اگرچه مضمون یک بازی بین افرادی محتاج به پول که توسط عدهای ثروتمند عمدتا پا به سن گذاشته در قالب یک داستان در سریال Squid Game مطرح شده است، اما چنین مضمونی در واقع استعارهای از کاپیتالیسم و ساز و کار و دنیای رایج است. در بازی Squid Game نیز مانند دنیای واقعی، عدهای با ثروت خود، این قدرت را دارند که از آدمها به عنوان ابزار سرگرمی دورانداختنی استفاده کنند، آنها را با دروغهای جذاب گول بزنند و روی آنها برای لذت خود، شرط بندی کنند.
مردی به نام سئونگ گی هون – با بازی لی جونگ جائه (Lee Jung-Jae) – از همه نظر یک انسان شکستخورده است. گی هون با رانندگی درآمد ناچیزی دارد، ورشکسته است، مادر مریضی دارد که از پس هزینههای درمانش برنمیآید، قمار میکند، بدهکار است و از همه مهمتر، همسر سابقش میخواهد دخترش را به آمریکا ببرد. در اوج درماندگی، مرد مرموزی به گی هون پیشنهاد میکند که در مسابقهای شرکت کند و با پیروزی در آن، پول زیادی را برنده شود. گی هون که راه دیگری برای فرار از مشکلاتش و از همه مهمتر، نگه داشتن دخترش نمیبیند، وارد این بازی میشود و خیلی زود متوجه میشود که این بازی به ظاهر بچهگانه، عواقب بسیار سنگین و جبران ناپذیری دارد.
یکی از ایرادهای اساسی سریال Squid Game را نمیتوان واقعا به گردن هوانگ دونگ هیوک (Hwang Dong Hyuk)، خالق آن انداخت. اگرچه سریال Squid Game سرشار از اشارههای پنهان و استعارهای متعدد است؛ اما با استفاده از دیالوگ، هوانگ دونگ هیوک تلاش کرده است تا مخاطب را حتما در جریان تمام اتفاقات قرار دهد که این کار شامل تکرار بعضی از دیالوگها نیز شده است. اگرچه تکثر دیالوگها در سریالهای آسیای شرقی تقریبا رایج است اما سریال Squid Game پا را کمی فراتر گذاشته و تعداد زیاد دیالوگهایی که بسیاری از آنها واقعا ضرورتی ندارند، آزاردهنده میشود و هیچ جایی برای تخیل مخاطب باقی نمیگذارند.
از این نظر چنین قصوری را نمیتوان به گردن هوانگ دونگ هیوک انداخت که مخاطب امروزی، از چنین چیزی کاملا استقبال میکند. به لطف فرنچایزهای بزرگ دنیای سرگرمی و البته افت کیفیتی سیستمهای تحصیلی، مخاطب امروزی تنبل شده است و عادت کرده است که تولیدکننده، همه چیز را حاضر و آماده به او تحویل دهد. مخاطب مدرن دنیای سرگرمی در حال از دست دادن قدرت تخیل خود است و از اساس با این امر که باید در مورد چیزی فکر کند، مشکل دارد. پس شاید اینکه سریال Squid Game اصرار دارد تا تمام اتفاقات را کاملا توضیح دهد، از نظر ۹۹ درصد مخاطبان مورد پسند قرار گیرد اما رایج شدن این ویژگی بین آثار امروزی بسیار نگران کننده است.
البته همانطور که گفته شد، سریال Squid Game سرشار از اشارات و استعارات مختلف است که با دقت زیادی از سوی هوانگ دونگ هیوک گنجانده شدهاند. بسیاری از آنها آشکار و تعدادی از آنها نیز مخفی هستند اما هیچ کدام باعث نمیشوند تا Squid Game تبدیل به اثری مبهم شود و مخاطب را سرگرم نکند. در واقع، به عنوان داستانی درباره تعدادی انسان که به پایان خط رسیدهاند و بین مرگ و پیروزی در بازی مرکب، شانسی ندارند، سریال Squid Game اثری موفق و سرگرمکننده است که با خلق هیجان و لحظات احساسی که مخاطب را تکان میدهند، او را تا انتهای آخرین قسمت پای نمایشگر نگه میدارد.
البته این موفقیت به این معنی نیست که سریال Squid Game در روایت خود بدون ایراد نیست. اتفاقا روایت این سریال دارای مشکلات زیادی است که در اپیزودهای پنج تا هفت میتوانند مخاطب را پس بزنند. شخصیتهای سریال، هر چند با این هدف خلق شدهاند که عمدتا خاکستری باشند و هوانگ دونگ هیوک سعی نکرده تا قهرمانسازی یا ضدقهرمانسازی کند، اما به غیر از کانگ سائه بیوک – با بازی جونگ هو یئون (Jung Ho-Yeon) و تا حدی نیز سئونگ گی هون، همذاتپنداری با دیگر کاراکترها کار سادهای نیست. کانگ سائه بیوک و همتیمیاش، جی یئونگ در تیلهبازی شاید تنها کاراکترهای سریال هستند که با کهنالگوی «قهرمان» مطابقت دارند و در اپیزود شش، تنها کاراکترهایی هستند از نظر احساسی مخاطب را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند. به غیر از کاراکترهای کاملا سیاه از جمله دئوک سو و می نیو – با بازیهای هئو سونگ تائه (Heo Sung-Tae) و کیم جو ریونگ (Kim Joo-Ryoung) - سایر کاراکترها چندان چنگی به دل نمیزنند. برای مثال پیرمرد شماره یک دچار یک تومور مغزی است که تواناییهای ذهنی او را مختل کرده است ولی هوانگ دونگ هیوک در نمایش این تواناییها در سریال خود زیادهروی کرده است تا اینکه مخاطب حتی بیشتر از گی هون از او سرخورده میشود. گی هون و سانگ وو – با بازی پارک هائه سو (Park Hae-Soo) تنها در سه اپیزود پایانی به دلیل تقابل مستقیمی که دارند میتوانند تماشاگر را نیز با خود همراه و تحریک کنند.
علاوه بر شخصیتپردازی، داستان جانبی نفوذ یک مأمور پلیس به بازی برای پیدا کردن برادرش، به دلیل اینکه اختتامیه قانعکنندهای ندارد، اضافی به نظر میرسد. اگرچه جون هو – با بازی وی ها جون (Wi Ha-Joon) – میتواند اطلاعاتی از سازمانی که اجراکننده این بازی است در اختیار مخاطب قرار دهد و حتی برادرش را نیز پیدا میکند، اما نحوه به پایان رسیدن داستان او، نیمهتمام به نظر میرسد. تنها راه نجات این خط داستانی به ظاهر نیمهتمام، ادامه دادن در فصل دوم است و عجیب است که هوانگ دونگ هیوک میگوید بابت ادامه این سریال مطمئن نیست. حتی پایان داستان اصلی نیز به گونهای است که انگار کار گی هون با این بازی به پایان نرسیده است. همچنین این امر که گی هون همه بازیها را دقیقا لحظه آخر میبرد، خیلی سریع تکراری میشود.
اگرچه هوانگ دونگ هیوک با هدف خاصی بازیها را انتخاب کرده است، اما از بین آنها، بازی شیرینی لانه زنبوری و تیله بازی جذابیت زیادی ندارند و در اپیزودهای متمرکز بر این دو بازی، وسیله، قربانی هدف کارگردان شده است. در بازی شیرینی لانه زنبوری، هوانگ دونگ هیوک قصد داشته خودفروشی و در تیله بازی قصد داشته سقوط اخلاقی انسان مدرن برای بقا و ثروت را به نمایش بگذارد و برای رساندن شعار خود به گوش مخاطب، در نمایش این بازیها شکست خورده است. بازی لانه زنبوری به تنهایی اصلا جذابیت و هیجانی ندارد و انتخاب مناسبی برای یک مسابقه بتل رویال به نظر نمیرسد، هر چند که این بازی اکنون به یک چالش پرطرفدار در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. تیله بازی نیز به دلیل اینکه هیچ تمرکز مشخصی روی خود بازی ندارد عملا اهمیتی ندارد و فقط بهانهای برای پرورش کاراکتر سانگ وو و رابطهاش با علی، رابطه بین سائه بیوک و جی یئونگ و سقوط اخلاقی گی هون با پیرمردی است که به او به چشم پدری نگاه میکرده که از آن محروم بوده است.
حتی بازی پل شیشهای نیز در ابتدا بازی منطقی و عادلانهای به نظر نمیرسد. پس از اینکه اجرا کنندگان تنها مهارت یکی از شرکتکنندگان در تشخیص شیشهها را از او میگیرند، کاملا مشخص است که عدالت در بازی مرکب، یک دروغ است اما شرکتکنندههای باقی مانده واکنشی به این اتفاق نشان نمیدهند و به نظر میرسد که این بیعدالتی را نیز مانند زندگی واقعیشان پذیرفتهاند. اما بازی آخر که همان بازی مرکب است که در بین کودکان اهل کره جنوبی بسیار طرفدار دارد، بازی فوقالعاده جذابی است و هوانگ دونگ هیوک که به خوبی با سبک سینمای اکشن کره جنوبی آشنا است توانسته با استفاده از فضاسازی و کارگردانی خوب، این بازی را به خوبی به تصویر کشیده و به شکل قانعکنندهای به پایان برساند و تا حد زیادی روی ایرادهای بازیهای قبل از خود سرپوش بگذارد.
با وجود اینکه سریال Squid Game عملا با کلیف هنگر به پایان میرسد، اما داستان بازی مرکب در این ۹ قسمت، علیرغم کاستیهایی که دارد، به خوبی جمع میشود و هر چند که شاید عدهای متوجه توییستهای پایانی داستان شده باشند، باز هم سورپرایزهای این سریال جذاب و از نظر داستانی، منطقی هستند. هوانگ دونگ هیوک اصرار زیادی به نشان دادن تورم روز افزون جامعه کره جنوبی، فاصله طبقاتی در جامعه، سقوط اخلاقی انسان، استیصال انسان مدرن به دلیل فقر، بردگی انسان برای پول، نگاه مصرفگرا به انسان و بیعدالتی در جامعه امروزی دارد و نتوانسته تعادل خوبی بین شعارگرایی و داستانسرایی در طول سریال Squid Game بر قرار کند، اما اپیزود پایانی با نمایش امید در (به شکل هجوآمیزی) آخرین لحظه مکالمه گی هون و او نام ایل، به شیوهای قانعکننده و تأثیرگذار، تا حد زیادی نواقص کار هوانگ دونگ هیوک را رستگار میکند.
شاید برای شما جالب باشد:
- نقد فیلم A Quiet Place Part II
سریال Squid Game اگرچه یک محصول سرگرمکننده از یک کارخانه تحت کنترل کاپیتالیسم است، اما در عین حال که مخاطب خود را مجذوب خود میکند، علیرغم تمام مشکلاتی که دارد، میتواند به او تلنگری نیز بزند و او را کمی به تفکر و تأمل وا دارد. پیدا کردن نشانهها و استعارات سریال باعث میشوند تا مخاطب سریال حتی پس از پایان آن نیز به داستان و کاراکترها بیاندیشد و درباره آن بحث و تبادل نظر کند که دیگر به ندرت میتوان این ویژگی را در دیگر سریالها یافت. از این رو، با وجود شخصیتپردازی غیرمتعادل، سکانسهای اضافی متعدد، دیالوگهای اضافی و تمایل بیش از حد هوانگ دونگ هیوک نویسنده به شعارگرایی، سریال Squid Game که اکنون به دلیل درآمدی که برای نتفلیکس کسب کرده، اثری ماندگار است، به دلیل مضمون خود نیز اثری قابل بحث، فراموشنشدنی و تأثیرگذار است که سر و صدای آن به این زودیها آرام نخواهد گرفت.
صبح امروز مراسم جوایز فیلمهای مستقل 2022 برگزار شد و مگی جیلنهال با دستی پر این مراسم را ترک کرد. با لوکتو همراه باشید.
بامداد امروز، در بیست و هشتمین دوره مراسم SAG Awards، بهترینهای بازیگری در سینما و تلویزیون در سال ۲۰۲۱ معرفی شدند. با لوکتو همراه باشید.
هوانگ دونگ هیوک به تازگی اعلام کرده است که سریال Squid Game ممکن است برای فصل دوم و سوم تمدید شود. با لوکتو همراه باشید.
در سال ۲۰۲۱، سریالهای جدید متعددی از تلویزیون و سرویسهای استریم پخش شدند. در این مقاله، ۱۰ سریال برتر جدید سال ۲۰۲۱ را مرور میکنیم. با لوکتو همراه باشید.
شب گذشته، انستیتو فیلمهای مستقل گاتام، برترینهای سینمای مستقل را انتخاب کرد. نکته قابل توجه، حضور سریال Squid Game در میان برندگان است. با لوکتو همراه باشید.