فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» به قدری بیارزش است که به نظر میرسد نوشتن درباره آن، کاری بیهوده باشد. سازندگان این فیلم نه تنها تلاشی برای ارائه حتی ثانیهای دارای محتوا یا فرم نمیکند، بلکه جار میزند که عوامل پشت صحنه، ذرهای با فیلمسازی یا داستان پردازی آشنایی ندارد.
حرف زدن درباره فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» سخت نیست، بلکه غیر ممکن به نظر میرسد چون میتوان گفت چیزی به نام داستان در این مجموعه بیهدف از تصاویر و صداهای آزاردهنده وجود ندارد. پویا مهدوی زاده، نویسنده این اثر بیارزش، شاید میخواسته تقابل دو زوج را که در نقطه مقابل هم قرار دارند، نشان دهد؛ او شاید میخواسته داستان پیرمردی را تصور کند که سعی دارد خاطرهای دور را به یاد بیاورد؛ اما آنچه را که به تصویر کشیده شده، نمیتوان یک داستان نامید.
فیلمنامه (البته فیلمنامه شمردن این کار، توهینی به هنر نویسندگی است) پویا مهدوی زاده، کاری بدون چارچوب، بیمحتوا، بیمایه، بیجان و به شدت بیمزه است. نه تنها این فیلمنامه به عنوان یک کمدی، یکی از بدترین کارهای سینمای ایران در سالهای اخیر است، بلکه حتی باعث میشود تا فیلمهای سخیف بیکیفیت محمد حسین فرح بخش نیز، فیلمهایی مفرح جلوه کنند. پویا مهدوی زاده، هیچ درکی از کمدی و طنز نشان نمیدهد و هر جا که مشخصا کم آورده است، فیلمساز به لودگی، سخافت و ابتذال روی آورده است. سکانسهای شلوغ و بیهدف فیلم، با هرج و مرج و سر و صدا پر شدهاند و هنوز فیلمسازان ایرانی تصور میکنند که آشوب و داد و قال، مترادف با طنز است. حرف زدن درباره شخصیتها نیز فایدهای ندارد چون شاهد هیچ شخصیت، هویت یا حتی کلیشهای در این اثر بیبرگ و بته بیشرمانه نیستیم.
شهرام شاه حسینی، کارگردان فیلم «هفتهای یک بار آدم باش»، هیچوقت کارگردان خوبی نبوده است و کارنامهای بسیار ضعیف دارد، اما فیلم «هفتهای یک بار آدم باش»، نقطه قعر جدیدی در زندگی حرفهای او است. البته بعید است که این (به اصطلاح) کارگردان به کیفیت کارهایش یا فیلمهایی که میسازد اهمیتی بدهد و در فضای سینمای امروزی ایران نیز قطعا شاهد «هنرنمایی»های بیشتری از او خواهیم بود. در هیچ نمایی از فیلم، ذرهای از اثر یک کارگردان کاربلد یا حتی فردی که برای ثانیهای به کاری که میکند، اهمیت میدهد، دیده نمیشود. این خصیصه به سایر عوامل فیلم نیز قابل تعمیم است. موسیقی متن و قطعات موسیقی به کار گرفته شده در فیلم، شکنجه مطلق هستند. خبری از ذرهای کیفیت هنری در فیلمبرداری و تدوین دیده نمیشود. فیلم «هفتهای یک بار آدم باش»، به قدری اثر کریه و قبیحی است که انگار مستانه مهاجر، تهیهکننده فیلم، شهرام شاه حسینی، کارگردان و پویا مهدوی زاده، نویسنده آن، قصد داشتهاند تا به مخاطب فیلم خود و سینمای ایران در مجموع، توهین کنند که با توجه به وضع بیمار سینما در ایران، دستاوری محسوب میشود.
شاید برای شما جالب باشد
- سورپرایزها و غایبین بزرگ نامزدهای جوایز اسکار 2022
- آشنایی با ژانر ترسناک | Horror
- بهترین بازیها برای علاقهمندان به آشپزی
فیلمهای کمدی ایرانی اگرچه عمدتا آثاری سخیف و مبتذل هستند، اما گهگاهی به لطف بازیگران خوبی که به خاطر مسائل مالی در آنها نقش آفرینی میکنند، برای ثانیههایی قابل تحمل میشوند اما فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» حتی از این ویژگی نیز بینصیب است. پژمان جمشیدی، باز هم مجبور به تکرار نقشهای قدیمی خود در فیلمهای کمدی شده است. رعنا آزادیور از یک مجسمه نیمهتمام نیز بیجانتر به نظر میرسد. پژمان بازغی مشخصا تلاشی برای نقش آفرینی نکرده است و رعنا قناعت نیز عملا میتواند زندگی حرفهای خود را قبل از آغاز، تمام شده بداند. اگرچه چیزی به نام فیلمنامه یا کارگردان در این اثر نمیتوان یافت، اما بازیگران فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» در حق هنر بازیگری جنایت کردهاند و کاراکترهای فیلم را برای حتی یک ثانیه نیز نمیتوان تحمل کرد.
فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» در سینمایی که عمدتا از فیلمهایی ضعیف و بیارزش پر شده است، به سطح جدیدی از خفت و بیمایگی دست پیدا کرده است. این زباله سینمایی باعث میشود تا آرزو کنیم که دیگر هیچوقت نام عوامل آن را جایی نبینیم. افسوس خوردن به حال سینمای ایران چارهای ندارد و فیلم «هفتهای یک بار آدم باش» نیز دلیل خوبی برای این مخاطب است که دیگر هیچوقت به دیدن یک فیلم ایرانی فکر نکند.
اولین نفری باشید که برای این پست نظر ارسال می کنید!