حدود 6 سال از معرفی بازی Cyberpunk 2077 گذشته است و حالا، به لطف انتشار تریلری بسیار زیبا در E3 2018 و پس از آن منتشر شدن تریلر گیمپلی اخیر بازی، تب و تاب حول محور این بازی بزرگ زیاد شده است. بازی بزرگی که در سه نمایشی که به طور کلی داشته، موفق شده تا لقب یکی از جاهطلبانهترین عناوین صنعت را به خودش اختصاص دهد. اما چه دلایلی وجود دارند که باعث میشوند ما، بدون چون و چرا، به پروژه درحال توسعه CD Projekt Red اطمینان داشته باشیم؟
بدون شک در همین ابتدا باید به سابقه درخشان این استودیو لهستانی اشاره کرد، سابقهای که یکی از بهترین عناوین نسل هشتم، یعنی The Witcher 3: Wild Hunt را برایمان به ارمغان آورده، اما قصدمان این نیست که بخاطر کارهایی که این استودیو در گذشته انجام داده، هندوانه زیربغلش بگذاریم و چشم بسته در انتظار عنوانی باشیم که نه تنها بزرگتر از ساختههای قبلی CDPR است، بلکه عملی پرخطر و بسیار جاهطلبانه هم تلقی میشود. به همین دلیل، به جای صحبت از اینکه CDPR چیست و در طول عمر نه چندان طولانیاش چه شاهکارهایی خلق کرده، با نگاهی ساده به نمایش گیمپلی شب گذشته، روشن میکنیم که چرا، به این بازی بزرگ و چنین سازندگانی اطمینان داریم.
راستش را بخواهید، بدون در نظر گرفتن هیچ پیش زمینهای و فقط با دیدن افتتاحیه نمایش گیمپلی بازی، نام تاکشی کواچ (takeshi kovacs) در ذهنم شروع به چرخیدن کرد و باز هم رویای زندگی کردن در یک جهانی سایبرپانکی به سرم زد. رویایی که تا به حال، فقط موفق به تماشا کردنش شدهام. اما یادآوری نام پروتاگونیست سری کتابهای Altered Carbon نیاز به جرقهای داشت که بیشک، بازی Cyberpunk 2077 در همان ابتدای نمایش موفق به روشن کردنش شد. نمایش بینقص و زیبای CDPR در نقطه آغازین، و با همان نمای ابتدایی، هرآنچه که از عنوانی در سبک سایبرپانک انتظار داشتیم را در خودش داشت و رفتهرفته و با به نمایش گذاشتن جزییات بیشتر، مفهوم غوطهوری که سازندگان صحبتهای بسیاری در رابطه با آن کردهاند را معنا بخشید. چشم مخاطب از همان لحظه ابتدایی با مفاهیم جدید، طراحیهای سایبرپانکی بینقص، سلاحهای آینده نگرانه، سیاهی و تاریکی، ناامیدی حاکم بر جامعه و در نهایت، با نوعی پادآرمانشهرسیاسی آشنا میشود. مواردی که بدون شک از المانهای اصلی ژانر هستند و البته، به لطف دقت عمل توسعه دهندگان، به زیبایی و به درستی پیاده سازی شدهاند. این پیاده سازی درست در همان لحظات ابتدایی، حال و هوای دنیایهای سایبرپانکی درجه یکی مانند Blade Runner، Altered Carbon و Ghost In the Shell را برایم زنده کرد و باعث شد تا اینبار، خودم را نه فقط بیننده، بلکه عضوی از این جهان تصور کنم و بیاختیار خودم را در همراهی با محبوبترین شخصیت سایبرپانکیام، یعنی تاکشی کواچ متصور شوم.
نمایش شب گذشته بازی Cyberpunk 2077 با پروتاگونیست داستان، که شمایلی ضدقهرمان گونه دارد، آغاز شد و بعد از درگیری، ما را وارد محیطی کرد که در خطزمانی دیگری جریان دارد، اما فقط و فقط ۶۰ سال از دنیایی که ما میشناسیم فاصله گرفته. جدا از مباحث فنی موجود در تریلر، شهری که CDPR به نمایش گذاشت، تمامی عناصر یک شهرسایبرپانکی را در خود دارد، از جمعیت بسیار زیاد و فساد گرفته تا ساختمانهای بلند و اختلاف طبقاتی، اما Night City نمایش داده شده، با وجود همه دور شدنهایش از حقیقتی که امروز تجربه میکنیم، همچنان آشنا و قابل تصور بود. و این آشنایی ناخودآگاه، که حاصل از غرق نشدن طراحیهای بازی در فضاهای بسیار آینده نگرانه است، باعث شد که همگی پس از دیدن شهر، با وجود حیرتزدگی، بخشهایی از واقعیت را هم لمس کنیم و این جادویی است که عنوانی در سبک کلی علمی و تخیلی به آن نیاز دارد تا موفق شود، مخاطبش را در دنیایی که ساخته غرق کند. آشنا بودن Night City در بخش ناخودآگاه ذهن ما، کمک بزرگی به باور کردن دنیایی میکند که در بازی Cyberpunk 2077 پیش رویمان قرار خواهد گرفت. Night City با وجود نمایش کوتاهش، تداعی کننده زندگی در دنیایی غریب، ترسناک، بیگانه و بیرحم بود که به قول سازندگان، در هرگوشهاش خطری در کمین است، اما همین شهر غریب، حسی آشناپندارانه را زنده میکرد که باورپذیری و درک کردن فضایش را دوچندان میکند.
در کنار طراحی عالی شهر که البته فقط بخش بسیار کوچکی از آن را دیدیم، فضای کلی بازی، در کنار پیامهای سیاسی، اجتماعی و روانشناسانهای که در همین نمایش کوچک ظاهر شد، نوید بخش یک بازی ویدئویی پرمغز و طوفانی است. نمایش اخیر بازی Cyberpunk 2077 در همان ۴۸ دقیقه، کلیتی دقیق از تعاملات اجتماعی دنیایش را به نمایش گذاشت و به مخاطب نشان داد که خطر و غربت، فقط مفاهیمی نیستند که سازندگان برای ایجاد تب و تاب از آن دم بزنند. ماموریت انجام شده در این دمو، روابطی ناپایدار را در بازی نشان داد که لازمه اصلی ژانر سایبرپانک هستند، روابطی که اعتماد در آن جایی ندارد و همه چیز برپایه سود فردی و یا گروهی (و نه اجتماعی) برنامهریزی میشود. اما آنچه که این قوانین را جذابتر میکرد، وجود حق انتخابی آزادانه برای مخاطب بود، انتخابی که نه فقط یک یا دو راه، بلکه روشهایی کاملاً حقیقی را پیشروی V و همکارش جکی میگذاشت. از عدم ملاقات با ماموران و جمع کردن پول برای خرید ربات گرفته تا انجام یک معامله با ماموران و حمله به پایگاه رویس. این گستره انتخاب، اما در دنیایی که بازی به تصویر کشیده بیشک جذابتر خواهد بود و به واسطه سیستم سیال انتخابها، که خللی در سرعت کلی بازی ایجاد نمیکنند، پتانسیلی عظیم برای خلق لحظات هیجان انگیز میسازد. در کنار این فضای اجتماعی کلی، وضعیت انسانیت و حقیقت وجودی یک انسان که موضوعی فردیتر و روانشناسانه است، در بازی مورد توجه قرار گرفته است، چرا که در زمان خرید آپگریدهای جدید، V برای به دست آوردن هر آپگرید و قطعه، علاوه بر واحد پول بازی که یورودلار است، باید مقداری از انسانیتش را هم کنار بگذارد. ممکن است واحدی که در بازی با نام Humanity Cost نام گذاری شده، فقط یکی از مکانیکهای گیمپلی باشد، اما توجه سازندگان به دور شدن از انسانیت آدمهایی که در دنیای سایبرپانک زندگی میکنند و تاکید بر تفاوتهای میان انسان خالص و انسانی نیمه ماشینی، باید مورد توجه قرار بگیرد. چرا که این بحث، نه تنها یکی از اصلیترین المانهای ژانر است، بلکه نگاهی روانشناختی و عمیق به بازی میبخشد که شاید نظیرش را فقط در عنوانی مثل Deus Ex که خود یکی از آثار عمیق دنیای بازیهای ویدئویی است، دیده باشیم.
همچنین توسعه دهندگان بازی Cyberpunk 2077 در CDPR با به نمایش گذاشتن، این دمو، به خوبی نشان دادند که شجاعت بسیار زیادی در بیان نظریات و دیدگاههایشان دارند، درست است که این نمایش به هیچ عنوان بیانیهای صادر نمیکند، اما فضای کلی نمایش و ساخت عنوانی تند و خشن و به تعبیری برهنه در ژانرسایبرپانک، شجاعتی بسیار را طلب میکند. چرا که این ژانر به طور کلی، نمایانگر دنیایی پادآرمانشهرگونه است که فقر و بیچارگی را در کنار ثروت و خوشبختی نشان میدهد، اختلافی عظیم که معمولاً از به فعالیت دولتی جهانی که جز را فدای کل میکند، به وجود آمده است. اما درگیری V با نیروهای دولتی در همین دموی ابتدایی، نشان میدهد که بازی Cyberpunk 2077 تمرکزی ویژه روی پیامهای سیاسیاش داشته و قصد ندارد تا عقب بکشد. پیامهایی سیاسی و دهشتناک که میدانیم، CDPR به خوبی از پس آنها برخواهد آمد، چرا که سری The Witcher هم در باطن، عنوانی به شدت سیاسی است.
شجاعت، صداقت و احترام تیم سازنده به مخاطب را در بخش دیگری از این نمایش هم میتوان جست و جو کرد، نامه پنهان شده تیم سازنده بازی در این نمایش، بیان میکند که آنها تردید بسیاری برای نمایش عمومی بازی داشتند و هنوز ایدههای زیادی برای اجرا کردن دارند. سازندگان در این نامه همچنین بیان میکنند که دموی نمایش داده شده، ممکن است تفاوتهای فاحشی با نسخه نهایی بازی داشته باشد. این شجاعت، صداقت و البته عذرخواهی از مخاطب به علت منتظر ماندن برای نمایش گیمپلی بازی، موضوعی است که این روزها فقط و فقط از توسعهدهندگانی مثل CD Projekt Red برمیآید.
نمایش اخیر بازی Cyberpunk 2077 به طور کلی چند نکته بسیار مهم را ثابت میکند، این نمایش در ابتدا ثابت میکند که استودیو لهستانی، ژانر سایبرپانک را به خوبی شناخته و موفق شده با چینش دقیق عناصر آن، فضایی بینقص که در عین نوآوری، یادآور عناوین بزرگ ژانر نیز هست را بسازد. فضایی که دلمان لک زده تا نسخهای گسترده از آن را در یک بازی ویدئویی تجربه کنیم. در قدم بعدی، این نمایش ثابت کرد که CDPR هنوز هم نوآورانه رفتار کرده و از خطرپذیری هراسی ندارد و به همین جهت است که در نمایشی ۴۸ دقیقهای از بازی، شاهد انتخابهای آزادی هستیم که نشان میدهند، قهرمان داستان، یعنی مخاطب، کسی است که با تصمیماتش به دنیای بازی معنا میبخشد. (بر خلاف بسیاری از توسعه دهندگان دیگر، CDPR به جای سخنوری، مکانیکهای بازیاش را نمایش میدهد) این موضوع باعث میشود که مخاطب همانند یک پروتاگونیست در دنیای سایبرپانک، ارزشهایش را خودش تعیین کند، ارزشهایی که بخشی از آن در زمان ساخت شخصیت V در منوها مشخص میشوند و نشان میدهند که تبدیل شدن به یک قهرمان یا ضدقهرمان، به شما وابسته خواهد بود. در انتها اما سازندگان بازی، پس از دمویی که ثابت میکند بازی نه تنها از نمایش عمومیاش در E3 2018 ضعیفتر نیست، بلکه عظیمتر از انتظارات نیز هست، با صداقتی مثال زدنی با مخاطبش ارتباط گرفته و بیان میکند که بازی Cyberpunk 2077 راهی طولانی را برای پیمودن در پیش دارد.
در نهایت باید گفت که CD Projekt Red با نمایش ۴۸ دقیقهای گیمپلی بازی Cyberpunk 2077 نه تنها ثابت کرد که در حال ساخت عنوانی فراتر از انتظار است، بلکه با رفتاری حرفهای نشان داد که هنوز هم یکی از قابل اعتمادترین توسعه دهندگان بازیهای ویدئویی است. این نمایش حداقل من را برای دست پیدا کردن به رویایی سایبرپانکیام مطمئن کرد.
با تمام مشکلات بازی Fallout 76، بازیکنان حداقل از این نکته که بازی لوتباکس ندارد و پرداختهای درون برنامهای محدود به لوازم تزئینی است خوشحال بودند. به نظر میرسد این نکته مثبت هم به زودی از بین خواهد رفت. با لوکتو همراه باشید.
فیلم First Man بر اساس داستان واقعی زندگی نیل آرمسترانگ و سفر او به ماه ساخته شده است. این فیلم چقدر به واقعیت وفادار است؟ با لوکتو همراه باشید.
در نمایشگاه E3 2018 طی کنفرانس سونی استودیو رمدی با دستی پر به میدان آمد و از بازی جدید خود در سبکی شبیه به بازی Quantum Break با نام Control رونمایی کرد. با گذشت چند ماه به تازگی تصاویر پروضوحی از این بازی منتشر شد. با لوکتو همراه باشید.
سریال Titans اولین سریال شبکه اینترنتی DC Universe است که براساس کامیکهای DC ساخته شده است و توانسته رضایت مخاطبان خود را جلب کند. با لوکتو همراه باشید.
در سومین قسمت اخبار هفته به مرور مهمترین اخبار هفته گذشته تا تاریخ ۸ آذر ۹۷ پرداختهایم. با لوکتو همراه باشید.