخته شد. فیلم Dawn of the Dead در سال 2004 بازسازی شد و فیلم Shaun of the Dead (2004)، پارودی فیلم‌های زامبی بود. فیلم کمدی زامبی اسپانیایی کوبایی Juan of the Dead نیز در سال 2012 اکران شد. احیای ژانر زامبی‌ها، باعث شد تا جرج رومرو دوباره به سراغ این موضوع برود و سه فیلم Land of the Dead (2005)، Diary of the Dead (2007) و Survival of the Dead (2009) را بسازد.

 

فیلم استرالیایی Wolf Creek (2005) که توسط گرگ مک‌لین (Greg McLean) نوشته و کارگردانی شد، داستان سه مسافر کوله به‌دوش را تعریف می‌کند که اسیر یک قاتل می‌شوند و پس از فرار از دست او، تحت تعقیب قرار می‌گیرند. فیلم با شعار «بر اساس داستان‌های واقعی» تبلیغ شد و داستان، از قتل توریست‌ها، توسط آیون میلات در دهه 90 و بردلی مورداک در سال 2001، الهام گرفته بود. این فیلم، خشونت زیادی را به نمایش گذاشت و باعث پیدایش زیرشاخه‌ای از فیلم‌های ترسناک خشن متکی بر شکنجه و مرگ‌های خونین و مشمئزکننده شد که به آن gorenography نیز گفته می‌شود. فیلم‌هایی چون Ghost Ship (2002)، Eight Legged Freaks (2002)، The Collector، Saw، Hostel و دنباله‌های آن‌ها، در همین زمره قرار می‌گیرند. سری Saw، رکورد پرفروش‌ترین فرانچایز ترسناک سینمایی را یدک می‌کشد. موفقیت فیلم Paranormal Activity (2009) در گیشه و نزد منتقدان، باعث احیای ژانر «فوتیج پیدا‌شده»، پس از فیلم The Blair Witch Project شد. فیلم The Mist (2007)، فیلمی ترسناک علمی تخیلی، بر اساس رمانی از استفن کینگ بود. فیلم Antichrist (2009)، یک فیلم ترسناک تجربی دانمارکی انگلیسی زبان بود که توسط لارس فون تریه (Lars von Trier) نوشته و کارگردانی شد و ویلم دفو (Willem Defoe) و شارلوت گینزبورگ (Charlotte Gainsbourg) در آن ایفای نقش کردند.

 

در قرن 21، بازسازی فیلم‌های ترسناک قدیمی نیز بسیار رایج شد. فیلم‌هایی چون Dawn of the Dead، 2001 Maniacs و The Texas Chainsaw Massacre در سال‌های 2003 و 2004 بازسازی شدند. راب زامبی نیز در سال 2007، فیلم Halloween را بازسازی کرد. این نسخه از فیلم، به نحوه تبدیل مایکل میرز به قاتل افسانه‌ای سینما و دوران کودکی او پرداخت. فیلم با واکنش بد منتقدان مواجه شد، اما فروش خوبی در گیشه داشت و دنباله‌ای برای آن ساخته شد. با عرضه فیلم Halloween، موج جدیدی از فیلم‌های بازسازی شده در جریان افتاد که تلاش داشتند تا نگاه جدیدی به داستان اصلی داشته باشند. از جمله بازسازی‌های مهم این دوران، می‌توان به Thirteen Ghosts (2001)، The Texas Chainsaw Massacre (2003)، The Hills Have Eyes (2006)، Friday the 13th، Children of the Corn (2009)، Prom Night (2008)، Day of the Dead (2008) و My Bloody Valentine (2009) اشاره کرد.

 

2010

در این سال‌ها، بازسازی فیلم‌های کلاسیک، همچنان رونق داشت و فیلم‌های A Nightmare on Elm Street و The Crazies در سال 2010 بازسازی شدند. فیلم Curse of Chucky (2013) به عنوان دنباله فیلم Child’s Play ساخته شد و ریبوت فیلم‌های Halloween، Friday the 13th و Hellraiser نیز به زودی ساخته خواهند شد. فوتیج‌های یافت شده از افسانه‌های محلی، مخصوصا Slender Man، دوباره رایج شد و این سبک از فیلم‌سازی ترسناک، دوباره مورد توجه قرار گرفت. ژانر وحشت در تلویزیون نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت و سریال‌های The Walking Dead، American Horror Story و The Strain، همگی موفق بودند. بسیاری از فیلم‌های ترسناک کلاسیک نیز به صورت سریال تلویزیونی، دوباره سازی شدند. سریال Bates Motel بر اساس فیلم Psycho و سریال Hannibal نیز بر اساس فیلم The Silence of the Lambs ساخته شدند و فرانچایز Scream، به شکل یک سریال تلویزیونی به حیات خود ادامه داد.

 

فیلم‌های You’re Next (2011) و The Cabin in the Woods (2012)، بار دیگر ژانر اسلشر را در معرض توجه قرار دادند، هر چند که فیلم The Cabin in the Woods، هجو زیرشاخه Gorenography بود. فیلم The Green Inferno (2015)، ادای دینی به فیلم ترسناک جنجالی Cannibal Holocaust (1980) بود و فیلم The Babadook (2014) با استقبال مواجه شد. فیلم It Follows (2014)، المان‌های سنتی وحشت را با جنسیت و ژانر اسلشر ترکیب کرد و با موفقیت تجاری و هنری مواجه شد. فیلم The Conjuring و دنباله آن، فیلم‌های مذهبی ماورایی بودند و فیلم Sinister (2012)، فیلمی ترسناک ماورایی به کارگردانی اسکات دریکسون (Scott Derrickson) بود. فیلم The Witch (2015)، فیلم ترسناک ماورایی تاریخی بود که داستان خانواده‌ای مذهبی را در مواجهه با نیروهای شیطانی تعریف کرد. فیلم Get Out (2017)، با استقبال خوبی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شد و فیلم It (2017)، اقتباسی از داستان استفن کینگ، رکوردهای گیشه برای یک فیلم ترسناک را جابجا کرد و در هفته اول خود، بیش از 123 میلیون دلار در آمریکا فروخت.

 

IT

بیل اسکارسگارد به نقش دلقک آدمکش فیلم It، اقتباسی از داستان استفن کینگ

 

موفقیت فیلم‌های ترسناک غیر انگلیسی زبان نیز با فیلم سوئدی Marianne (2011) ادامه پیدا کرد و فیلم Let Me In (2010)، بر اساس فیلم سوئدی Let the Right One In ساخته شد.

 

زیرشاخه‌ها

سینمای وحشت به زیرشاخه‌های متعددی تقسیم می‌شود، اما یک فیلم ترسناک، لزوما در یک دسته‌بندی قرار نمی‌گیرد و ممکن است دارای المان‌های متعددی از ژانرهای گوناگون باشد.

 

اکشن ترسناک: این زیرشاخه، ترکیبی از المان‌های وحشت، مخصوصا یک فرد یا اتفاق شیطانی با مبارزات و تیراندزی رایج در فیلم‌های اکشن است. در فیلم‌های اکشن ترسناک، شاهد خون‌ریزی زیاد، شیاطین، بیگانگان، موجودات وحشی، خون‌آشامان و مخصوصا زامبی‌ها هستیم. این ژانر، ممکن است دارای المان‌های فانتزی نیز باشد. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Aliens، Snake on a Plane، Predator، Hansel & Gretel: Witch Hunters، I Saw the Devil، Priest، Feast و Train to Busan اشاره کرد.

 

ترسناک ماجرایی: فیلم‌های این زیرشاخه، ماجراجویی و سفر به مناطق دیدنی و ناشناخته را در پس‌زمینه‌ای ترسناک تعریف می‌کنند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به The Descent، Silent Hill، Aliens و Jaws اشاره کرد.

 

Jaws

کوسه عظیم فیلم Jaws

 

کمدی ترسناک: این ژانر، المان‌های داستان‌های ترسناک و کمدی را با یکدیگر ترکیب می‌کند. فیلم‌های کمدی ترسناک، اغلب کمدی سیاه نیز هستند، اما دارای درجه سنی پایین‌تر، مناسب نوجوانان هستند. داستان کوتاه «افسانه اسلیپی هالو»، اولین داستان کمدی ترسناک به شمار می‌رود. از جمله فیلم‌های کمدی ترسناک، می‌توان به Beetlejuice، Jennifer’s Body، Teeth، Nina Forever، Slither، Army of Darkness، Zombieland، Scary Movie و Idle Hands اشاره کرد. فیلم‌های Gremlins و Ghostbusters، از جمله فیلم‌های کمدی ترسناک مناسب خانواده هستند.

 

ترسناک بدنی: در این فیلم‌ها، شاهد تغییر شکل یا تحلیل بدن انسان، به شکلی واضح و بی‌پرده هستیم. حرکات غیر عادی بدن یا جایگذاری اشتباه اعضای بدن و تشکیل هیولا از اعضای بدن انسان، در این دسته از فیلم‌ها قرار می‌گیرند. دیوید کراننبرگ، از جمله فیلمسازان شناخته‌شده این زیرشاخه است. از جمله فیلم‌های مهم ترسناک بدنی، می‌توان به Starry Eyes، Videodrome، Dead Ringers، Contracted، The Thing، The Fly، American Mary و Human Centipede اشاره کرد.

 

درام ترسناک: در این فیلم‌ها، کاراکترهای نگون‌بخت فیلم، با مشکلات احساسی واق‌گرایانه، از قبیل روابط خانوادگی ناسالم، در بستر یک فیلم ترسناک، دست و پنجه نرم می‌کنند. المان‌های ترسناک این فیلم‌ها، باعث رونمایی از یک معضل دراماتیک می‌شوند. از جمله این آثار، می‌توان به فیلم‌های Dark Water، The Exorcism of Emily Rose، Lights Out، The Babadook، It، Let the Right One In، Antichrist، Excision، Thirteen Ghosts، Mirrors و Audition اشاره کرد.

 

Lights Out

نمایی از فیلم Lights Out، پدیده سینمای وحشت در سال 2015

 

ترسناک مخصوص تعطیلات: داستان این فیلم‌ها، اغلب درباره قاتلی روان‌پریش است که اعضای یک خانواده را در تعطیلات کریسم، به شکلی خشن به قتل می‌رساند. قاتل در این فیلم‌ها، معمولا لباس بابانوئل، آدم‌برفی، الف یا دیگر کاراکترهای کریسمسی را به تن دارد. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Silent Night، Deadly Night، Jack Frost، The Gingerbread Man، Black Christmas، Krampus و All Through the House اشاره کرد.

 

ترسناک روان‌شناختی: فیلم‌های این زیرشاخه به باورها، ترس‌ها و احساس گناه کاراکترها تکیه دارند و با استفاده از موسیقی و صداگذاری، احساسات را منتقل می‌کنند. اتفاقات ماوراالطبیعه و اشباح نیز به منظور افزایش تنش، به این فیلم‌ها افزوده می‌شوند. از جمله فیلم‌های روان‌شناختی معروف، می‌توان به Repulsion، Rosemary’s Baby، The Shining، May، I Know Who Killed Me، The Changeling، The Uninvited و Get Out اشاره کرد.

 

ترسناک علمی تخیلی: در این فیلم‌ها، یا موجوداتی بیگانه، شروع به کشتن کاراکترهای فیلم می‌کنند یا دانشمندی دیوانه، آزمایشی خطرناک را انجام می‌دهد که عواقب آن بسیار ناگوار است. از جمله این آثار، می‌توان به فیلم‌ها Frankenstein، Species، Mimic، Alien، The Thing، The Blob، Apollo 18، The Faculty و Resident Evil اشاره کرد.

 

Alien

نمایی نفس‌گیر از فیلم Alien به کارگردانی ریدلی اسکات

 

فیلم اسلشر: فیلم‌های اسلشر درباره یک قاتل زنجیره‌ای هستند که قربانیان خود را به نوبت، به شیوه‌هایی بسیار خشن به قتل می‌رساند. از این فیلم‌ها، می‌توان به Psycho، The Texas Chainsaw Massacre، Halloween، Friday the 13th، Black Christmas، A Nightmare on Elm Street، You’re Next و Scream اشاره کرد.

 

فیلم خونین: فیلم خونین یا splatter، آگاهانه به سمت نمایش بی‌پرده خشونت و خون‌ریزی گرایش دارد. این فیلم‌ها، با بهره از جلوه‌های ویژه و نمایش خون و اعضای قطع شده بدن، تصویری از آسیب‌پذیری بدن انسان و تکه تکه شدن آن را به شکلی سینمایی نمایش می‌دهند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Inside، Train، The Human Centipede، Hostel، Saw، Blood Feast، Storm Warning و Maniac اشاره کرد.

 

ترسناک ماورایی: در فیلم‌های این زیرشاخه، شاهد اشباح تهدیدآمیز، شیاطین یا دیگر رخدادهای ماوراالطبیعه هستیم. فیلم‌های ترسناک ماورایی، اغلب، مذهب را با داستان خود ترکیب می‌کنند. از مضامین رایج این فیلم‌ها، می‌توان اشباح انتقامجو، جادوگران، شیطان و تسخیر بدن توسط شیاطین را نام برد. فیلم‌های The Ring، The Grudge، The Amityville Horror، It، The Omen، The Exorcist، Paranormal Activity، The Blair Witch Project و When The Lights Went Out، از جمله این فیلم‌ها هستند.

 

ترسناک گاتیک: سبک گاتیک در سینمای وحشت، بیانگر داستان‌هایی با المان‌های گاتیک است. در این فیلم‌ها، عشق نیز در خط داستانی، به شیوه‌ای تعلیق‌آمیز ترکیب می‌شود. فیلم‌های اولیه ژانر وحشت، اغلب در این زیرشاخه قرار می‌گیرند. از آن‌ها می‌توان به فیلم‌های Dracula، Sleepy Hollow، The Others، The Phantom of the Opera، Kill, Baby, Kill، Nosferatu و Crimson Peak اشاره کرد.

 

Sleepy hollow

کریستوفر واکن در نمایی از فیلم Sleepy Hollow، به کارگردانی تیم برتون

 

ترس طبیعی: در این زیرشاخه از سینمای وحشت، هیولاهای وحشی دچار جهش یافتگی، یا حشرات گوشت‌خوار در طبیعت، به انسان حمله می‌کنند. این ژانر، نقاط مشترک زیادی با فیلم‌های ترسناک علمی تخیلی، اکشن و ماجرایی دارد. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به Piranha 3D، Bats، Lake Placid، Rogue، Alligator، Eaten Alive، Eight Legged Freaks و Jaws اشاره کرد.

 

فیلم زامبی: زامبی‌ها در سینما، موجوداتی مرده به نمایش در‌می‌آیند که در قالب انسان بدون تفکر که تنها قصد دارد از دیگر انسان‌ها تغذیه کند، جان گرفته‌اند. این زیرشاخه، خود دارای چند شاخه متعدد، از جمله کمدی زامبی است که شاید حتی نتوان آن را فیلم ترسناک قلمداد کرد و ممکن است دارای المان‌های کمدی سیاه نیز باشد. از جمله این آثار، می‌توان فیلم‌های White Zombie، Night of the Living Dead، Dawn of the Dead، REC، 28 Days Later، Deadgirl، Dead Snow، Night of the Creeps و Messiah of Evil را نام برد.

 

فوتیج‌های پیدا شده: این زیرشاخه، در واقع بیانگر یک تکنیک فیلمسازی در سینمای وحشت است. در این فیلم‌ها، تماشاگر اغلب از نمای اول شخص، داستان را از طریق فیلم‌هایی که توسط قهرمان داستان ضبط شده‌اند، دنبال می‌کند و به این ترتیب، تعلیق، تعجب و شگفتی را به ملموس‌ترین شکل ممکن تجربه می‌کند. از جمله این فیلم‌ها، می‌توان به The Blair Witch Project (1999)، Paranormal Activity (2007)، Cloverfield (2008) و Devil’s Due (2014) اشاره کرد.

 

Paranormal Activiy

بودجه ساخت فیلم Paranormal Activity تنها 15 هزار دلار بود. این فیلم در آمریکا بیش از 100 میلیون دلار فروش کرد.

 

ترسناک نوجوانانه: این زیرشاخه از سینمای وحشت، نوجوانان را قربانیان فیلم خود در نظر می‌گیرد و اغلب دارای قهرمانانی شورشی و تکرو است که برای جوانان جذابیت دارند. جنسیت، مصرف مشروبات الکلی و خشونت، در این فیلم‌ها به وفور دیده می‌شوند.



مشخصات

فیلم وحشت، فیلمی است که هدف آن برانگیختن عکس‌العملی روانشناختی مانند بالا رفتن ضربان قلب، به‌وسیله استفاده از ترس و شکه کردن تماشاگر است.


بازی
فیلم
سریال
مطالب