تنها دشمن شما، کابوس های شما هستند
فیلم It Comes at Night، در نگاه اول، یک فیلم ترسناک آخرالزمانی کلیشهای با هیولاهای آدمخوار و جهش یافته و کاراکترهای درگیر تصمیمات اخلاقی گوناگون به نظر میرسد، اما پس از پایان فیلم است که متوجه میشوید، هیچ فیلم آخرالزمانی دیگری را مانند It Comes at Night ندیدهاید که اینگونه شما را بترساند.
فیلم It Comes at Night، با نمای بسته از چهره پیرمردی شروع میشود که به یک بیماری مرگبار متبلا است و ظاهرا، این بیماری به شدت قابل انتقال است. در سکانس بعد، خانواده پیرمرد، او را از درد خلاص میکنند و جسد او را میسوزانند. در همین ابتدا متوجه میشویم که جامعه به دلیل این بیماری از بین رفته است، اما هیچگاه با ماهیت این بیماری یا بلایی که سر دیگران آمده، مواجه نمیشویم. تنها میفهمیم که نسل بشر در آستانه انقراض است و دنیای بیرون جای به شدت خطرناکی است. از همین ابتدا مشخص میشود که ترس فیلم، ناشی از ناشناختهها است. این ترس از ناشناختگی، تا آخرین لحظه شما را رها نمیکند. تری ادواردز شولتز، کارگردان فیلم، به خوبی از این عامل کلاسیک سینمای وحشت در فیلم خود استفاده کرده است.
شولتز در طول فیلم، به هیچ وجه به دلیل وقوع این اتفاق نمیپردازد و تنها به نمایش اثر آن بر یک خانواده بسنده میکند و دنیا را از زاویه دید آنها، مخصوصا تراویس، پسر خانواده نمایش میدهد. تراویس 17 ساله، با بازی کلوین هریسون جونیور، در حساسترین دوران زندگیاش با این فاجعه مواجه شده است. او به جای اینکه از زندگی نوجوانانه لذت ببرد و تجربیات جدید کسب کند، در دنیایی گیر کرده که به شدت خطرناک است و تنها کار ممکن، زنده ماندن است. او حتی نمیداند که دقیقا از چه میترسد و چگونه ممکن است بمیرد. تمام این اتفاقات، بر روحیه در حال شکل او تأثیرگذارند.
تراویس دچار کابوسهایی است که هم از دنیای پیرامون او نشأت میگیرند و هم زاده ذهن آشفته او هستند و باعث افزایش وحشت او از زندگی کردن شدهاند. ذهن تراویس، باید درگیر کشف لذتهای زندگی و معنای آن به عنوان یک نوجوان باشد، اما در عوض، دائما دچار تروما میشود. در واقع، نام It Comes at Night (در شب میآید) نیز به همین کابوسها اشاره دارد که او را بیشتر از هر چیز دیگری آزار میدهند.
دنیای بیرون نیز تفاوتی با یک کابوس ندارد. پدرخانواده، پل، با بازی جوئل اجرتون، برای حفظ خانوادهاش حاضر است هر کاری را انجام دهد و همسر او، سارا، با بازی کارمن اجوگو، از او کاملا حمایت میکند. این تنها راه زنده ماندن در این دنیا است. پس از این که پل، فرد ناشناسی به نام ویل، با بازی کریستوفر آبوت را در حوالی خانهاش پیدا میکند، در کشتن او تردیدی ندارد، زیرا میداند که خانوادهاش اینگونه بیشتر در امان خواهند بود، اما ویل موفق میشود او را قانع کند که به او و خانوادهاش کمک کند. پل و سارا، علیرغم این شرایط به شدت جهنمی، دوست دارند باور کنند که انسانیت شاید هنوز زنده مانده است. پس از این که پل مطمئن میشود که ویل دروغ نمیگوید، او، همسرش کیم، با بازی خوب رایلی کیوه و کودک خردسالشان را پناه میدهد. ویل و کیم نیز دوست دارند که متمدنانه رفتار کنند و به کسی آزار نرسانند اما آنها نیز برای حفظ پسرشان، از کاری فروگذاری نمیکنند.
در دنیای فیلم It Comes at Night، هیچکس برای زنده نگهداشتن خانواده خود، ریسک نمیکند، اما در عین حال، هنوز به انسانیت امیدی هست.
در واقع، این چهار شخصیت، همگی خط فکری مشخصی دارند و کاملا به شرایط زندگی در این دنیای کابوسوار آشنا هستند. این تراویس است که در میان این 4 بزرگسال، به شدت تحت عواملی چون رفتارهای ناپدریش، پل و مخصوصا کیم جوان و جذاب، دچار نوعی گیجی و بحران شخصیتی و حتی اگزیستانسیالیستی میشود و شاید برای لحظهای فکر میکند که دارد زندگی عادی را تجربه میکند، اما در نهایت میداند که در این دنیا تنها است و آیندهای منتظر او نیست.
فیلم It Comes at Night، فیلمنامه بسیار خوبی دارد و به جرأت میتوان گفت که تری ادوارد شولتز یکی از بهترین فیلمنامههای سال را نوشته است. شولتز و مدیر فیلمبرداریاش، درو دنیلز، در فضاسازی و خلق یک محیط زیبا و در عین حال تهدیدآمیز، موفق بودهاند. فضای فیلم به گونهای است که پس از مدتی، هر نما، حس وحشت را که تراویس تجربه میکند، به تماشاگر القا میکند و فیلمساز برای ایجاد ترس، به هیچ عامل خارجی مانند یک انسان جهش یافته یا هیولای ناشناخته نیازی نداشته است. فیلم حتی چندان هم به خشونت متکی نیست، اگرچه از نمایش آن ابایی ندارد. در واقع، خشونت فیلم، جنبه روانی دارد و تأثیر روانی هر عمل خشونتآمیز، از تأثیر فیزیکی آن بسیار بیشتر است. تری ادوارد شولتز، با یک فیلمنامه بینقص و فضاسازی درگیرکننده، به خوبی تعلیق و هیجان را در فیلم خود ایجاد کرده است که دستاورد بزرگی در سینما است.
هر گونه تلاشی برای ایجاد نوعی از یک جامعه متمدن، سرانجام محکوم به شکست است.
شاید اگر به فیلم It Comes at Night، به چشم یک فیلم اکشن ترسناک نگه کردهاید و با چنین ذهنیتی آن را تماشا کردهاید، از آن لذت نبرید. فیلم It Comes at Night، به هیچ وجه در جریان رایج سینمای ترسناک هالیوود جا نمیگیرد اما توانسته با یک کارگردانی هوشمندانه و نمایش تعاملات میان کاراکترها که ناشی از بازی خوب بازیگران آن است و البته بررسی ذهن آشفته تراویس، اثری باشد که ترس و تعلیق را به مخاطب خود منتقل میکند و پس از نمای پایانی، او را بهتزده و وحشتزده از دنیای پیرامون خود که این روزها تفاوت چندانی با دنیای فیلم ندارد، رها میکند.
با تمام مشکلات بازی Fallout 76، بازیکنان حداقل از این نکته که بازی لوتباکس ندارد و پرداختهای درون برنامهای محدود به لوازم تزئینی است خوشحال بودند. به نظر میرسد این نکته مثبت هم به زودی از بین خواهد رفت. با لوکتو همراه باشید.
فیلم First Man بر اساس داستان واقعی زندگی نیل آرمسترانگ و سفر او به ماه ساخته شده است. این فیلم چقدر به واقعیت وفادار است؟ با لوکتو همراه باشید.
در نمایشگاه E3 2018 طی کنفرانس سونی استودیو رمدی با دستی پر به میدان آمد و از بازی جدید خود در سبکی شبیه به بازی Quantum Break با نام Control رونمایی کرد. با گذشت چند ماه به تازگی تصاویر پروضوحی از این بازی منتشر شد. با لوکتو همراه باشید.
سریال Titans اولین سریال شبکه اینترنتی DC Universe است که براساس کامیکهای DC ساخته شده است و توانسته رضایت مخاطبان خود را جلب کند. با لوکتو همراه باشید.
در سومین قسمت اخبار هفته به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته تا تاریخ ۸ آذر ۹۷ پرداختهایم. با لوکتو همراه باشید.