توصیه های گرتا گرویگ به فیلم اولی ها

رامتین کاظمی رامتین کاظمی در 30 اسفند 1399
توصیه های گرتا گرویگ به فیلم اولی ها

تقریبا یک دهه از زمانی که گرتا گرویگ (Greta Gerwig)، در کارگردانی فیلم کلاسیک Nights and Weekends، از سردمداران ژانر نوپای مامبلکور مشارکت داشت، گذشته و اکنون، اولین فیلم خود را با نام Lady Bird، روانه پرده سینماها کرده است. این فیلم به قدری مورد توجه قرار گرفته که کار گرویگ را با فیلمسازان حرفه‌ای و باتجربه مقایسه می‌کنند. البته گرتا گرویگ چندان هم با پروسه فیلمسازی بیگانه نیست و در 10 سال گذشته، در ساخت فیلم‌های مستقلی چون Hannah Takes the Stairs، Frances Ha و Mistress America مشارکت داشته است.

او هفته گذشته، در مراسم اکران فیلمش در نمایشگاه فیلم آستین (AFF) حضور پیدا کرد و به جوانان فیلمسازی که جمع شده بودند، درباره ساخت اولین فیلمشان، توصیه‌هایی کرد که آن‌ها را مرور می‌کنیم.

 

نوشتن، گوش دادن است

اولین توصیه گرویگ، درباره نوشتن است. وقتی که از او سوال شد که چه توصیه‌ای درباره نویسندگی یک فیلمنامه دارد، او این هنر را با بازیگری مقایسه کرد و مدعی شد که نویسندگی، به آزادی ذهن و انعطاف بیشتری از بازیگری نیاز دارد و خود او، کار را با هیچ آغاز می‌کند و به دنیا و کاراکترهای داستان خود اجازه می‌دهد که داستان را برای او تعریف کنند:

خیلی‌ها می‌گویند که بازیگری، گوش دادن است. اما من معتقدم که نویسندگی نیز گوش دادن است. شما باید حتما به کاراکترهای خود گوش دهید و ببینید که چه چیزی برای تعریف کردن دارند و بقیه کار، نوشتن داستانی است که کاراکترهای شما، برایتان تعریف می‌کنند. من این کار را به کندی انجام می‌دهم زیرا در نوشتن بسیار دقت می‌کنم و برای مثال باید بدانم یک کاراکتر چگونه از یک موقعیت به موقعیت دیگری می‌رود. این کار به نظر خیلی خسته‌کننده می‌رسد، اما باعث می‌شود بتوانید سکانسی را خلق کنید. در واقع شما باید تمام دنیای یک فیلم را کاوش کنید و قلب داستان خود را پیدا کنید.

 

greta gerwig

گرتا گرویگ در اکران فیلم Lady Bird در نمایشگاه فیلم نیویورک

 

او پیشتر در فستیوال فیلم نیویورک نیز گفته بود:

من قبل از نوشتن، چیزی درباره هسته یک داستان نمی‌دانم. من می‌نویسم تا داستان را کشف کنم. و به نظر من در انتها، کاراکترها با شما ارتباط برقرار خواهند کرد و از امیال و اهداف خود برایتان تعریف می‌کنند. پس به نحوی، کار شما، به همان اندازه که نوشتن است، گوش دادن نیز است و باید به کاراکترهای خود گوش دهید.

 

نفرت خود را کشف کنید

گرتا گرویگ در ادامه توضیح داد که منبع الهام یک فیلمساز، می‌تواند چیزهایی باشد که از آن‌ها متنفر است و دوست دارد در فیلم یک فیلمساز دیگر ببیند:

شاید این توصیه کمی منفی به نظر برسد، اما قصد من این نیست. من معتقدم که باید از نفرت‌های خود آگاه باشید. ببینید که از چه متنفرید. پیش خود فکر کنید که چه سکانسی باعث می‌شود تا در سالن سینما، پیش خود فکر کنید که اگر بار دیگر چنین سکانسی را ببینید، موهای خود را از ته خواهید کند. این طرز تفکر به شما انرژی، نوعی عصبانیت و توانایی ایجاد یک سکانس منحصربفرد می‌دهد.

 

گرتا گرویگ در سال گذشته نیز در مصاحبه‌ای گفته بود:

من خیلی علاقه دارم که خصوصیاتی را از فیلم‌های دیگر وام بگیرم و در جایی قرار دهم که به آن تعلق ندارند و اینگونه نیست که از اول، هدفم چنین کاری باشد. با نوشتن کاراکترها و سکانس‌ها، این اتفاقات پیش می‌آید. مانند یک جادو است.

 

چارچوب داستان درون وجود شماست

گرویگ در همان مصاحبه سال گذشته، درباره چارچوب داستانی صحبت کرد و اعلام کرد که ساخت یک چارچوب داستانی، آموختنی نیست و باید از درون فیلمساز نشأت بگیرد:

به نظر من چارچوب داستان، در همه ما وجود دارد. ما در ایمیل‌هایی که می‌زنیم، داستان می‌نویسیم زیرا این چیزی است که می‌خواهیم. ما به این شکل معنا ایجاد می‌کند. پس گاهی احساس می‌کنم که نگاه تحلیلی به این خصیصه، انکار کردن وجود آن است. چارچوب یک داستان، درون وجود شماست. شما آن را از ابتدای زندگی با خود دارید. احتیاجی نیست آن را بیاموزید. ساخت یک چارچوب داستانی، مانند حرف زدن به زبان مادری است.

 

بازیگری تمرین خوبی برای کارگردانی است

گرتا گرویگ، به عنوان یک بازیگر شناخته شده است و خود او نیز بازیگری را به کارگردانان توصیه می‌کند. شاید لازم نباشد که مانند گرویگ (که کاندین گلدن گلوب شده) بازیگری حرفه اصلی شما باشد، اما باعث می‌شود که از کارگردان‌های دیگر، نکات زیادی بیاموزید و کار با بازیگران را یاد بگیرید. او در نیویورک گفت:

به نظر من، بازیگر بودن، به دلایل متعدد، تمرین خوبی برای کارگردانی است. اکثر کارگردانان تنها در ست خود حضور دارند. آن‌ها نمی‌دانند کارگردانان دیگر چه می‌کنند. اما من در ست‌های زیادی بوده‌ام و راه‌های مختلف کارگردانی و مسائل مربوط به بازیگران و عوامل را دیده‌ام. من مشاهده کرده‌ام که چه کارهایی مفید و چه کارهای عبث هستند. من تمام این ایده‌ها را در طول این سال‌ها جمع‌آوری کرده‌ام که حتی شامل نکات کوچکی مثل برچسب نام عوامل پشت صحنه می‌شود. شاید این نکته بی‌اهمیت باشد، اما اگر برای مثال، فیلمبرداران را عوض کنید، بازیگران آن‌ها را نمی‌شناسند و گیج خواهند شد. من این نکته را از مایک میلز (Mike Mills) در فیلم 20th Century Women یاد گرفتم و به نظرم بسیار مفید است. من بیشترین لذت را از کار کردن با بازیگران می‌برم و از این که با روحیات و هنر خود، به کاراکترهای بی‌جان روی کاغذ، جان می‌بخشند، خوشحال می‌شوم. من بازیگران را دوست دارم و آن‌ها این را می‌دانند. پس هنگامی که چیزی از آن‌ها می‌خواهم، با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کنم، چون جای آن‌ها بوده‌ام و کار آن‌ها سخت است و من هم تلاش می‌کنم تا نسبت به آن‌ها حساس باشم.

 

greta gerwig

گرتا گرویگ در نمایی از فیلم 20th Century Women؛ او به عنوان بازیگر در سینمای مستقل نامی برای خود دست و پا کرده است.

 

خود را نشان دهید

از گرویک درباره اینکه چگونه زنان، مخصوصا زنان بازیگر می‌توانند به عنوان نویسنده یا کارگردان-نویسنده اعتبار کسب کنند، سوال شد و پاسخ او از سال‌ها کار به عنوان بازیگر نشأت گرفته بود:

خودتان را نشان دهید و به هیچ وجه فکر نکنید که باید برای انجام کاری اجازه بگیرید. من احساس می‌کنم که اکثر زنان منتظرند که به آن‌ها اجازه داده شود. آن‌ها منتظرند که یک نفر بگوید "وقتش رسیده" و "بازی کن"، اما هیچکس این کار را نمی‌کند. هیچوقت کسی به شما اجازه نخواهد داد پس خودتان را نشان دهید و کاری کنید که بخشی از هویت فیلم باشید.

او در مصاحبه‌ای با مجله Script نیز گفته بود:

من سال‌ها به عنوان کارآموز فعالیت کردم و خوش‌شانس بودم که به عنوان یک بازیگر با کارگردانانی فوق‌العاده کار کرده‌ام، اما در این مدت، به نویسندگی و کارگردانی نیز پرداخته‌ام، بوم صدا را نگه داشته‌ام، لباس و گریم بازیگران را درست کرده‌ام، در تولید کمک کرده‌ام و هر کاری که سر صحنه فیلمبرداری ممکن است، انجام داده‌ام. اگرچه فیلم Lady Bird، اولین تجربه مستقل من به عنوان کارگردان و نویسنده است، اما مجموع تمام چیزهایی است که در 10 سال گذشته یاد گرفته‌ام.

 

او در مصاحبه با وبسایت RogerEbert.com نیز اظهار کرد که باید دل را به دریا زد:

من اکنون 11 سال است که در حال فیلم ساختن هستم و احساس می‌کنم که این کار را از دورانی که سینما می‌خواندم شروع کرده‌ام، زیرا کلاس‌های دانشگاه من فوق‌العاده بودند و به من فرصت‌های زیادی دادند. من ابتدا با دیگران کارگردانی می‌کردم و سپس می‌نوشتم و پس از مدتی، نوشتن را به صورت مستقل شروع کردم و پس از پایان فیلمنامه‌ام، احساس کردم که یک پرش بلند موفق داشته‌ام. گاهی باید این پرش را انجام دهید. دل را به دریا بزنید و سراغ این کار بروید یا برای همیشه آن را فراموش کنید، اما این کاری است که من همیشه می‌خواستم انجام بدم. شجاعت یک شبه به وجود نمی‌آید. این یک پروسه طولانی است و اولین کوهی که فتح می‌کنید، قطعا سخت‌ترین است، اما باید آن را فتح کنید.

 

مهم نیست که هستید، کار شما همواره سخت است

شاید تجربه و شهرت گرویگ باعث شده تا او بتواند یک فیلم بسازد و مسلم است که این تجربه، به کمک او آمده است، اما او معتقد است که فیلمسازان مستعدتری از او هستند که ناشناخته باقی مانده‌اند و هر وقت که پای ساخت یک فیلم به میان می‌آید، فارغ از نام و شهرت، کار یک فیلمساز سخت است:

وقتی با کسی کار می‌کنید که الگوی شماست، توجه می‌شوید که او هم یک آدم است که تلاش می‌کند به بهترین شکل ممکن یک فیلم بسازد و تفاوت چندانی با کارگردانان دیگر ندارد. او شاید بسیار باهوش، تیزبین و بامزه باشد، اما او یک فیلمساز است و فیلمسازی، کار بسیار سختی است. مهم نیست که وودی آلن هستید، یا نواه بومباک یا پل تامس اندرسون، کار شما سخت و البته کند است. شما می‌توانید به نتیجه نهایی افتخار کنید، اما در هر صورت، پروسه‌ای سخت را پیش روی خود دارید.

او در مصاحبه‌ای، دو توصیه اخیر خود را با هم ترکیب کرد و تعریف کرد که چگونه کار با دیگر فیلمسازان، به کار او شکل داده است:

تمام درس‌هایی که در این 10 سال فرا گرفته‌ام، قابل قیمت‌گذاری نیستند. چه درس‌های بزرگ، چه درس‌های کوچک، همگی برای من مهم هستند. حرف زدن با عوامل، چیدن یک نما، برچسب اسامی و ممنوعیت استفاده از تلفن همراه در ست فیلمبرداری، از جمله این نکات هستند. در مجموع، برای اتمام یک فیلم، باید اخلاق کاری جسورانه‌ای داشته باشید. در انتها، شما نتیجه دو سال عرق ریختن و جان کندن خود را خواهید دید و اگرچه این تجربه بی‌نهایت لذت‌بخش است، اما احتیاج به ذهنیت بسیار قوی دارد، چون همه چیز ممکن است خراب شود. یکی از نکات مثبت نمایش فیلم در جشنواره‌ها این است که فیلمسازان دیگر کار تو را می‌بینند و تو را تشویق می‌کنند، زیرا می‌دانند که کار تو چقدر سخت بوده است.

 

lady bird bts

گرتا گرویگ و سورشا رونان، پشت صحنه فیلم Lady Bird؛ گرتا گرویگ برچسب نام خود را به لباس خود چسبانده است.

 

فیلم Lady Bird، به کارگردانی گرتا گرویگ، این روزها اکران خود به صورت محدود را سپری می‌کند و با استقبال خوب تماشاگران روبرو شده است. منتقدان نیز فیلم را دوست داشته‌اند و امتیاز آن از سایت متاکریتیک، 94 است. قطعا نام گرتا گرویگ را در آینده به عنوان یکی از فیلمسازان برجسته و جوان، زیاد خواهیم شنید.

نظر شما دوستداران سینما و علاقه‌مندان به فیلمسازی درباره توصیه‌های گرتا گرویگ چیست؟

 

منبع: Film School Rejects

 
0 نفر این پست را پسندیده اند. این مطلب را به اشتراک بگذارید:
به اشتراک بگذارید در :
نظر خود را بنویسید

برای ارسال دیدگاه ابتدا باید وارد شوید.