Quantcast
لوکتو | نقد سریال Stranger Things؛ فصل دوم
ورود عضویت
نقد سریال Stranger Things؛ فصل دوم
رامتین کاظمی در تاریخ 27 آبان 1396

مشاهده نقد و بررسی کاربران
نقد سریال Stranger Things؛ فصل دوم
نقد سریال Stranger Things؛ فصل دوم

سریال Stranger Things، سال گذشته مایه شگفتی شد و موفقیت عظیمی کسب کرد. حس نوستالژیک، در کنار ارائه داستانی جذاب و به شدت سرگرم‌کننده، عوامل موفقیت فصل اول این سریال بودند. اکنون فصل دوم آن، که از موردانتظارترین سریال‌های سال بوده، از شبکه Netflix پخش شده است. آیا فصل دوم سریال Stranger Things توانسته به خوبی فصل اول آن باشد؟

 

در فصل دوم سریال Stranger Things، در واقع شاهد 3 خط داستانی هستیم که تا قسمت آخر، ارتباط چندانی به هم ندارند. در ابتدا ویل را مشاهده می‌کنیم که یک سال پس از وقایع فصل اول، تصاویری را از دنیای وارانه مشاهده می‌کند و باز هم با آن ارتباط برقرار می‌کند. در سویی دیگر، نانسی و جاناتان تصمیم دارند تا به نحوی، خبر مرگ باربارا در فصل اول را علنی کنند و کلانتر هاپر نیز مخفیانه از الون محافظت می‌کند، وظیفه‌ای که روز به روز سخت‌تر می‌شود.

 

عامل اصلی موفقیت سریال Stranger Things، این بود که از کلیشه‌های رایج فیلم‌های علمی تخیلی دهه 70 و 80 آمریکایی استفاده کرده و حس نوستالژیکی را به ارمغان می‌آورد، اما در عین حال، حال و هوای یک اثر تکراری را ندارد، بلکه دارای خط داستانی کاملا اریجینال است و البته بسیاری از همین کلیشه‌ها را نیز دست می‌اندازد. خوشبختانه، همین المان‌ها در فصل دوم نیز وجود دارند.

 

ُstranger things

ادای دین سازندگان سریال به فیلم Ghostbusters، از لحظات دیدنی فصل دوم Stranger Things بود.

 

سریال Stranger Things همچنان حال و هوای دهه هشتادی خود را حفظ کرده و همچنان، هر قسمت از سریال، دارای ارجاعات فراوانی به آثار مهم و به یادماندنی ژانر علمی تخیلی است. همانند فصل اول، فضاسازی در سریال به نحو احسن انجام شده و برادران دوفر، سازندگان سریال، همچنان به ریشه‌های خود وفادار هستند. با این حال، این سریال با این که دارای خط داستانی کلیشه‌ای است، اما این دلیل نمی‌شود تا با سریالی خسته کننده مواجه شویم و حتی مرگ یکی از شخصیت‌های مهم و دوست‌داشتنی سریال، با این که کاملا قابل پیش‌بینی است، تکان‌دهنده است.

 

البته، داستان فصل دوم سریال Stranger Things، چندان بی‌نقص نیست. مشکل اصلی، همین چندشاخگی داستان است که تا اپیزودهای پایانی برطرف نمی‌شود. داستان نانسی و جاناتان، به هیچ وجه به اندازه دو داستان دیگر جذابیت ندارد و حتی حذف آن هم تأثیر چندانی در نتیجه نهایی نمی‌گذارد. اگرچه این خط داستانی، بهانه‌ای شد تا شاهد هنرنمایی برت گلمن باشیم.

 

همچنین، پایان فیلم دارای یک حفره داستانی بزرگ است که به کلیت داستان آسیب جدی می‌زند، اما در مقایسه با کل سریال، قابل چشم‌پوشی است. در واقع، کاراکترهای متعدد سریال، که اتفاقا در همان ابتدا، نکته‌ای را راجع به ویل و shadow Monster کشف کرده بودند، به آن بیشتر توجه می‌کردند، احتمالا بسیاری از اتفاقات سریال رخ نمی‌دادند.

 

با وجود این مشکلات، داستان فصل دوم سریال Stranger Things، بسیار جذاب و نفس‌گیر است. اگرچه خط داستانی ویل کمی دیر به جریان می‌افتد و تازگی ندارد، اما باز هم به لطف حضور وینونا رایدر و البته چهار بازیگر جوان سریال، فین ولفهارد، گیتن ماتاراتزو، کیلب مک لافلین و سیدی سینک، بسیار جذاب دیدنی است. وینونا رایدر بار دیگر توانسته کاراکتر جویس را که در فصل اول در مرز باریک میان جنون و عقلانیت راه می‌رفت، ایفا کند و جویس، همچنان مانند فصل قبل، زنی قدرتمند و شجاع است که قدم اول را برای نجات فرزندش برمی‌دارد. بازیگران جوان سریال نیز نقش خود را بسیار خوب ایفا کرده‌اند و انگار از سال 1986 به 2017 آمده‌اند تا در این سریال ایفای نقش کنند. مخصوصا گیتن ماتاراتزو که در هر صحنه‌ای که حضور دارد، آن را از دیگران می‌رباید. بازی جو کری در نقش استیو نیز ستودنی است و سیر تحول کاراکتر استیو، که ابتدا مشابه پسرهای ازخودراضی و قلدر فیلم‌های دبیرستانی است، بسیار جذاب است.

 

در این میان، حضور کاراکتر دکتر سم اونز با بازی پل رایزر نیز قابل توجه است. هرچند که خلأ حضور پاپا، با بازی خیره‌کننده متیو مودین، در سراسر سریال احساس می‌شود، اما پل رایزر توانسته کاراکتری کاملا متفاوت را به نمایش بگذارد. شان آستین نیز در نقش باب، حضوری تماشایی دارد و کاراکتر باب را خیلی زود، به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کاراکترهای سریال تبدیل می‌کند.

 

در خط داستانی ویل، شاهد بیشتر استفاده از کلیشه‌های هالیوودی هستیم که البته یک به یک، شکسته می‌شوند. استیو دیگر آن پسرک ازخودراضی نیست و در پایان فصل دو، از بهترین کاراکترهای سریال است. مکس اگرچه در ابتدا دختری گوشه‌گیر به نظر می‌رسد، اما دوستی با لوکاس و داستین، باعث تغییر او می‌شوند و بازی سیدی سینک در حس این تحول، نقشی اساسی دارد. دیگر کاراکتر جدید این خط داستانی نیز بیل با بازی دیکر مونتگومری است که او هم ابتدا فردی خشن، قلدر و زبان‌باز به می‌رسد، اما در طول سریال، دلیل این رفتار نسبتا روان‌پریشانه او را متوجه می‌شویم.

 

اما جذاب‌ترین خط داستانی، بدون شک متعلق به الون است. او که اکنون از دنیای بیرون جدا افتاده، بار دیگر به اجبار، در جایی زندانی است، هرچند که این زندان اجباری، برای محافظت از اوست اما نهایتا، با سهل‌انگاری هاپر در نگه‌داری از او، الون به دنبال مادر خود می‌گردد و متوجه حقایقی می‌شود.

 

Stranger Things

میلی بابی براون در فصل دوم سریال Stranger Things به پختگی رسیده و بازی فوق‌العاده‌ای از خود ارائه داده است.

 

این خط داستانی که تنها در انتها به دو داستان دیگر متصل می‌شود، بهانه‌ای برای میلی بابی براون شده تا نشان دهد، ستاره بعدی سینما و تلویزیون است. نقش‌آفرینی او مخصوصا در قسمت هفتم، یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های سال در تلویزیون است و بعید نیست که براون برای این نقش‌آفرینی، کاندید جوایز متعدد شود. همچنین، این خط داستانی، از نظر انسجام و نحوه روایت داستان، از دو خط داستانی دیگر، کامل‌تر و به مراتب دیدنی‌تر است.

 

نکته مثبت دیگر سریال، تعداد قسمت‌های کم آن است که باعث شده کیفیت، فدای کمیت نشود. هرچند که شاید داستان سریال را بتوان در تعداد قسمت‌های کمتری نیز تعریف کرد، اما 9 قسمت برای یک سریال اینترنتی که تمام قسمت‌های آن یک‌جا عرضه می‌شوند، فوق‌العاده مناسب است. همچنین، از موسیقی متن به شدت جذاب سریال نیز نباید گذشت که یادآور موسیقی الکترونیک و راک دهه هشتادی است و حتی در پس‌زمینه، تعدادی از بهترین آهنگ‌های دهه هشتادی را می‌شنویم.

 

نکته جالبی که شاید کمتر کسی در طول سریال به آن توجه کرده باشد، حضور پررنگ کاراکترهای زن قوی در سریال است. جویس زنی است که به تنهایی دو پسرش را بزرگ کرده و همچنان هم با قدرت از ویل حمایت می‌کند. نانسی به جای ساکت نشستن، جاناتان را قانع می‌کند که همراه او، از مرگ باربارا پرده‌برداری کند. اگرچه رقیب اصلی بیل، استیو است، این مکس است که بر خلاف پسرها که علاقه‌ای به درگیری ندارند، برای مقابله با بیل، پیش‌قدم می‌شود و الون نیز با وجود اینکه بیشتر زندگی خود را زندانی و موش آزمایشگاهی بوده، در نهایت تصمیمات درستی را می‌گیرد و قهرمان اصلی داستان می‌شود. این تصمیم جالب سازندگان سریال، در ارائه چنین شخصیت‌های جذاب و دلنشینی، باعث شده تا سریال Stranger Things، از یک فیلم علمی‌تخیلی کلیشه‌ای دهه هشتادی با قهرمانان مذکر بزن‌بهادری که زنی را در مخمصه نجات می‌دهند، فراتر رود و با تماشاگر امروزی ارتباط برقرار کند.

 

سریال Stranger Things، در فصل دوم خود، فاقد آن انسجام داستانی فصل اول است، اما بازی‌های خوب گیتن ماتاراتزو، وینونا رایدر و مخصوصا میلی بابی براون، فضاسازی عالی برادران دوفر، موسیقی به شدت جذاب آن، جلوه‌های ویژه خوب و اپیزود هفتم سریال، باعث شده‌اند تا باز هم با سریالی علمی‌تخیلی مواجه باشیم که شما را سرگرم‌می‌کنند، در لحظاتی می‌خنداند و در لحظاتی دیگر وحشت‌زده می‌کند و در نهایت، نوید فصل سومی جذاب‌تر و عظیم‌تر می‌دهد.

+ نکات مثبت:

- داستانی سرگرم‌کننده و جذاب
- فضاسازی بی‌نقص
- موسیقی متن جذاب
- کاراکترهای دوست‌داشتنی که تماشاگر به سرنوشت آن‌ها علاقه‌مند می‌شود
- القای حس نوستالژیک و در عین حال زیرپا گذاشتن کلیشه‌های رایج ژانر
- گیتن ماتاراتزو
- جلوه‌های ویژه خوب
- بازی فوق‌العاده میلی بابی براون
۸٫۵
+ نکات منفی:

- عدم انسجام داستانی، مخصوصا در سه قسمت ابتدایی
- خط داستانی نانسی و جاناتان به اندازه باقی سریال جذاب نیست
- عدم وجود یک نقش منفی جذاب و تماشایی مانند فصل اول

جمع بندی:

فصل دوم سریال Stranger Things، دارای ایراداتی در داستان است و شاید خط داستانی نانسی و جاناتان کسل‌کننده باشد، اما به لطف فضاسازی فوق‌العاده، موسیقی متن جذاب، داستانی هیجان‌انگیز و بازی‌های گیتن ماتاراتزو و میلی بابی براون، همچنان سریالی است که می‌تواند شما را برای 9 ساعت پای تلویزیون بنشاند و سرگرم کند و پس از پایان، برای فصل بعدی، تشنه کند.

رامتین کاظمی

رامتین کاظمی
رامتین کاظمی در اهواز بزرگ شده و مهندسی زلزله خوانده است، اما تصمیم گرفت تا به سینما بپردازد. او از 11 سالگی پیگیر اخبار سینماست. رامتین در اوقات فراغت خود کتاب می‌خواند و به بازی‌های آنلاین می‌پردازد و همواره در حال گوش دادن به موسیقی است.

instagram icon email icon twitter icon linkdin icon

نظر خود را بنویسید




بازی
فیلم
سریال
مطالب