۱۰ سال پیش که مارول با ساخت فیلم Iron Man ریسک کرد، کسی تصور نمیکرد که این فرانچایز اکنون به اینجا ختم شود. اکنون پس از ۱۸ فیلم، سومین فیلم Avengers با نام Infinity War اکران شده تا پایانی برای ۱۰ سال اول این فرانچایز عظیم باشد. فیلمی که تمام قهرمانان این فرانچایز را گرد هم آورده اما فیلمی ضدقهرمانانه است.
در طول ۱۸ فیلم، ثانوس تایتان دیوانه به دنبال تصاحب سنگهای لایتناهی بوده تا با قدرت آنها، نیمی از موجودات زنده را از هستی پاک کند و تعادل را بازگرداند. او در این راه از هیچ کاری سر باز نمیزند و اکنون بیشتر از همیشه به تصاحب این سنگها نزدیک شده است و تمام قهرمانان باید او را متوقف کنند.
انتخاب ثانوس به عنوان شخصیت محوری فیلم، تصمیمی کاملا بجا بوده است.
نکته بارز فیلم Avengers: Infinity War این است که شخصیت محوری آن ثانوس است و فیلم داستان او را دنبال میکند. در نتیجه در طول فیلم به خوبی با ثانوس آشنا میشویم. این شخصیت مرموز در طول فیلم به خوبی به تماشاگر معرفی میشود و از یک قطب منفی مطلق و یک بعدی تبدیل به شخصیتی چندبعدی میشود که تماشاگر درباره او کنجکاو میشود و از دنبال کردن داستان او هیجانزده میشود. از این نظر، Avengers: Infinity war فیلمی متفاوت است. به ندرت فیلمی ابرقهرمانی، قطب منفی خود را تبدیل به شخصیت محوری خود کرده است. حتی در فیلمهای بتمن کریستوفر نولان نیز که قطبهای منفی بسیار برجسته بودند، بتمن شخصیت محوری بود. اما در فیلم Avengers: Infinity War، قهرمانان مارول مانند موانع سر راه ثانوس به تصویر کشیده شدهاند و او مانند قهرمانی است که باید بر آنها فائق شوند. حتی این موضوع که تعداد دشمنان او بسیار بیشتر است باعث برجستهترشدن این جنبه از فیلم شده است. ثانوس از نظر ایدئولوژی نیز قابل تأمل است. اگرچه او روشی بسیار سختگیرانه و افراطی را برای رسیدن به هدفش انتخاب کرده، اما نمیتوان منکر شد که گاهی اوقات، هدف او منطقی به نظر میرسد.
در نتیجه، پایانبندی فیلم، که تمام ویژگیهای یک پایانبندی شگفتانگیز و غیرمنتظره را دارد، بهترین نتیجهای است که برای چنین داستانی میتوان متصور شد. نهتنها این پایانبندی کاملا سازگار با جریان فیلم و درخور شخصیتی قدرتمند مانند ثانوس است، بلکه برادران روسو به بهترین شکل ممکن آن را اجرا کردهاند. این پایانبندی که چندان هم طولانی نیست، تماشاگر را به شدت بهتزده میکند و اگر تماشاگر با اشتیاق خاصی این فیلمها را دنبال کرده باشد و علاقه زیادی به این فرانچایز داشته باشد، ممکن است دچار آسیب روحی شود. قطع موسیقی متن و نماهایی دقیق که با حساسیت زیاد فیلمبرداری شدهاند، باعث شدهاند تا فیلم Avengers: Infinity War یکی از بهیادماندنیترین پایانبندیها را در میان فیلمهای سینمایی چند سال اخیر داشته باشد و سکانس پس از تیتراژ پایانی دقیقا پیام مورد نظر سازندگان فیلم را به مخاطب برساند.
با این حال این توجه به ثانوس به اندازه کافی به محفل سیاه، گروه نوچههای وفادار ثانوس معطوف نشده است و ورود آنها برای فردی که با کامیکبوکهای مارول آشنا نیست، گیج کننده خواهد بود. هر چهار عضو محفل سیاه به تنهایی بسیار جالب به نظر میرسند اما در میان آنها، تنها Ebony Maw و Proxima Midnight هستند که کمی میتوانند خود را به عنوان کاراکتر نشان دهند.
اما تمرکز بر ثانوس باعث نشده تا جی و آنتونی روسو، کارگردانان فیلم، از دیگر شخصیتهای فیلم غافل شوند. در فیلم Avengers: Infinity War، مبارزه با ثانوس به سه قسمت تقسیم میشود. ثور به همراه راکت و گروت در پی کسب سلاحی برای کشتن ثانوس است، تونی استارک، دکتر استرنج، مرد عنکبوتی و نگهبانان کهکشان مستقیما به ثانوس حمله میکنند و کاپیتان آمریکا و بلک پنثر قصد دارند تا از ویژن، مالک سنگ ذهن محافظت کنند. تقسیم فیلم به این سه جبهه باعث شده تا لحظهای جریان فیلم از حرکت نایستد و مدت زمان طولانی فیلم نیز به هیچ وجه آزاردهنده نباشد.
یک تیم رویایی!
اما این تقسیم بندی مضراتی هم داشته است. در حالی که دو قسمت اول این جبهه به خوبی پرداخته شدهاند، اما وقت چندانی در اختیار کاپیتان آمریکا و همرزمانش قرار داده نشده است. در حالی که دیگر کاراکترهای فیلم زمان کافی در این ۱۴۹ دقیقه دارند تا خود را نشان دهند، در واکاندا، به غیر از بروس بنر، ویژن و واندا ماکسیموف، دیگر شخصیتها فقط به عنوان مهرههای سرباز صفحه شطرنج در برابر دوربین ظاهر میشوند و قربانی تعدد کاراکترهای فیلم میشوند. حتی کاپیتان آمریکا و بلک پنثر نیز به اندازه دیگر اعضای انتقامجویان عرض اندام نمیکنند و عواقب اتفاقات فیلم Civil War به شکل کامل نمایش داده نمیشوند. با این حال کارگردانان به درستی به ویژن و واندا وقت دادهاند تا بیشتر از فیلمهای قبلی خود را در دل مخاطب جا کنند. بروس بنر نیز که با فیلم Thor: Ragnarok متحول شده، یکی از جذابترین و دوستداشتنیترین شخصیتهای فیلم است.
اما دو جبهه دیگر این جنگ جذاب و تماشایی هستند. پس از انتخاب بندیکت کامبربچ به عنوان دکتر استرنج، همه منتظر تقابل دکتر استرنج و تونی استارک بودند و تقابل آنها به هیچ وجه ناامیدکننده نمیشود و حتی منجر به لحظات بسیار دراماتیکی میشود. همکاری دکتر استرنج، تونی استارک و پیتر پارکر با نگهبانان کهکشان، هم بار طنز بسیار مناسبی دارد و هم از نظر اکشن غنی است. نگهبانان کهکشان همچنان در خلق لحظات خندهدار در میانه یک فیلم کاملا جدی موفق هستند و البته این مسئله باعث نشده تا در لحظات جدی فیلم، مانند وصلهای ناجور به نظر برسند و از نظر شخصیتی، کاملا ملموس هستند.
طنز فیلم Avengers: Infinity War برای افرادی که MCU را دنبال کردهاند بسیار آشنا است و به هیچ وجه کهنه نشده است. اما استفاده از این طنز در این فیلم جدی کار سختی است که برادران روسو از پس آن برآمدهاند. قسمتهای طنز فیلم، موفق میشوند تا تماشاگر را بخندانند و سپس با نمایش قدرت ثانوس و فرزندانش، به او یادآور شوند که دیگر هر چقدر هم قهرمانان فیلم تلاش میکنند تا با جوک گفتن نشان دهند که از دشمن خود نمیترسند، ثانوس قاعدهای مستثنا است.
نگهبانان کهکشان نقش بسیار پررنگتری از آنچه که تصور میشد، ایفا میکنند.
ترکیب ثور، راکت و گروت روی کاغذ جذاب به نظر میرسد و مقابل دوربین نیز همینقدر جذاب است. تفاوتهای شخصیتی راکت و ثور منجر به خلق لحظاتی دیدنی و بامزه شده است و تلاش ثور برای به دست آوردن یک سلاح جدید با قدرتی غیر قابل تصور، از نظر هیجان چیزی از دیگر قسمتهای فیلم کم ندارد و حضور پیتر دینکلیج نیز باعث افزایش جذابیت این قسمتها شده است. همچنین، فیلم Infinity War به خوبی روند تحول کاراکتر ثور را پس از تمام وقایع فیلمهای Thor دنبال کرده است تا او یکی از برجستهترین قهرمانان این فیلم باشد.
پس از ۱۰ سال کاملا مشخص است که MCU از نظر فرم محتوایی و فنی به کمال رسیده است و مارول راز ساخت یک فیلم اکشن کامیکبوکی خوب و خوشساخت را به خوبی فراگرفته است. فیلم Avengers: Infinity War پایانی کاملا مناسب برای ۱۰ سال ابتدایی این فرانچایز عظیم است و غیر از این که میتوان آن را جز بهترین فیلمهای کامیکبوکی دانست، نشان میدهد که افقی جدید در انتظار MCU است و تماشاگر برای آن هیجانزده و چشمانتظار خواهد بود.
با تمام مشکلات بازی Fallout 76، بازیکنان حداقل از این نکته که بازی لوتباکس ندارد و پرداختهای درون برنامهای محدود به لوازم تزئینی است خوشحال بودند. به نظر میرسد این نکته مثبت هم به زودی از بین خواهد رفت. با لوکتو همراه باشید.
فیلم First Man بر اساس داستان واقعی زندگی نیل آرمسترانگ و سفر او به ماه ساخته شده است. این فیلم چقدر به واقعیت وفادار است؟ با لوکتو همراه باشید.
در نمایشگاه E3 2018 طی کنفرانس سونی استودیو رمدی با دستی پر به میدان آمد و از بازی جدید خود در سبکی شبیه به بازی Quantum Break با نام Control رونمایی کرد. با گذشت چند ماه به تازگی تصاویر پروضوحی از این بازی منتشر شد. با لوکتو همراه باشید.
سریال Titans اولین سریال شبکه اینترنتی DC Universe است که براساس کامیکهای DC ساخته شده است و توانسته رضایت مخاطبان خود را جلب کند. با لوکتو همراه باشید.
در سومین قسمت اخبار هفته به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته تا تاریخ ۸ آذر ۹۷ پرداختهایم. با لوکتو همراه باشید.